تبليغاتX
حجاب=ازادی یا اسارت؟

کدام معیار براي انتخاب ھمسر مناسب تر است ( قسمت اول )

اگر شناسنامه تان را ورق بزنید چھار واقعه زندگي در آن آمده اس ت: تولد، ازدواج، طلاق

و فوت؛ كه فقط در ازدواج و طلاق مختاريد، بنابراين ازدواج را نبايد سرسري گرفت بلكه

بايد با مطالعه و براساس معیارھاي حقیقي ھمسر را انتخاب كر د. قبل ازدواج حتماً با يك

متخصص يا يك مشاور خِبره در امور خانواده و برخوردار از اطلاعات امروزي مشاوره كنید.

در ھمه جا « علاقه بعداً پیدا مي شو د » ،« به ھم عادت مي كنی د » اين كه مي گويند

پیدا مي شود كه پايه و اساس ازدواج بر معیارھاي « بعداً » صحیح نیس ت. زماني علاقه

،«! دعواھاي پدر و مادرم مرا خسته كرده بود » عقلاني استوار شده باش د. با عنوان ھاي

و ... تن به ازدواج تحمیلي و « ھمه دوستانم ازدواج كرده ان د » ،« در تنگناي مالي بود م »

ناخواسته ندھی د. اگر از دعواھاي والدينتان خسته شده ايد دنبال فكر و چاره اساسي

باشید، براي فرار از محیط پر آشوب خانه ازدواج نكنید كه ممكن است شما ھم به ھمین

مص یبت دچار شوي د! براساس نیازھاي اقتصادي ازدواج نكنید اگر مھر و محبت كه پايه و

اساس يك زندگي مشترك است وجود نداشته باشد ھمه چیز براساس تصادف و شانس

پیش مي رود، شايد تصادفاً خوب پیش رود و شايد ھم برعكس؛ و به علت اين كه

دوستانتان ازدواج كرده اند تن به ازدواج نا خواسته ندھی د. نبايد بدون جھت اعتماد به

نفستان را از دست دھید و نگران شويد كه مبادا كسي به سراغتان نیايد.

در ازدواج علاوه بر ھمسر، شناخت بستگان و خويشاوندان

وي نیز ضرورت دارد بنابراين وضعیت دوستان و اقوام بخصوص

بستگان نزديك در ھمسر گزيني نبايد ناديده گرفته شود.

توصیه مشاوران به مراجعان

-1 در انتخاب ھمسر عجله و شتاب نكنید. اين امر را با بررسي و تحقیق انجام دھید.

-2 در ھمسر گزيني وسواس به خرج ندھید؛ سعي كنید با ديده اغماض عوامل مختلف

را بررسي و تصمیم گیري کنید.

-3 چنانچه پدر و مادر و خانواده ھاي وابسته، س ختگیري كنند براي متقاعد كردن آنھا از

مشاور خانواده کمک بگیريد.

-4 از ازدواج تحمیلي خودداري كنید.

-5 در انتخاب ھمسر پس از بررسي معیارھاي طرف مقابل، وضعیت خود را با وي

مقايسه كنید و در صورت ھماھنگي تصمیم گیري نمايی د. بدون توجه به شرايط خود

انتخاب ايده آلي نکنید.

-6 در انتخاب ھمسر از پدر و مادر و خويشاوندان خود نظرخواھي كنید ولي مواظب

باشید چون به علت عدم تخصص ممكن است نظر آنان تح ت تأثیر معیارھاي خاص

مناسب نباشد. حتماً با مشاور واجد شرايط مشورت كنید.

-7 براي شناخت ھمسر از ھر دو روش مستقیم و غیرمستقیم استفاده نمايید و حتماً

قبل از خواستگاري، به طور مستقیم، از طريق م شاھده گفت و شنود، از او شناخت پیدا

كنید.

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

(کدام معیار براي انتخاب ھمسر مناسب تر است )

ضرورت چند نکته :

خانواده ھر دو نفراز نظر فرھنگي و سنت ھاي رايج نزديك به ھم باشند.

تا سر حد امكان، تمكن مالي دو خانواده متناسب با يكديگر باشد.

اگر ھر دو نفر اھل يك شھر نیستند حداقل در ساير زمینه ھا و آداب و رسوم نزديك به

ھم باشند.

ديدگاه ھاي دو خانواده از نظر مذھبي – سیاسي – اجتماعي و معاشرت نزديك به ھم

باشند.

در خانواده دو طرف پدرسالاري يا مادرسالاري به صورت مطلق وجود نداشته باشد.

تناسب جسمي – شكل – قیافه و اندام ھر دو نفر به ھم نزديك باشد تا حدي كه تفاوت

ھاي موجود خیلي چشمگیر نباشد.

.« به ھم بیايند » از نظر سن و سال متناسب باشند و به اصطلاع عامه

از نظر میزان تحصیلات، اختلاف فاحش نداشته باشند.

در انتخاب محل سكونت يا محل كار اختلاف سلیقه نداشته باشند.

از نظر طرز تفكر و انديشه اجتماعي به ھم نزديك باشند.

ديدگاھشان نسبت به زندگي يكسان باشد.

تفاوت ھاي شخصیتي و خصوصیت ھاي رفتاري فاحشي نداشته باشند.

تا آنجا كه مقدور است بھره ھوشي آنھا نزديك به ھم باشد.

داراي ديدگاه ھاي سیاسي گرايش ھاي اعتقادي و افق ھاي فكري نزديك به ھم

باشند.

ھر دو نفر استقلال رأي داشته باشند؛ يعني شخصاً در امو ر زندگي تصمیم بگیرند نه با

دھن بیني و تقلید از ديگران.

از نظر تفكرات مذھبي در دو قطب مخالف ھم نباشند كه اين مورد بسیار مسئله ساز

است.

داشتن اختلافاتي در موارد اشاره شده گرچه زندگي را سخت مي كند و امكان تفاھم را

به حداقل مي رساند ولي به شرطي كه طرفین اھل ت غییر، رشد، تكامل و پیشرفت

باشند، ھمزيستي را غیر ممكن نمي سازد.

كساني كه در زندگاني خويش درجا مي زنند و به فكر

پیشرفت نبوده و اھل تغییر و تحول نیستند بايد سعي كنند

گرد ھمسري كه با او اختلافات طبقاتي و فرھنگي زيادي

دارند نگردن د. آموخته ھاي طول زندگي را مي ت وان تغییر داد

زيرا ھمه آنھا اكتسابي ھستند و كافي است غلط بودنش

به فرد ثابت شود تا میل به تغییر آنھا فزوني يابد ولي عوامل

روان شناختي و ساختاري شخصیت افراد را به سختي مي

توان تغییر داد.

تغییر اين گونه عوامل و مواردي كه در شخصیت آدمھاست در صورتي حاصل مي شود

كه ھر دو طرف قبول كنند وجود تفاوت ھاي فاحش مسئله ساز است، پس شخص بايد

تغییر كند.

اين تغییرات نیاز به طول زمان، آموزش علمي، خواستن و به كاربردن تمرينات لازم دار د.

كافي نیست؛ گذشت آگاھانه در زندگي و پاكسازي ذھن از تعصبات، « خواست ن » تنھا

نقش اساسي در تفاھم و سازندگي دارد.

اين ھمه تلاش زماني ثمربخش است كه عشق و علاقه در میان باش د. عشق و علاقه

زمینه ساز گذشت مي شود و نقش مؤثري در م یل به تغییر آدمي بازي مي كنن د. اگر

اينھا نباشند ھیچ كس براي ھدفي اين چنین سخت تلاش نمي كند و اگر مھر و محبت

باشد و سازندگي ھم در پي آن بیايد، آن وقت زندگي معناي واقعي اش را پیدا مي كند

و اين مھم نیز میسر نیست مگر به لطف فداكاري ھر دو طرف؛ كه تغییر در يك طر ف

ھرگز كافي نبوده و نیست .

روش ھاي مطالعه براي انتخاب ھمسر

روش ھاي مطالعه براي انتخاب ھمسر به دو گروه تقسیم شده است :

الف : روش ھاي غیرمستقیم

در ابتدا براي شناخت فرد مورد نظر بايد از افرادي كه با وي در تماس ھستند اطلاعات

لازم كسب شود .

منابع كسب اطلاع به روش غیرمستقیم عبارت اند از:

-1 ھمسايگان

-2 خويشاوندان و دوستان خانواده

-3 ھمكاران پدر و مادر و ساير اقوام

-4 محل تحصیل و شغل

-5 ھمكلاس ھا و…

معمولاً كسي كه مي خواھد ازدواج كند بايد در اطراف و جوانب به تفحص و جستجو

بپردازد و درباره خانواده و ھمكاران، ھمكلاسي ھا و دوستان فرد تحقیق و بررسي كند و

از بین افراد ذي صلاح براي تكمیل اطلاعات خود اقدام كند.

براي انتخاب بايد در زمینه ھاي اجتماعي – فرھنگي تحصیلات وضعیت مالي

اخلا ق و س ن و شغل اطلاعات لازم كسب شود و فرد از نظر تطبیق وضعیت طرف مقابل

با شرايط خودش بررسي ھاي كافي به عمل آورد.

ب : روش ھاي مستقیم

دين اسلام بررسي ھاي مستقیم زن و مرد را در صورتي كه قصد ازدواج داش ته باشند

وقتي خداوند خواستگاري » : مجاز دانسته اس ت. پیغمبر اكرم (ص): در حديثي فرموده ان د

.« زني را به دل كسي انداخته باشد مانعي نیست كه او را بنگرد

با توجه به مطالب فوق مطالعه حضوري از نظر ديدن و كسب اطلاعات قبل از ازدواج (اگر

ھدف ازدواج باشد، نه كسب لذت) مانعي ندارد.

منابع

- مشاوره ازدواج و خانواده، تألیف سید مھدي حسیني

- جوانان و ازدواج (روان شناسي رفتار زوج ھاي جوان)، تألیف ا. كیھان نیا

- زناشويي راز خوشبختي، تألیف دكتر كاظمي خلخالي

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

يکي از عوامل اصلي سوء تفاھم ھاي زوج ھاس ت. « پول » پژوھش ھا نشان مي دھد

اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مس ائل مالي صحبت كنید، ازدواج با دوامي

خواھید داشت.

پول تعیین كننده ثروت اس ت. اما در ايجاد مساوات، امنیت،

عشق، قدرت و آزادي زوج ھا نقش دار د. احساس شما

نسبت به پول به مراتب مھمتر از میزان دارايي تان است.

پرسش ھاي مشكل ؛ 100 سؤال مھمي كه از نامزدتان مي » سوزان بايردر نويسنده

مي گوي د: ازدواج امیدھا، آرزوھا و ترس ھاي مالي خاص خود را به ھمراه « توانید بپرسی د

دارد. بسیار مھم است كه تصوير روشني از توقعات، انتظارات و خواسته ھاي خود داشته

باشی د. با نامزدتان در مورد مسائل مالي صحبت كنی د. نظر او را نسبت به نحوه اداره

مسا ئل مالي بپرسی د. ھر چه اطلاعات كامل تري از او و انتظارات خود داشته باشید،

بھتر مي توانید تصمیم گیري كنید.

نظر او را نسبت به بیمه درماني، بیمه عمر، صرفه جويي در محدوديت ھاي مالي

موجود، محل اقامت، ھزينه رھن، اجاره و وام، و ھزينه ادامه تحصیل بپرسید.

ادامه تحص یل مستلزم فداكاري ھمسران اس ت. زيرا بايد مخارج اضافي را براي تحصیل

شما اختصاص دا د. از طرفي در صورت ادامه تحصیل، شايد فرصت كافي براي كار كردن

نداشته باشید.

طرح چنین مسائلي بسیار مشكل اس ت. ولي باعث مي شود حالا و پس از ازدواج

خیالتان راحت باشد و تصمیم گیري تان بر اساس واقعیات موجود باشد نه رؤياھا و آرمان

ھ ا. اگر فرھنگ خانواده تان اجازه نمي دھد خودتان اين مسائل را مطرح كنید، از والدين

بخواھید آنھا را بپرسند.

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

- 1 درآمد ماھانه خواستگارتان چقدر است؟

- 2 آيا كار كردن ھر دوي شما لازم است؟

- 3 اگر خانم كار نكند، آيا ھمسر، خانه داري را باارزش مي داند؟

- 4 براي گذران زندگي چقدر درآمد كافي است؟

- 5 چگونه بايد خرج كرد؟ چه ھزينه ھايي در اولويت است؟

- 6 آيا با نحوه خرج كردن يكديگر توافق داريد؟ با چه مواردي موافق و با چه مواردي

مخالفید؟

- 7 اگر ھر دو كار مي كنید، پولتان را با ھم خرج مي كنید يا جداگانه؟

- 8 چه مبلغي (ھر دو) در بانك داريد؟

- 9 اگر خواستگارتان شغل آزاد دارد، چه مقدار از درآمدش را پس انداز يا سرمايه گذاري

مي كند و چه مقدار را خرج مي كند؟

- 10 چه كسي مسئولیت برنامه ريزي مالي را در درازمدت برعھده مي گیرد؟

- 11 براي داشتن احساس امنیت، چه مقدار پول كافي است؟

- 12 چند درصد از درآمد را پس انداز مي كنید؟ آيا نامزدتان با پس انداز در بانك موافق

است؟

- 13 چه كسي حساب دخل و خرج را دارد؟ چه كسي قبوض آب، برق، تلفن و گاز را

مي پردازد؟

- 14 در صورت بیمه نبودن نامزدتان، آيا با بیمه اختیاري (خويش فرم ا) ھر دو شما موافق

است؟

- 15 آيا نامزدتان بايد خرج والدينش را بدھد؟ در صورت پاسخ مثبت ماھانه چقدر از

درآمدش را به اين کار اختصاص مي دھد؟

- 16 اگر خداي نخو استه ازدواج تان به طلاق منجر شود آيا مي تواند مھريه را پرداخت

كند؟

- 17 آيا او با خريد وسايل اضافي براي منزل يا كادو براي دوست موافق است؟

- 18 آيا نامزدتان مي پذيرد كه دارايي قبل از ازدواج مثلاً زمین، خانه و ماشین به اسم

خودتان باشد؟

- 19 آيا خواستگارتان ب دھي ندارد و ورشكست نشده است؟ در صورتي كه بدھي دارد تا

چه مدت پس از ازدواج چه مبلغي بايد پرداخت كند؟

- 20 آيا مي توانید حساب جداگانه اي براي ھزينه ھاي منزل داشته باشید؟ يا ھر

كسي بخشي از درآمد خود را براي آن اختصاص دھد؟

- 21 آيا موافقید كه حساب پس انداز جداگانه اي داشته باشید؟

- 22 اگر پس از ازدواج با پول كار ھر دو شما خانه يا ماشین خريداري شود، آيا موافقید

كه سند آن به نام ھر دو باشد؟

- 23 اگر پس از ازدواج با بحران مالي يا ورشكستگي روبه رو شويد چه مي كنید؟

-24 آيا موافقید مبلغي را براي موارد غیره منتظره نظ یر ھزينه عمل جراحي يا بیمارستان

پس انداز كنید؟

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

نگاھي به چرايي کوچکتر بودن زنان از شوھران

زماني که علم جامعه شناسي آشکارا اع لام مي کند ازدواج در زمره پیچیده ترين روابط

انساني است، شايد بتوان تأمل زيادي در اين خصوص داشت و از زواياي مختلف آن را

مورد بررسي قرار داد، زيرا بسیار شنیده شده که ازدواج، مظھر برخورد فرھنگ و طبیعت

اس ت. به اين صورت که جامعه مي کوشد طبیعت را مھار کند و آن ر ا به فرھنگ تبديل

نمايد و به دلیل ھمین ويژگي ھاست که بیان مي شود میثاق زناشويي با توجه به زمان

و شرايط دوران خودش، دچار دگرگوني ھا و تغییراتي شده ، ولي نفس آن از قديم الايام

يکي بوده است.

ازدواج ابعاد گوناگوني دارد و انتخاب ھمس ر نیز گزينه ھاي متفاوتي دارد که جداي از

يکي از ويژگي ھايي است که مورد « سن »... نزديکي فرھنگ ھ ا، جغرافیا، تحصیلات و

توجه بوده و تفاوت سني در ھمه اعصار به گونه اي بوده که نشان مي دھد در تفاوت

سني زوجی ن، مرد چند سالي بزرگتر از زن بوده اس ت. به طوري که در ايران پديده

گزينش ھمسر، پراکندگي خاصي داشته است؛ از اين رو تفاوت سن زوجین در ايران

امري طبیعي به نظر مي رسد و میزان اين تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار مي گیرد که در

بیشتر موارد میان 4 تا 12 سال است.

اما بسیاري از جامعه شناسان معتقدند در يک جامعه صنعتي يا رو به صنعتي شدن و

پويا، معیارھا نیز در حال تغییر و دگرگوني اس ت. چه بسا ھنوز وجود داشته باشند افرادي

که به تفاوت سني میان زوجین با تأکید بزرگتر بودن مرد از زن صحه بگذارند، اما در جامعه

اي که زنان دست به فعالیت ھاي اجتماعي، فرھنگي، ھنري و حتي مطالعاتي و

سیاسي مي زنند، از نظر تحصیلات ارتقاء پیدا مي کنند و جايگاه ھا، موقعیت ھايي برتر

و يا ھمسان مردان به دست مي آورند و ھمین باعث مي شود مقوله سن در ازدواج آنان

نیز دچار تغییر شو د. مثلاً در جامعه امروز، بسیار ديده شده زناني که از ھمسران خود

بزرگتر ھستن د. با اين حساب مي توان گفت که نظريه ھمسر گزيني با توجه به شرايط

خاص ھر جامعه مي تواند تغییر يابد و در نھايت موجب طرح اين پرسش مي شود که آيا

بزرگتر بودن زنان از شوھرانشان موجب بروز مشکلاتي مي شود؟

پاسخ ھاي مختلفي شامل اين پرسش مي شود؛ پاسخ ھاي مخالف و موافقي که

بحث بر سر ھر کدام مي تواند نظر عده اي خاص را پاسخگو باشد.

به نظر من » : دکتر امان قرايي مقدم، محقق و استاد دانشگاه در اين خصوص مي گوي د

اين تفاوت سني، منفي است زيرا با تحقیقاتي که روي 2 ھزار و 167 پرونده طلاق انجام

داده ايم، به اين نتیجهرسیده ايم که يکي از مھمترين دلايل طلاق در میان زوجین، بروز

ھمین تفاوت سني اس ت. يعني بزرگتر بودن زن از مرد، زيرا اين پديده چه از نظر فرھنگي

و چه از نظر اجتماعي در جامعه ما پذيرفته شده نیست.

فرھنگ سنتي ايران مي گويد بزرگتر بودن مرد در ازدواج يک ارزش است و حتي در

محافل و مناطق روستايي ھم، شعرھايي در اين خصوص سروده اند، بنابراين اينگونه به

نظر مي رسد که اگر اين ازدواج ھا محکم نباشد، در مدت کوتاھي با شکست مواجه

«. مي شود

جامعه شناسان دلايل گوناگوني را در اين خصوص برمي شمارن د. آنان معتقدند رشد

علمي و فرھنگي زنان و به دست گرفتن بازار کار و کسب و ديگر موفقیت ھاي اجتماعي

در رشد آنان نقش داشته ا ست؛ اما از سوي ديگر، افزايش سن ازدواج و بعد اقتصادي، از

مھمترين عوامل چنین پیوندھاي زناشويي است.

دوستي داشتم که ھمیشه مي گفت من با يک زن » : حمید اکبر ي- کارمند، مي گوي د

پولدار ازدواج مي کن م. چند سالي از او خبر نداشتم تا اين که ھفته پیش او را ديد م.

سوار خود ر وي آخرين مدل شده بود و از ظاھرش مشخص بود که وضع مالي خوبي دار د.

برايم تعريف کرد که با خانمي 9 سال بزرگتر از خودش ازدواج کرده و از زندگي اش ھم

راضي است و به ھر چه مي خواسته، رسیده اس ت. خوشحال شدم ولي نتوانستم باور

«. کنم، چون آن دوست خیلي شاد و سر حال سابق نبود

ازدواج زن با مردي که از خودش کوچکتر است، از ديد جامعه شناسان غیر از بُعد

اقتصادي، به مسائل عاطفي و احساسي منوط اس ت. مثلاً دکتر قرايي مقدم در اين

خام بودن جوانان و تحت تأثیر احساسات قرار گرفتن، يکي ديگر از » : خصوص مي گوي د

دلايلي است که موجب چنین ازدواج ھايي مي شود، زيرا بايد در نظر داشت برخي

جوانان با توجه به بالا بودن درايتي که زن در برخي موارد دارد، ممکن است تحت تأثیر

قرار بگیرن د. بخصوص که در يک سن خاص زن خیلي بھتر مي تواند مرد را رام کن د. اگر آن

زن از موقعیت اجتماعي و اقتصادي خوبي ھم برخوردار باشد که اين کار آسان تر انجام

مي گیرد، زيرا پسراني که حداقل لوازم زندگي را دارند براي فرار از به دست آوردن اين

«. امکانات، ترجیح مي دھند چنین ازدواج ھايي داشته باشند

اين در حالي است که دکتر نويد ايرانپور، پژوھشگر مسائل خانواده در يک طبقه بندي به

چرايي و چگونگي اين ازدواج ھا اشاره مي کن د. وي معتقد است اين ازدواج ھا را

مي توان در 3 طبقه مجزا قرار داد:

ال ف- آن دسته از ازدواج ھايي است که بنابر اجبار صورت گرفته و خانواده با انتخاب

دختري بزرگتر از پسر بنابر از شرايط خاصي، پسر را به ازدواج مجبور مي کنند.

ب- ازدواج ھايي که بر پايه عشق و علاقه دو طرف بنا نھاده شدند.

ج- ازدواج ھايي که بُعد اقتصادي دارند.

با توجه به » : وي در ادامه سخنانش نتايج چنین ازدواج ھايي را اين گونه بیان مي کن د

نوع چگونگي ازدواج، مسلماً رفتارھاي متفاوتي نیز بروز پیدا مي کن د. در ازدواجي که مرد

بر پايه ع شق و يا ثروت خود را راضي کرده است که با زني بزرگتر از خود ازدواج کند دو

حالت پیش مي آي د: يا زن حاکم خانواده مي شود و يا اين مرد است که از قدرت برخوردار

اس ت. زيرا مردي که با توجه به شرايط اقتصادي زن ازدواج کرده است، برنامه ريزي مي

کند که چگونه از آن استفاده کند. در چنین شرايطي معمولاً جوان بودن خود را بھانه اي

«. براي اخاذي قرار مي دھد و زن نیز کوتاه مي آيد

غیر از اين، ازدواجي که بر پايه زور و اجبار است در نوع خود بدترين واکنش را داراست،

زيرا زن و مرد بیشترين تنش ھا را در خود خواھند داش ت. در چنین خانواده ھايي

بیشترين تنش بر سر اين موضوع است که چه کسي قدرت را در دست بگیرد، مرد يا

زن؟ مرد به دلیل نگرش سنتي مي خواھد مردانگي نشان دھد و حاکم خانه باشد و زن

به علت بزرگتر بودن نمي تواند اين نکته را تحمل کند و تنش بر سر قدرت، مي تواند نھاد

خانواده را دچار مشکل کند.

با مدير عامل شرکت کامپیوتري که در آن مشغول به کار بودم، ازدواج » : دوست مي گف ت

کرد م. او 7 سال از من بزرگتر است و ما 5 سالي است که زندگي مشترکي داري م.

راضي ام اما گاھي اوقات احساس مي کنم ھمانند يک مھره ھستم و ھیچ اراده اي از

«. خود ندارم. تنھا اين مورد است که ناراحتم مي کند

در حالي که عده اي از کارشناسان با اين کار مخالف ھستند، گروھي ديگر توافق دارند

که نمي توان يک حکم کلي براي چنین مسئله اي در جامعه ايران صادر کرد، زيرا ھنوز

تعريف مشخص و دقیقي از وظايف زن و مرد نسبت به ھم تبیین نشده و يا اگر شده

کمتر عملي مي شو د و به ھمین دلیل است که اختلاف ھا روز به روز بیشتر مي شود؛

بنابراين در حالي که در زندگي ھاي عادي زناشويي تنش ھايي را شاھد ھستیم،

طبیعي است میان خانواده اي که زن چند سالي ھم از شوھرش بزرگتر است، شاھد

حرف ھا و حديث ھايي ھم باشی م. به طور مثال به مرد مي گويند ھیچ کس را به او

نمي دادند و آمد اين زن را گرفت و يا اين زن سنش بالا رفته بود و مجبور شد با کوچکتر

از خودش ازدواج کند، که تمامي اين حرف ھا در کنار مشکلات ديگر مي تواند آسیب

پذيري خانواده را افزايش دھ د. عده اي از روان شناسان اجتماعي با نگاھي از بعد روان

شناسانه و روان شناختي نیز سعي بر تحلیل اين دسته از ازدواج ھا دارند.

آنان معتقدند از نظر روان شناسي زن ھا زودتر از مردھا نسبت به مسائل زندگي عاقل

تر مي شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگي عمیق تر است؛ بنابراين

مسئولیت پذيرند و يا بیشتر در اين زمینه ھا فک ر مي کنن د. حال اگر زني چند سالي

بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد ھم ھمانند او فکر کند و مسائل را

بسنجد، براي ھمین زماني که انتظارش برآورده نمي شود، اين تصور تداعي مي شود

که مرد نسبت به خانه و خانواده بي مسئولیت است و در نھايت تنش فضاي خانو اده را

پر مي کن د. از سوي ديگر، مردي که با زن بزرگتر از خودش ازدواج مي کند، ممکن است

پس از چند سال زندگي، با فرسوده شدن جسم زن، احساس ضرر کند و احتمالاً به فکر

جدايي و يا ازدواج دوم بیفتد و...

پس از 15 سال زندگي، شوھرم به من مي گويد تو پیر ھس تي. من » : خانمي مي گف ت

6 سال جوان تر از تو ھست م. مي گويد اگر به خاطر ثروت و موقعیت تو نبود، با تو ازدواج

نمي کرد م. خیلي غصه دار شد م. من با عشق جلو رفتم و او با پو ل. حالا که به آن

چیزھايي که مي خواسته، رسیده، به من مي گويد تو پیر ھست ي. پس از 15 سال

«. زندگي اين حرف ھا دلم را آتش مي زند

دکتر ايرانپور به نوع تفاوت در اختلافات سني نیز اشاره مي کن د. به اين معني که اگر

تفاوت سني میان زن و مرد 3 تا 4 سال باشد، از يک حد معمولي برخوردار است. در اين

شرايط زني که 3 يا 4 سال بزرگتر از شوھرش است، معمولاً در برابر موضع مرد کوتاه

مي آيد و مي کوشد مطیع باش د. در صورتي که ھر چه اين تفاوت سني افزايش يابد،

حس مادري، خواھر گونه و يا سرپرست در زن بیشتر مي شو د. مثلاً زني که 15 سال و

يا بیشتر از ھمسرش بزرگتر است، ھمواره ھمانند مادر يا خواھر بزرگتر با شوھرش

برخورد مي کند.

با ک سي ازدواج کردم که 10 سال از من کوچکتر است. ھمه » : خانم کارمندي مي گف ت

مي گويند جاي پسرت است و به او ھم مي گويند که با مادرت ازدواج کرده ا ي. شايد

حق دارن د. ولي ما با ھم خوشبخت ھستیم و 7 سال است که زندگي مي کنی م. تمام

خرج تحصیلش را خودم دادم و براي دکترا گرفتن فرستادمش خارج از کشو ر. مي گفتند

اين کار را نکن مي رود و ديگر بر نمي گردد؛ ولي ھمسرم رفت دکترايش را گرفت و

برگشت و با ھم زندگي مي کنی م. الان حرف ھاي مردم کمتر شده؛ ولي ھنوز وقتي ما

تمام اين مسائل زماني کنار ھم جمع شده، «. دو تا را با ھم مي بینند تعجب مي کنن د

باعث مي شوند کارشنا سان نظرات مختلفي را ارائه دھند؛ ھر چند اين نظرات در آخر به

نقطه اي مخالف ختم مي شود و گويي ھنوز عُرف جامعه و مردم آن را قبول ندارند.

شايد چنین ازدواج ھايي نکات مثبتي ھم » : دکتر قرايي مقدم در اين خصوص مي گوي د

داشته باشد مثل اداره زندگي از سوي زني آگاه و مدير ه. ولي کنار اين نکات مثبت، اين

نکات منفي است که خود نمايي مي کند زيرا اگر خود فرد پذيراي شرايطش باشد، تا

اندازه اي مي تواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند و تأثیرات منفي اين برخوردھا

در ھر حال، با نگاھي مي توان خا نواده «. ھمیشه در زندگي خانوادگي آنان بروز مي ياب د

ھايي را يافت که با بزرگتر بودن زنان از شوھرانشان، زندگي ھايي شاد و زيبا دارند.

روزي که مثل ھمیشه مشغول چک کردن » : آقاي که کارمند فرودگاه است مي گوي د

يکي بودن شناسنامه ھا با ھويت مسافر بودم، ديدم زن و مرد مو سپیدي شناسنامه

ھايشان را دادن د. مرد 5 سال ک وچکتر از زن بو د. با خنده گفت م: پدر جان خانمت که 5

سال بزرگتر اس ت. پیرمرد لبخندي زد و گف ت: مگر چه عیبي دارد، عوضش خانمم ھنوز

«!؟ شاداب تر و جوان تر از من مانده، مگر

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

از « بیكاري » پس از ،« نداشتن ثبات شغل ي » مطالعات ملي نشان مي دھد در حالي كه

آزاد نبودن در انتخاب » ، مشكلات و موانع اصلي ازدواج پسران از منظر كل جوانان است

پیدا نكردن فردي كه به عنوان ھمسر داراي خصوصیات دلخواه » پس از « ھمسر دلخوا ه

مھمترين مانع ازدواج دختران جوان به شمار مي رود. « باشد

را چھارمین مانع ازدواج براي دختران و « نبود حس مسئولیت پذيري در فر د » كل جوانان

پیدا نكردن فردي » براي پسران مي دانند و پس از آن پسران « نداشتن توان مالي كاف ي »

را داراي اھمیت دانسته اند. « كه به عنوان ھمسر داراي خصوصیات دلخواه باشد

به عنوان يكي از « عدم امكان تھیه مسكن مناس ب » پس از اين عامل در حالي كه

براي دختران از « بي برنامه بودن در زندگ ي » مشكلات پسران براي ازدواج است

مشكلات اصلي ازدواج مطرح مي شود.

براي دختران، بیش از « وجود م لاك ھاي سختگیرانه خانواده در ازدوا ج » ، به گزارش ايسنا

پسران تبديل به مشكل شده است؛ چرا كه اين عامل در رتبه ھفتم سلسله مراتب

موانع ازدواج دختران قرار داشته و براي پسران در اولويت شانزدھم قرار دارد.

شروط دست و پا گیر خانواده » در حالي كه از منظر پسران جوان كشور، براي پسران

براي دختر در « سختگیر بودن در انتخاب ھمس ر » در رتبه نھم موانع ازدواج قرار دارد « دختر

اين مرتبه قرار مي گیرد.

ناتواني » و « عدم بلوغ شخصیتي كافي در فرد » ، « نقص جسماني » گفتني است

در میان دختران در اين سلسله مراتب داراي رتبه « والدين در راھنمايي براي ازدواج

بالاتري است.

براي پسران به عنوان مانع « نداشتن كارت پايان خدمت وظیفه يا معافی ت » در حالي كه

ناتواني مال ي والدين در تدارك ازدواج » ازدواج مطرح است، دختران داراي مشكلي به نام

اولويت دادن به » ھستند؛ اين در شرايطي است كه با وجود مانعي به نام « براي فرز ندان

براي ازدواج دختران، پسران به ادامه تحصی ل به عنوان مانعي براي ازدواج « ادامه تحصی ل

نگاه نمي كنند.

« شروط دست و پاگیر خانواده دخت ر » به گزارش ايسنا اين تحقی ق بیانگر آن است كه

فراھم نبودن » براي پسران در مرتبه نھم مشكلات ازدواجشان قرار دارد، اما در مقابل

براي دختران مطرح مي شود. « جھیزيه

نوزدھمین مشكل پسران « فراھم نبودن وسايل زندگ ي » در حالي كه از سوي جوانان

را مشكل « محدود بودن دايره انتخاب ھمسر » براي ازدواج نام برده شد ه است، دختران

بلوغ » خود مي دانند. اين تحقیق نشان مي دھد كه دختران بیش از پسران به

براي ازدواج اھمیت مي دھند؛ چراكه نبود اينويژگي در میان « شخصیتي كافي در فر د

موانع ازدواج دختران داراي جايگاه دھم و براي پسران داراي رتبه دوازدھم است.

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

ھمدلي با افراد مھارت خاصي مي خو اھد. ھمدلي به برقراري ارتباط عمیق و

صمیمي به انسان ھا كمك بسیاري مي كند . گاھي اوقات افراد به اشتباه،

تصور مي كنند تفاھم به اين معناست كه ما با فرد مقابل، كاملاً ھمفكر و ھم

عقیده باشیم، در حالي كه بايد گفت چنین تصوري از پايه و اساس اشتباه

است، زيرا ھیچ گاه نمي توان دو انسان را يافت كه به طور كامل شبیه يكديگر

باشند . اختلاف و تفاوت در ديدگاه ھا، سلیقه ھا، آرزوھا، عقايد و علايق، ھمه

و ھمه، امري طبیعي و كاملاً عادي است . اما آنچه اين اختلاف و تفاوت را مي

است كه به واسطه « ھمدلي » تواند براي ما، قابل درك و فھم سازد، ھمان

آن، مي توانیم بسیاري از مشكلات ارتباطي خود با ديگران، خاصه شريك

زندگیمان، را برطرف سازيم.

اصول مھارت ھمدلي

1 – به صحبت ھاي ديگران خوب گوش كنید.

ھنگامي كه كسي صحبت مي كند، كار ديگري انجام ندھید . خوب گوش كردن

يا به عبارت ديگر، گوش كردن فعال، پايه و اساس ھر نوع ارتباط سالمي

است . نمي توان ھم كتاب خواند و ھم به صحبت ھاي طرف مقابل گوش داد .

چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زيادي وجود دارد . ھمچنین توجه كنی د كه

ھنگام صحبت كردن طرف مقابل، به صورت او نگاه كنید تا مطمئن باشد نسبت

به صحبت ھايش، ھر چند معمولي و عادي، دقت، حرمت و حساسیت لازم را

قائلید. حتي گاه با اظھار كلماتي چون بله ! عجب! خوب! فھمیدم! پس اين طور !

به او نشان دھید كه كاملاً به صحبت ھايش و آنچه كه م ي گويد، توجه داريد و

براي اين توجه تمركز كافي داشته باشید.

- 2 با احساس و عواطف طرف مقابل تان ھمراه و ھماھنگ شويد.

ھنگام ھمدلي، سعي كنید طرف مقابل خود را درك كنید. آن ھم به طور

حقیقي و دور از ھرگونه تظاھر و تصنعي رياكارانه يا از روي اجبار ! بلكه از روي

عاطف ه و احساس ھماھنگ با طرف مقابل . مثلاً ھیچ وقت نمي توان با فردي

كه با صدا و حالتي حزن آلود، درباره مسئله يا موضوع ناراحت كننده اي سخن

مي گويد، با لحني شاد و سرشار از سرخوشي سخن گفت . البته عكس اين

مثال نیز صادق است.

- 3 به احساسات و ھیجان ھاي طرف مقابل تان توجه داشته باشید.

بیشتر اوقات، فردي كه از شرايط و مسايل خود، سخن مي گويد و به شرح

مشكلات يا درد دل ھايش مي پردازد، قبل از آن كه به دنبال راه چاره يا پند و

اندرز و يا راھنمايي باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و

ھیجان او شود و موقعیت ھاي احساسي او را درك كند . شما بايد با توجھي

كه نسبت به احساس و ھیجان او مي كنید، اين خواسته را براي وي به اثبات

برسانید.

- 4 خود را به جاي طرف مقابل بگذاريد.

تنھا در اين صورت است كه مي توانید از دريچه چشم وي، به مشكلات نگاه

كنید و احساسات و موقعیتش را دريابید تا بتوا نید ھمدلي لازم را درباره اش

داشته باشید.

- 5 در ھمدلي با طرف مقابل، از جمله ھاي قاطع استفاده نكنید.

معمولاً شدت ناراحتي و ھیجان در فرد نیازمند به ھمدلي، به حدي است كه

موجبات آزردگي و آسیب پذيري را در او، مستعد مي سازد . بنابراين بايد

مراقب بود تا با چنین ف ردي، با كلمه ھا و جمله ھاي قاطع و بُرنده، صحبت

نكنیم . چه بسا كه در تشخیص احساس و معاني سخنان وي اشتباه كرده

باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتي كه داشته ايم، نه تنھا ھمراه و

ھمدل او نبوده ايم، بلكه به نوعي وي را آزرده خاطر و منزجر نیز كرده ايم.

مھارت حل اختلاف

اين مھارت نیز، ھمانند بقیه مھارت ھا، براي ازدواج و تشكیل زندگي مشترك و

اصولاً برقراري ارتباط درست با ديگران ضروري و واجب است . آنچه مسلم

است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امري كاملا عادي و طبیعي است . منتھا

مھمتر و طبیعي تر آن است كه نسبت به حل اين اختلافات، اشراف داشته

باشیم و بتوانیم اختلاف يا سوء تفاھمات خود يا ديگران را به گونه اي حل كنیم

كه رضايت ھمه فراھم آيد؛ و اين رضايت حاصل نخواھد شد مگر با كسب

مھارت در حل اختلافات.

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

- صحبت كنید، اما بدون پرخاش و توھین و تندي.

حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلي جز تخريب بیشتر نخواھد داشت . پس

بھتر آن است كه ھمیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.

- منفي سخن نگويید.

اگر براي وصل كردن، قدم جلو مي گذاريم، بايد دقت كنیم از به كار بردن

سخنان نومید كننده و تحريك كننده و در مجموع منفي، خودداري نمائیم.

- در اولین قدم اختلاف، آن را حل كنید.

به محض احساس اختلاف يا سوء تفاھم، درصدد حل آن برآيید. چون اگر شامل

مرور زمان شود، تبديل به كینه و رنجش مي شود . به خاطر داشته باشید

صحبت و بازگو كردن ناراحتي ھا و سوءتفاھمات، كمك مؤثري براي رھايي از

غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سھل تر مي نمايد.

- از طرف مقابل خود، يا طرفین اختلاف، در خواست كنید تا خیلي سريع، وقت

مناسبي را با ھماھنگي يكديگر، براي حل اختلاف، اختصاص دھند.

- احساس شرم و گناه و خجالت را براي طرف مقابل به وجود نیاوريد.

چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشكلي شده ايد يا براي حل اختلاف

ديگران، مي خواھید اقدام نمائید، ھرگز نبايد به گونه اي صحبت كنید كه

ديگري يا ديگران را دچار احساس خجالت، گناه يا شرمندگي كنید . طعنه و

كنايه را نیز بايد از لحن و كلامتان حذف نمايید.

- نظر و عقیده خود را بیان كنید.

ناراحتي خود را عنوان كنید و درباره اش سخن بگويید بدون آن كه قضاوت يا

سرزنش كنید و حكمي صادر نمايید.

- ديگري يا ديگران نیز حق دارند.

به طرف مقابل خود يا ديگراني كه با يكديگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافي

بدھید تا از ناراحتي ھا و مشكلاتشان صحبت كنند . تخلیه رواني، فرد را براي

طرح يا پذيرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر مي نمايد.

- عذرخواھي مشكل نیست.

در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بھتر است فوري با

يك جمله كه حاكي از ندامت و عذرخواھي اوست مسئله را ختم به خیر كند .

نه تنھا فرد را كوچك نمي كند، بلكه ديگران را متوجه انعطاف و « عذرخواھي »

دقت نظر او نیز مي سازد . حال چنان چه لزومي به عذرخواھي ھیچ كسي

مشاھده نشد، توافق و به قول معروف، كنار آمدن با ھم، مسیري تازه براي

رفع سوء تفاھمات و برقراري ارتباطات جديد خواھد بود.

- ھربار، فقط يك موضوع را مطرح كنید.

براي ھر مشكل، يك جلسه مشخص را اختصاص دھید . چرا كه در صورت

صحبت و طرح ھمه ناراحتي ھا و مشكلات در يك جلسه، نه تنھا راه حلي

حاصل نخواھد شد، بلكه به لحاظ يادآوري و تداعي يا درھم پیچیدگي ناراحتي

ھا، دامنه اختلافات وسعت بیشتري خواھد گرفت.

لازم به يادآوري است كه مھارت حل اختلاف، در روابط خانوادگي، خاصه ارتباط

میان زن ھا و شوھرھا، اھمی ت بسیاري دارد . ضمناً بايد در نظر داشت كه در

اين روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و ھمكاري و تعادل، براي ھمگان امري

لازم و واجب است.

مھارت تصمیم گیري

تصمیم گیري نیاز به مھارت دارد . انسان ھا به صورت ھاي مختلفي تصمیم

گیري مي كنند، خواه اين تصمیم درباره معامله اي باشد يا اشتغال به كاري يا

انجام عملي يا ازدواجي.

انواع تصمیم گیري

- 1 تصمیم گیري احساسي؛ كه تصمیم براساس يك احساس خاص (عشق،

خشم، كینه، حسادت و كمك و...) گرفته مي شود.

- 2 تصمیم گیري اجتنابي؛ تصمیمي كه فرد به دلیل ترس و نگراني كه دارد،

سعي مي كند تا آنجا كه مي تواند آن را به تعويق اندازد . اين گونه اتخاذ

تصمیم، امكان آن را به وجود مي آورد كه فرد، فرصت ھاي مناسب زندگي

خويش را از دست بدھد.

- 3 تصمیم گیري اخلاقي؛ تصمیمي است كه فرد، براي انجام آن ب ه دلايل

اخلاقي تكیه مي كند . مثلاً ادامه دادن به يك زندگي مشترك مملو از تنش و پر

تشنج، به دلیل وجود فرزند.

- 4 تصمیم گیري تكانشي؛ اين نوع تصمیم گیري، بسیار سريع و بدون توجه به

عاقبت كار، يا ارزيابي و توجه به موقعیت ھا و شرايط صورت مي گیرد . مثلاً

فردي، فرد م قابل خود را براي كاري كه در نظر دارد ترغیب به عجله مي كند و

قدرت تفكر در مورد يك عمل درست را از او مي گیرد.

- 5 تصمیم گیري مطیعانه؛ سبك تصمیم گیري مطیعانه، مي تواند صدمه

زيادي به موضوع تصمیم و يا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد كند . در تصمیم

گیري مطیعان ه، ديگران براي يك يا دو نفر يا موضوعي، تصمیم مي گیرند بدون

آن كه فرد يا افراد يا موضوعي كه تصمیم بر روي آن اجرا مي شود، نقشي در

اين تصمیم گیري داشته باشند . نمونه اين تصمیم گیري را مي توان در ازدواج

ھاي سنتي مشاھده كرد.

- 6 تصمیم گیري عقلاني؛ سالم ترين تصمی م ھا، تصمیمي است كه براساس

تفكر، بررسي و مطالعه، ارزيابي و تحقیق صورت بگیرد . تصمیم گیري عقلاني،

براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت ديده مي شود.

اصول تصمیم گیري عقلاني

تصمیم گیري عقلاني نیز مانند بقیه مھارت ھا، داراي اصول مھارتي است كه

به ترتیب ذيل است:

- مواجه شدن با يك تصمیم : زماني است كه فرد متوجه مي شود بايد تصمیم

بگیرد. بنابراين روي آن تمركز كرده و ضمن روشن كردن موضوع تصمیم،

اطلاعات مورد نیاز را جمع آوري مي نمايد.

- حق انتخاب و بررسي مورد تصمیم بر اساس اطلاعات : با راه حل ھا و

اطلاعاتي كه فرد به دست آورده، اين حق را مي يابد تا تصمیمي درست براي

انتخاب، ازدواج يا انجام كار مورد نظرش بگیرد.

- ارزيابي پیامدھاي پیش بیني شده حق انتخاب : فرد پیامدھاي متفاوت از

انتخاب ھا را مورد بررسي و ارزيابي قرار مي دھد تا معقول ترين آنھا را

انتخاب كند.

- ت عھد به تصمیم : نسبت به تصمیمي كه گرفته مي شود بايد پايبند بود و به

آن اعتقاد داشت.

- برنامه ريزي براي انجام تصمیم : حتي تصمیم عقلاني نیز نیاز به برنامه ريزي

دقیق دارد.

- اجرا يا انجام تصمیم : در اين مرحله، فرد به صورت عملي وارد مراحل برنامه

ريزي شده مي شود . مثلاً تصمیم به ازدواج كه مراحلي ھمچون خواستگاري،

نامزدي، خريد و غیره دارد.

- ارزيابي پیامدھاي واقعي اجرا يا انجام تصمیم : فر د به بررسي و ارزيابي

تصمیمي مي پردازد كه يا ناموفق بوده يا آن موفقیت لازمي را كه فكر مي

كرده نداشته است . در اينجا فرد مراحلي را كه از سر گذرانده، مورد بررسي

قرار مي دھد تا براي برنامه آينده اش، شروع به برنامه ريزي كند.

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 آن قسمت از مغز كه براي صحبت كردن مورد

20 درصد وسیع تر اس ت. شايد ھمین - استفاده قرار مي گیرد در زنان نسبت به مردان 30

موضوع سبب مي شود كه زنان در امتحانات بلاغت شفاھي، حافظه شفاھي و برخي

مھارت ھاي حركتي ظريف بھتر از مردان عمل كنن د. در مطالعه اي كه با استفاده از فن

صورت گرفت مشخص شد كه مردان تنھا از سمت چپ مغز خود براي MRI راديوگرافي و

حل مسائل زبان شناسي استفاده مي كنند در حالي كه زنان از ھر دو نیمكره مغز سود

مي برن د. توانايي زنان در استفاده ھمزمان از ھر دو نیمكره مغز، آنھا را قادر مي سازد

كه به ھنگام صحبت كردن به مراكز عاطفي نیز دسترسي پیدا كنند و در ارتباطات

عاطفي موفق تر عمل كنن د. شايد اين نكته را كه خانم ھا مددكاران اجتماعي،

مشاوران، آموزگاران و پرستاران موفق و خوبي ھستند بتوان به اين موضوع نسبت داد.

تفاوت ھورموني بین مرد و زن، مسئول

قسمت بزرگي از تفاوت ھا در توا

ت ستوسترون ترشح شده در مردھا اثر آنابولیكي پرقدرتي دارد؛ به اين معني كه موجب

افزايش تولید پروتئین در تمام بدن به ويژه در عضلات مي شو د. در واقع حتي مردي كه

فعالیت ورزشي زيادي ندارد اما تستوسترون زيادي دارد جثه عضلاني او 40 درصد بیشتر

از زنان نظیر خود خواھد ب ود و قدرت او نیز به ھمین نسبت بیشتر اس ت. ھورمون جنسي

زنان يعني استروژن نیز احتمالاً مسئول قسمتي از اختلاف بین قدرت زن و مرد است،

اگرچه اثر آن به ھمان شدت تستوسترون نیس ت. معلوم شده است كه استروژن رسوب

چربي را در زنان به ويژه در بعضي بافت ھا افزايش مي دھ د. بديھي است اين موضوع

مانعي در برابر تولید حداكثر قدرت در ورزش ھايي ايجاد مي كند كه به سرعت يا قدرت

بدني بستگي دارد اما از طرف ديگر اين موضوع مي تواند در ورزش ھاي استقامتي

سخت كه براي تولید انرژي نیاز به چربي دارند يك كمك مؤثر به شمار آي د. چنانکه ركورد

رفت و برگشت بین دو سوي كانال مانش در حال حاضر متعلق به زنان است.

پسرھا در پرتاب كردن توپ و ديسك بھتر از دختران ھستن د. شايد علت آن در اغلب موارد

اين باشد كه پسران براي بازي با توپ تقويت مي شوند اما احتمالاً علت اساسي تري

ھم وجود دارد؛ شكل دست ھا در دو جنس متفاوت است، مخصوصاً در دختران ساعد با

بازو زاويه اي تشكیل مي دھد كه در دست پسران وجود ندار د. بنابراين دختران به دلايل

ژنتیكي و تشريحي نمي توانند موفقیت پسران را در پرتاب به دست آورن د. نكته قابل

توجه ديگر آن است كه اگر مرد و زني را در جزيره اي دور افتاده رھا كنید چگونگي

وضعیت سوخت و ساز بدن در خانم ھا منجر به آن خواھد شد كه زن بیش از مرد زنده

بماند.

منابع

بارنت، آنتوني: انسان، ترجمه محمد رضا باطني و طلعت نفرآبادي ، نشر نو، 1369

گايتون: فیزيولوژي پزشكي، ترجمه محمدحسن عامري و ھمكاران ، نشر اشارت ، 1382

گنجي، حمزه : تفاوتھاي فردي،، نشر بعثت، 1380

مید، مارگارت : بلوغ در ساموآ، ترجمه مھین میلاني ، نشر ويس ، 1375

سیدمحمدي، يحیي : نظريه ھاي شخصیت؛ شولتز، دوان، نشر دانشگاه آزاد، 1382

ستوده، ھدايت الله و ھمكاران :مفاھیم بنیادي در جامعه شناسي، نشر آواي نور،

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

مصاحبه با مسئول سايت اردبیلي

موھاي سرش را نه در آسیاب بلكه در رفت و آمدھاي متوالي به خانه دخترھا و

پسرھاي جوان سفید كرده است ، مي خندد و ردي ف دندان ھاي نامرتب و افتاده اش را

نمايان مي كند، دندان ھايي كه شايد بر اثر مصرف نقل و شیريني وصلت ھاي بسیار

صورت گرفته به دست او، به اين حال و روز در آمده است؛ تیر تركش ھمسريابي او طي

اين سال ھاي طولاني عمر به تمامي دختران و پسران دم بخت خانواده و اھل محل

اصابت كرده و كمتر كسي در اين میان وجود دارد كه از اين ھدف گیري در امان باشد مگر

اين كه در شعاع تیررس او قرار نگرفته باشد.

او ديروز مجھز به عصا و چارقد گلدار و لبخند شیرين و از ھمه مھمتر صبر و حوصله، نواي

پیوند را در تمامي خانواده ھا سر مي داد اما امروز او بیمار و رنجور در بستر آرمیده است

و نگران از آينده تمامي دختران و پسراني است كه چند سال ديگر به گفته او به سن

ازدواج مي رسند و...

تعجب نكنید حتما اين يك گزارش اينترنتي است ، چرا كه تا ديروز وصلت ھاي فرخنده

میان دختران و پسران را خانم بزرگ ھاي گیس سفید و آق ا بزرگ ھاي ريش سفید تقبل

مي كردند اما امروز رفته رفته با حضور پررنگتر اينترنت در جامعه ما خصوصاً نزد جوانان،

اين پا پیش گذاشتن جھت وصلت ھاي فرخنده تا حدودي به عھده سايت ھاي

ھمسريابي اينترنتي گذاشته شده است.

ھمسر يابي اينترنتي از نوع سنتي

را که وارد مي کنم پیش رويم صفحه اي HTTP://WWW.ARDABILI.COM آدرس سايت

گشوده مي شود که در آن تصوير يک فرد روحاني نمايان است و بعد از آن اجازه رسمي

از مراجع بزرگ تقلید و به ترتیب در صفحات ديگر فرم ھاي كه اختصاص به ھمسريابي

دارد.

سعي ما بر اين است كه از » در قسمت فعالیت سايت مطلبي قرار دارد به اين شرح

طريق اينترنت و اين صفحات با ارايه دقیق راھھاي بھینه سازي، يك زندگي سالم و بي

آلايش براساس معیارھاي يك انسان مسلمان را پیش روي خواھان آن قرار دھیم به

ھمین دلیل آشنايي با نوع فعالیت ھاي گس ترده علمي و عملي جناب حجت الاسلام

«. اردبیلي مي تواند شما را در انتخاب راھنما و مشاوره امین و دانا بیشتر كمك نمايد

آدرسي كه مسئول اين سايت براي گفت و گو در اختیارم قرار داده است بار ديگر مرور

كرده و با خود زمزمه مي كنم شايد اين آدرس دفتر كار باشد ؛ شايد ھم يكي از مراكزي

كه به نوعي مرتبط با دانشگاھي است كه او در آن تدريس مي كند ، اما وقتي به بن

بست يك كوچه قديمي پا مي گذارم و پلاك سر در خانه قديمي را با آدرس در دست

خود مقايسه مي كنم اين شك در من به وجود مي آيد كه اين آدرس شايد متعلق به

جعفر » محل كار نباشد و اين شك زماني به يقین تبديل مي شود كه فرزند كوچك

صاحب سايت ھمسريابي در خانه قديمي را با لبخند و نوعي شیطنت بچگانه « اردبیل ي

مي گشايد.

خانه پیش رويم بسیار سنتي است چرا كه ھنوز در آن فضاي اندروني و بیروني را مي

توان به درستي احساس كرد ، سجاده اش در كنار كتابخا نه بزرگي كه انباشته از كتاب

ھاي مرتبط با فقه و اصول اسلامي است بر روي زمین گسترده شده و پرده اي ضخیم

اتاق را به دو نیمه كرده است . ما با كتاب ھا و سجاده و پشتي ھاي رديف شده در اين

سو و كامپیوتري كه با روشن شدن آن فرم ھاي پر شده توسط متقاضیان ھمسر يابي از

تمامي نقاط كشور و حتي جھان به آن سرازير مي شود در آن سوي اتاق قرار دار د.

شايد اين پرده مرزي باشد براي گذر از روش ھاي سنتي و روي آوري به روش ھاي

نوين، در حالیكه ھنوز به پرده ضخیم چشم دوخته ام سئوالاتم را آغاز مي كنم.

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

تا ھمین چند سال قبل من با مقوله اينترنت نا آشنا بودم و در زمینه ھمسريابي و

مشاوره ازدواج با شاگردانم در دانشگاه ارتباط داشتم و فعالیت ھاي ز يادي نیز در اين

زمینه انجام دادم از جمله طراحي و تأسیس كانون مشاور پیوند دانشجويي در دانشگاه

تھران و يا ايجاد و تأسیس صندوق ھاي قرض الحسنه پیوند در دانشگاه تھران و

محبان الزھرا در جمع برخي از دانشجويان دانشگاه امیر كبی ر. به ھر حال من كارم را با

دانشجو يان شروع كردم و اين احساس را داشتم كه اينترنت يك رسانه عام و عمومي

براي دانشجويان محسوب مي شود ھر چند لازم است كه در اين جا به اين نكته اشاره

داشته باشم كه طیف وسیعي از دانشجويان ما از اينترنت فقط چت كردن و كنترل

صندوق پستي رامي شناسند اما با اين حال فكر ك ردم اينترنت مي تواند يك وسیله

خوب براي ارتباط و كمك رساني به اين قشر باشد.

چه كساني در تأسیس اين سايت فعالیت و نقش داشته اند؟

سايتي كه اكنون در زمینه ھمسريابي فعالیت دارد حاصل چندين سال فعالیت شخصي

خودم و تعدادي از دوستان در كانون مشاوره دانشجويي و پیوند دانشگاه علوم پزشکي

تھران است . ابتدا مشاوره ھا و فعالیت ھاي ھمسريابي اين كانون محدود به دانشگاه و

فقط در زمینه ازدواج ھاي دانشجويي بود ولي از سال 79 با داير كردن پايگاه اطلاعاتي

ھمسريابي فعالیت ھاي خود را گسترش داديم.

طیف مخاطب شما براي ھمسريابي دانشجويان ھستند؟

خوب است بدانید علت اصلي روي آوري من به اين كار، ديدن مشكلات شديدي بود كه

اكثر دانشجويان در زمینه ھمسريابي با آن رو به رو بودند، بسیاري از آنھا بعد از فارغ

التحصیل شدن قصد خروج از كشور را داشتند من از نزديك با آنھا در ارتباط بودم و

مشكلات روحي آنھ ا را درك مي كردم بنابراين كار مشاوره با دانشجويان را از دانشگاه

آغاز كرد م. بنابراين طبیعي به نظر مي رسد كه طیف وسیعي از مخاطبان من دانشجويان

باشند اما اين حرف بدين معنا نیست كه ما به افراد ديگر بي توجه ھستیم.

چرا در صفحه اول سايت، تصوير خودتان را به عنوان ي ك روحاني گذاشته ايد؛

آيا اين كار علت خاصي دارد؟

ھدف من در درجه اول معرفي خودم و در مرحله بعدي به نوعي كسب اعتماد افراد بود

به نحوي كه مراجعه كنندگان در ھمان وھله اول ورود به سايت متوجه بشوند مديريت

سايت با چه شخصیتي است كه اگر بعدا تمايل داشتند در مورد خ صوصي ترين مسائل

خود با من صحبت كنند.

شما براي شروع به كار در اين زمینه و ھم چنین راه اندازي اين سايت از محل و شخص

به خصوصي اجازه گرفته ايد؟

ھمان طور كه در سايت مشاھده كرده ايد من مجوزھايي براي شروع به كار خود از

مراجع و علماي تقلید دريافت كرده ام كه از اي ن مراجع مي توان به آيت الله محمد فاضل

لنگراني ، سید علي سیستاني و ناصر مكارم شیرازي اشاره داش ت. اما خوب است

بدانید كه ھیچ كدام از اين مجوزھا مربوط به ازدواج اينترنتي نیست؛ من براي مشاوره

دادن و ترويج فرھنگ ازدواج اين مجوزھا را دريافت كرده ام چون تا آن جا ك ه من اطلاع

دارم در مورد امور مشاوره و ازدواج اينترنتي نیاز به اجازه نداريم چون فعالیت ھاي

اينترنتي احتیاج به اجازه ندارد.

شما براي شروع به ھمسريابي از طريق اينترنت، چه اطلاعاتي را از

متقاضیان دريافت مي كنید ؟

در بدو امر فرمي را از طريق شبكه اينترنت به متق اضیان عرضه مي كنیم كه بايد تكمیل

شود در اين فرم اطلاعات فرد متقاضي شامل نام و نام خانوادگي ، نام پدر ،شغل ، رنگ

چشم، نژاد ، قد، رشته تحصیلي ، تعداد خواھر و برادر ، پدر و مادر در قید حیات ھستند

يا نه، منزل شخصي يا استیجاري ، ازدواج قبلي داشته اند يا نه ، ط لاق گرفته اند يا نه ،

اعضاي خانواده تا چه حد به او كمك مي كنند، ازدواج با كسي كه قبلا ھمسر داشته يا

متاركه كرده را مي پسندند يا نه ، آرامش و صبوري ھمسر براي فرد تا چه اندازه اھمیت

دارد و آيا فعالیت بیرون از منزل ھمسر موجب رنجش خاطر او مي شود به صورت سوال

مط رح شده اند كه متقاضي بايد به آنھا پاسخ دھد و براي ما از طريق اينترنت ارسال كند

كه ما ظرف 24 ساعت به فرم ارسالي جواب مي دھیم و اگر شخصي را مطابق فرم در

جستجوي ھاي خود پیدا كنیم قرارملاقات حضوري را مي گذاري م. البته اين ملاقات در

حضور خودم صورت مي گیرد و سعي مي كنم در جلسه اول اين افراد تا حدودي با

خصوصیات يكديگر آشنا شون د. به عنوان نمونه ھمین امروز من يك قرار داشتم كه خانم

دانشجو الكترونیك بود و آقا فروشنده لوازم ورزشي كه احساس كردم حدود 60 درصد با

ھم تفاھم دارند ولي نیاز به مشاوره بیشتري داشتند.

خانواده ھا تا چه حد از اين ملاقات ھا با اطلاع ھستند؟

در اولین جلسه ملاقات حضوري غیر از خود من به عنوان يك واسطه و دختر و پسر

كسي ديگر حضور ندارد اما در ھمان جلسه اول سعي مي كنم از دو طرف بخواھم كه

حداقل به يكي از اعضاي خانواده مثل مادر يا پدر نیز اطلاع بدھند تا در جريان امر باشند.

آيا اين ملاقات ھاي حضوري در سايت انعكاس مي يابد؟

به ھیچ وجه، ضمن آنكه اطلاعات ارسالي محرمانه تلقي شده و براي ھیچ يك از

متقاضیان ديگر نیز قابل رويت نیست و متقاضیان نمي توانند به مشخصات داوطلبان ديگر

حتي اگر مطابق با خواسته آنھا باشد دسترسي داشته باشند.

اين نوع ھمسريابي اينترنتي خاص ايران است ؟

اين سايت اينترنتي نه ايران بلكه سرتاسر دنیا را در بر مي گیر د. اگر براي سايت

تقاضايي وجود داشته باشد مضايقه نخواھم كرد كما اينكه در كانادا مقدمات ازدواج يك

جوان ايراني را با يك دختر لھستاني كه بعداً مسلمان شد فراھم کردم وخطبه عقد و

ازدواج اين دو را نیز قرائت كردم و ازدواجشان ھم در سفارت به ثبت رسی د. ھم چنین يك

دختر ايراني مقیم دبي را از طريق ھمین فرم ھا به عقد يك پسر شیرازي در آوردم و

نمونه ھاي بسیار ديگري.

میانسالان به خاطر فوت ھمسر يا طلاق مي توان ند از خدمات اينترنتي سايت

شما استفاده كنند؟

ھدف ما كمك به افراد مجرد و جوياي ھمسر در تمام سنین است ما منعي براي كمك به

اين گونه افراد نداريم و اگر تقاضايي وجود داشته باشد براي آنھا ھمسريابي مي كنی م.

البته تاكنون بیشتر مراجعین ما دانشجويان بوده اند زيرا س اير افراد جامعه ظاھراً

شناختي از خدمات اين سايت ندارند و من ھم شخصاً به تبلیغات اعتقادي ندارم.

از طريق اين پايگاه اينترنتي علاوه بر تسھیلات ھمسريابي چه خدمات

ديگري به مردم ارائه مي دھید؟

علاوه بر ھمسريابي، در ارتباط با ھر گونه مسئله خانوادگي ، علم ي ، تحصیلي و روان

شناسي مشاوره ھاي رايگاني را به درخواست كنندگان ارائه مي دھی م. تعدادي از كتاب

ھا نیز در سايت وجود دارند كه علاقه مندان مي توانند آنھا را مورد استفاده قرار دھند و

طي ھماھنگي ھايي كه با بھترين مشاوران روان پزشك كشورصورت گرفته افرادي كه

نیاز به متخصصان روان پزشكي دارند به آنھا معرفي مي شوند و با كمترين ھزينه

ممكن تحت مشاوره قرار مي گیرن د. در زمینه آزمايش ھاي ژنتیكي احتمالي مورد نیاز

ھم تاكنون به افراد خدماتي ارائه شده است.

شما بابت خدماتي كه ارائه مي دھید وجھي ھم دريافت مي كنید ؟

به ھیچ وج ه. ما بابت ارائه كلیه خدمات خود كه علاوه بر ھمسريابي گاھي شامل كمك

به تامین جھیزيه نیز مي شود ريالي از متقاضیان نمي گیري م. به عبارتي اين خدمات

رايگان عرضه مي شود و قصد ما نیز انجام كار نیك است نه سوداگري.

منابع مالي مورد نیاز شما از چه طريقي تامین مي شود؟

براي تامین پول مورد نیاز از مراجع ، علما، افراد خیر و نیكوكار كمك گرفته ايم و ھمانگونه

كه در سايت نیز آمده است ما مجوزھايي نیز از برخي آي ات عظام دريافت كرده ايم كه

مي توانیم براساس اين مجوز يك سوم از محل خمس و زكات اشخاص را به اين گونه

مصارف خیريه برسانی م. در طي اين چند سال ما تاكنون مبالغ زيادي را بابت مشاوره و

ھمسريابي ھزينه كرده ايم بدون اينكه ريالي از كمك دولت استفاده كرده باشیم.

ط ي مدت فعالیتتان از طريق اينترنت تا كنون براي چه تعداد متقاضي ھمسر

مناسب يافته ايد؟

طي مدتي كه در اين زمینه فعالیت فردي و يا دانشگاھي و اينترنتي داشته ام يعني

حدد 6 سال بین 800 زوج پیوند برقرار كرده ام كه خوشبختانه تاكنون ھیچ كدام از اين

ازدواج ھا بد فرجام نبوده و به طلاق منتھي نشده است.

درخواست ھاي ارسالي به سايت توسط چه كساني مورد مطالعه قرار مي

گیرد؟

از آن جا كه اين اطلاعات بسیار محرمانه است و جز خصوصي ترين مسائل ھر فرد

محسوب مي شود كسي ديگر جز خودم به اين اطلاعات دسترسي ندار د. من روزي چند

بار به باكس سايت مراجعه مي كنم و اطلاعات ارسالي را مورد مطالعه قرار مي دھم و

سعي مي كنم در كمترين زمان پاسخگو باشم.

در روز چه تعداد متقاضي به سايت شما مراجعه مي كنند؟

متغییر است، اما به طور میانگین 100 الي 150 نفر.

آيا سايت شما مورد حمله اينترنتي قرار گرفته است ؟

در طي اين سال ھا يك بار؛ اما مسئله بسیار جدي نبو د. با اين حال من به كمك

شاگردانم سعي كرده ايم سايت را به گونه اي تقويت كنیم كه ھر كسي قادر به نفوذ

در آن نباشد.

حمله به سايت ھا اتفاقي است كه ھر لحظه امكان وقوع دارد و از آن جا كه

اطلاعات داخل سايت شما مرب وط به شخصي ترين مسائل افراد است شما در

اين زمینه چه اقداماتي انجام داده ايد ؟

من ھر شب پس از مطالعه فرم ھا و استخراج شان آنھا را از روي سايت برمي دارم و

اگر شما در سايت دقت كنید متوجه مي شويد مطالب زيادي در آن وجود ندارد چون اكثر

اطلاعات به طور پنھان در سايت قرار دارد كه تنھا خود من به آنھا دسترسي دارم.

در مقابل اينترنت نبايد خرافات گرايي بكنیم بلكه بايد مجھز

بشويم و روش درك اطلاعات را نیز به روز كنی م. ما ھمیشه

جلوي پديده ھاي ورودي به كشور به نوعي عقب مانده

حركت كرده ايم و علت آن است كه ھمیشه محتاط بوده ايم

و چشم به آسمان و زمین داشته ايم كه به كسي برخورد

نكنیم اما امروز بايد قبول داشته باشیم كه اينترنت راه

گفتمان است و ازدواج از طريق آن ناديده گرفتن روش ھاي

سنتي نیست بلكه آسان نمودن آن اس ت. من قبول دارم كه

اينترنت با خود مفاسدي را نیز به ھمراه دارد اگر افرادي به

سوي سايت ھاي خلاف كشیده مي شوند اين كار به علت

عدم آگاھي و اطلاع است پس وظیفه ما آگاھي دادن به

اين افراد است.

در روز چند ساعت به اينترنت اختصاص مي دھید؟

شايد بیشتر از 9 ساعت؛ به طوري كه ھمه خانواده از دست من كلافه ھستن د. حتي

گاھي اوقات كه به می ھماني دعوت مي شوم لپ تاپ را نیز با خود ھمراه دار م. من آن

قدر زمان براي اينترنت مي گذارم كه بعضي اوقات خانواده مي خواھند از طريق اينترنت

براي آنھا زمان مشاوره بگذارم!

از اينترنت در چه مواردي استفاده مي كنید؟

در درجه اول اينترنت براي تمركز روي كارم است اما بعد از كار به تمامي سايت ھا

مراجعه مي كنم.

به چت كردن نیز علاقه داريد؟

بله و تا آن جا كه بتوانم در اكثر چت روم ھا وارد مي شوم تا با مسائل جوانان بیشتر

آشنا بشوم دنیاي چت دنیاي جالبي است كه ھمیشه افراد شخصیت دوم خودشان را

در آن بروز مي دھن د. در كشورھاي ديگر افراد از چت براي تبادل اطلاعات و دوست يابي

استفاده مي كنند كه اين كار خیلي سريع اتفاق مي افتد اما در ايران جوانان ما ساعت

ھا با شخص دوم چت مي كنند و آخر سر معلوم مي شود طرف مقابل ھمسايه ديوار به

ديوار خودشان بوده است.

شما نیز در چت از ھمان شخصیت دوم بھره مي گیريد؟

(مي خند د) به خاطر اينكه بتوانم به جمع اين افراد ملحق بشوم و نیازھاي آنھا را كاملا

درك كنم لازم است من نیز مثل آنھا يكي غیر از خودم باشم.

از طريق چت دوستاني را نیز يافته ايد؟

چند نفر از دوستاني كه در احداث و راه اندازي اين سايت به من ياري رسانده اند جزو

كساني ھستند كه در چت روم ھا با آنھا آشنا شده ام.

به عنوان يك فرد روحاني كه ھمسريابي از طريق اينترنت را برگزيده است فكر مي كنید

در مقابل اينترنت بايد چگونه رفتار كنیم؟

در مقابل اينترنت نبايد خرافات گرايي بكنیمبلكه بايد مجھز بشويم و روش در ك اطلاعات

را نیز به روز كنی م. ما ھمیشه جلوي پديده ھاي ورودي به كشور به نوعي عقب مانده

حركت كرده ايم و علت آن است كه ھمیشه محتاط بوده ايم و چشم به آسمان و زمین

داشته ايم كه به كسي برخورد نكنیم اما امروز بايد قبول داشته باشیم كه اينترنت راه

گفتمان است و ازدو اج از طريق آن ناديده گرفتن روش ھاي سنتي نیست بلكه آسان

نمودن آن اس ت. من قبول دارم كه اينترنت با خود مفاسدي را نیز به ھمراه دارد اگر

افرادي به سوي سايت ھاي خلاف كشیده مي شوند اين كار به علت عدم آگاھي و

اطلاع است پس وظیفه ما آگاھي دادن به اين افراد است.

شما كه صاحب سايت ھمسريابي از طريق اينترنت ھستید خودتان از چه

طريقي ازدواج كرده ايد؟

او مي خند د. در حالیكه سیني چاي از پشت پرده ضخیم به درون اتاق ھدايت مي شود

و او باز با ھمان لبخند مي گويد، 17 سال پیش و با روش بسیار بسیار سنتي با ھمسرم

ازدواج كرده ام ...

چند لحظه بعد ھمسر آقاي جعفر اردبیلي با اصرار او با چھره اي مھربان از پشت پرده

ضخیم قدم به درون اتاق مي گذارد.

ھمسر يابي اينترنتي از نوع تضمیني

يادم ھست بچه كه بودم ھر وقت پدر مي خواست ھندوانه بخرد اكبر آقاي میوه فروش

با اون ھیكل به قول امروزي ھا بادي بیلدينگ كارش بر سر ھندوانه ضربه اي مي زد و

روي دست مي گرفت و با صداي بلند مي گفت به مولا قسم تضمیني تضمیني ببر و از

شیرينیش صفا كن و به راستي كه ھنوز طعم شیرين آن ھندوانه را به ياد دارم . بزرگتر

كه شدم براي درس ھايم در كلاس ھاي تقويتي شركت كردم گفتند قبولي تضمین ي. در

كلاس كنكور باز ھم تضمین ي. شركت در كلاس رانندگي باز ھم تضمیني خلاصه از بدو

تولد تاكنون شايد صدھا بار با اين كلمه تضمیني برخورد كرده ام اما ھیچ كدام مرا تا اين

حد میخكوب نكرد وقتي صفحه اول يكي از سايت ھاي ھمسريابي را گشودم و با اين

و در ادامه « ياف تن قطعي ھمسر دلخواه با تضمین صد در ص د » جمله رو به رو شدم

تعجب نكنی د. به جز كنكور، ازدواج ھم مي تواند تضمیني باش د. پس از ثبت نام » خواندم

براي استفاده از خدمات ازدواج تضمیني كارشناسان موسسه براي ازدواج شما بسیج

خواھند شد آن قدر متقاضي ازدواج به شما معرفي مي شود ك ه كلافه خواھید شد. به

خودتان مي گويید آه خداي من اين ھمه خواستگار از كجا آمده؟ و اين جاست كه

موسسه ... ثابت مي كند كه قسمت و تقدير در ازدواج بي تاثیر اس ت. موسسه آن قدر

مطمئن است كه اگر شما تا زمان مقرر ھمسر دلخواه خودتان را پیدا نكرديد 75 درصد

ھزينه اي كه در زمان ثبت نام دريافت شده به شما مسترددمي گردد. درضمن اين روش

«. به آقايان سخت گیر و مشكل پسند نیز توصیه مي شود

اين تنھا روش ھمسريابي در سايت موسسه ... نیست چرا كه اين موسسه حداقل 6

روش ديگر را نیز پیش روي مشتاقان ازدواج مي گذارد از جمله اين روش ھا شركت د ر

يافتن ھمسر دلخواه با تكنیك ،SS انتخاب ھمسر با روش ، WHO FOR WHO سمینار

يافتن ھمسر از طريق گرفتن شماره تلفن ھاي خیاباني، و يافتن و ، COM FOR CHAT

ارزيابي ھمسر آينده از طريق شركت در سمینار 10،0 است.

عنوان FOR WHO WHO در سايت اين موسسه يكي از روش ھا ، شركت در سمینار

شده است كه به ھمه افراد يك كد تعلق مي گیرد ، نام و نام خانوادگي افراد قابل

شناسايي نیس ت. ھر شخصي كه در جايگاه قرار مي گیرد مشخصات خود و ھمسر

دلخواھش را اعلام مي نماي د. اگر يكي از حاضرين علاقه مند باشد با يكي از كدھا در

رابطه با ازدواج مذاكره نماي د كد را در فرم ويژه يادداشت مي نمايد. ھر شخص مي تواند

حداكثر 3 نفر را يادداشت نمايد؛ بعد از سمینار با استخراج نتايج توسط كامپیوتر از افراد

تلفني دعوت مي شود تا در موسسه حضور يافته و با يكديگر به صورت چھره به چھره

مذاكره نماين د. افراد بعد از حداكث ر 3 جلسه باي د نتیجه را به موسسه اعلام كنند و در

صورت مثبت بودن بعد از مشاوره مراحل بعدي توسط خانواده ھا ادامه مي ياب د. ورود به

سمینار تا اطلاع ثانوي 3 ھزارتومان و ھزينه جلسات مشاوره بین 3 تا 6 ھزارتومان است

.

ھم چنین اين سايت براي مشاوره ھاي حضوري به ازاي ھر نیم ساع ت 5 ھزار تومان

حق مشاوره و 10 ھزار تومان براي 3 تا 5 نوبت مشاوره تلفني دريافت مي نمايد.

***

ھر چند ھمسريابي اينترنتي در كشور ما عمري كوتاه دارد اما در مقابل سايت ھاي

خارجي مشابه سال ھاست روي اينترنت فعالیت و تبلیغ دارند، ظھور چنین سايت ھايي

در كشور نشان دھ نده ترويج و گسترش اينترنت در حوزه ھاي غیر تخصصي و خصوصاً

اجتماعي است.

به ھر حال اين گونه بھره برداري از اينترنت در فعالیت ھاي اجتماعي به نوعي نويد

بخش افزايش تعداد كاربران و تنوع در استفاده از اينترنت مي شود ھر چند در اين میان

قطعاً سوء استفاده ھايي نیز صورت خواھد گرفت.

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

? ازدواج باعث درمان مشکلات رواني مي شود.

? اساس ازدواج فقط و فقط عشق است (عشق کافي است).

? عشق مال داستانھاست و در زندگي واقعي وجود ندارد.

? ازدواج راھي براي سعادتمند شدن است.

? ازدواج راھي براي تضمین زندگي فرزندان است (از ديدگاه والدين دختران و پسران

جوان).

? ازدواج راھي براي پیشگیري از انحراف فرزندان است.

? ازدواج راھي براي فرار از مشکلات است.

? ازدواج راھي براي جلب رضايت والدين است.

? دوستي قبل از ازدواج، تضمین کننده يک ازدواج موفق است.

را تغییر مي دھم. « او » ? حالا ازدواج مي کنم و بعد

? بايد با کسي ازدواج کرد که از ھمه نظر کامل باشد.

? زن بايد وارد يک زندگي کامل شود.

? مھم اين است که جوان ازدواج کند، بقیه مسايل حل مي شود.

? يک ازدواج ھرچند ناموفق بھتر از تجرد است.

? کسي که به خانواده خود خیلي اھمیت مي دھد پ س حتماً در زندگي مشترک نیز

موفق خواھد بود.

? ازدواج مي کنم و بعد طلاق مي دھم (مي گیرم).

? اگر با فلاني ازدواج کنم خوشبختم، ولاغیر.

? ازدواج يعني خوشبختي و رفاه.

? ازدواج يعني اسارت.

? مھريه تعیین کننده موفقیت در ازدواج است.

? شايد اگر با ديگري ازدواج مي کردم موفق تر بودم.

? زن و شوھر بايد کاملاً شبیه ھم باشند.

? زن و شوھر بايد ھمه مسايل خود به يکديگر بگويند.

? زن و شوھر بايد کاملاً وقتشان را با ھم بگذرانند.

? زن بايد تابع و مطیع محض مرد باشد.

? شوھر بايد ھمسرش را به ھمه خواسته ھايش برساند؛ شوھر بايد ھمه مشکلات او

را حل کند.

(« زن ھا فريبکارند » يا « مردھا غیر قابل اعتمادند ») . ? به ھیچکس نمي توان اعتماد کرد

? چون خودم تصمیم گرفتم بايد تا آخرش بروم؛ ھر قولي که مي دھي بايد تا آخرش

بايستي.

? زن و شو ھر بايد در ھمه مسائل اتفاق نظر داشته باشن د. زن و شوھر بايد تابع ھم

باشند. زن و شوھر بايد ھمه فعالیت ھايشان مشترک باشد.

? مرد بايد جلوي زنش در بیاي د. به زن نبايد رو دا د. نبايد محبتت را نشان دھ ي. نبايد

طرف مقابلت بفھمد که دوستش داري چون آن وقت سوءاستفاده مي کند.

? افرادي که طلاق مي گیرند حتماً افراد مشکل داري ھستن د. کسي که طلاق مي گیرد

حتماً آدم بدي بوده است.

? والدين نبايد در تصمیم ما دخالت کنند اما بايد زندگي ما را تأمین کنند.

? ھر نوع زندگي بھتر از طلاق است.

? طلاق يعني بدبختي.

? رابطه جنسي پديده اي گناه آلود يا زشت است

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

بھترين زنان شما زني است که وقتي ھمسر ش او را مي نگرد، شاد و

مسرورش گرداند . رسول خدا (ص)

در مورد انتخاب ھمسر به منظور ايجاد و تولید نسل سالم و صالح ، احاديث و روايات

فراواني وجود دارد که بسیاري از آنھا حاکي از اھمیت قانون وراثت و ثأثیر عامل محیط

اس ت. پیامبر اسلام براي تولید نسل بھتر، دقیق تر ين نکات را در امر انتخاب ھمسر

گوشزد فرموده است که، به برخي از آنھا اشاره مي کنیم :

پیامبر فرمود ه: با خويشاوندان نزديک ازدواج نکنید زيرا فرزندي [که از آن

به ثمر مي رس د] نحیف و ضعیف خواھد بو د. چون دانستن سلامتي

اجداد غیر ممکن است بايد ازدواج میان خويشاوندان نزديک ، ممنوع

گردد، زيرا بعضي از بیماري ھاي مخفي در افراد وجود دارد؛ که در

شرايط خاصي ظاھر مي شود.

شرايط ھمسر شايسته

-1 متدين بودن : اولاً بايد ھمسر انسان ، متدين باشد، زيرا دين مي تواند انسان را از

ھرگونه انحراف ھاي روحي و اجتماعي مصون دارد، و مسلماً زن و مرد با ايمان مطابق

موازين و برنامه ھاي ديني فرزند خود را تربیت کرد ه و احساس مسئولیت نسبت به اين

امر مي نمايند، پیغمبر اسلام (ص) فرموده است:

با زن نبايد صرفاً به خاطر زيبايي او ازدواج کر د. ممکن است ھمین زيبايي او را به »

پستي و ابتذال سوق دھد، و نه صرفاً براي مال و ثروتش چون ممکن است مال ھم ، او

.« را طاغي و سرکش سازد. با زن صرفاً به خاطر دين او ازدواج کن

-2 حُسن خلق : که مبدأ اساسي پرورش نسل سالم است، و اين اصل چه در دوران

جنیني و شیرخوارگي ، و چه در دوران تربیت کودک در خانواده ، اثر مستقیم و يا غیر

مستقیم دارد.

- 3 زيبايي و شادابي : که اين امر غالباً کمک به دين است و ضامن جلوگیري مرد از

انحراف و خلاف عفت است ، به اين معني که زيبايي زن غالباً مردھا را اعمال

غیرمشروع باز مي دار د. اين موضوع نی ز بیشتر با حُسن خلق توأم اس ت. زيرا زن زيبا

غالباً داراي اخلاق ملايم و دلچسب اس ت. پیامبر اسلام (ص) براي اطمینان خاطر مرد از

زيبايي زن ، اجازه داد پیش از ازدواج، مرد او را ببیند ، تا خاطر وي از نظر زيبايي و

دلپسندي زن مطمئن گردد. رسول اکرم ( ص ) مي فرمود:

بھترين زنان شما، زيبا چھره ترين آنھاست .

و در حديث ديگر آمده است که پیغمبر اسلام فرمود:

بھترين زن ھاي امت من ، زيبا چھره ترين و اندک مِھرترين آنھاست .

و نیز ازدواج با زن زيبا معمولاً فرزندان زيبا را نصیب انسان مي سازد.

-4 زن بايد ولود باشد : يعني خوش زا و بسیار زا باشد . چون قھراً، فرزند به کانون

خانواده حرارت مي بخشد .

- 5 اصالت خانوادگي : ھمسر انسان بايد از خانواده ي اصیل و تربیت شده و نجیب

باشد، زيرا او بھتر مي تواند کودکان را تربیت کن د. اگر زن، خود فاقد تربیت باشد نمي

تواند فرزند خوب پرورش دھد. رسول اکرم (ص) مي فرمايد:

از سبزه اي که در میان کثافات و پلید ي ھا مي رويد بپرھیزي د. ( مراد زن زيبايي است

که در محیط پست و آلوده پرورش يافته باشد.

- 6 ازدواج با اقارب و آثار سوء آن : اسلا م ازدواج با عده اي از اقار ب ، مانند: مادر،

خواھر و خاله و عمه و امثال آنھا را شرعاً ممنوع ساخته، در برخي موارد ديگر به منظور

ارشاد مردم براي ساختن و پرورش نسل سالم، راھنمايي ھاي کافي کرده اس ت. و

ازدواج با اقوام نزديک را – که حرمت شرعي ھم ندارد – صحیح نمي داند ؛ و پیامبر

فرموده است:

با خويشاوندان نزديک ازدواج نکنید زيرا فرزندي [که از آن به ثمر مي رس د] نحیف و ضعیف

خواھد بود.

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: با زن نبايد صرفاً به خاطر زيبايي او ازدواج کرد.

ممکن است ھمین زيبايي او را به پستي و ابتذال سوق دھد، و نه

صرفاً براي مال و ثروتش چون ممکن است مال ھم ، او را طاغي و

سرکش سازد. با زن صرفاً به خاطر دين او ازدواج کن

از نظر علمي اين طور است که اگر سلامتي طرفین تا چند پشت معلوم و صفات

خانوادگي آنان شايسته مي بود ازدواج با خويشاوندان موجب تقويت صفات خوب

خانوادگي مي ش د. ولي چون دانستن سلامتي اجداد غیر ممکن است بايد ازدواج میان

خويشاوندان نزديک ، ممنوع گردد، زيرا بعضي از بیماري ھاي مخفي در افراد وجود دارد؛

که در شرايط خاصي ظاھر مي شو د. اگر فرض کنیم شخص سالمي (س) با شخصي

که داراي بیماري ارثي نھفته ( م) باشد ، ازدواج کند، نتیجه از اين قرار خواھد بود، س

م م ، يعني : نیمي از اين فرزندان سالم خواھند بود ، و نیم × س + م س = س س

ديگر از آنھا به حسب ظاھر سالم ھستند ولي نطفه ي بیماري ارثي در آنھا نھفته مي

باش د. حال اگر يکي از اين افراد که داراي بیماري ارثي نھفته است با يک شخص سالم

م س × ازدواج کند نتیجه به شرح زير خواھد بو د: م س ، دوم + س س ، دوم = س س

يعني باز ھم در اينجا نصف از عد ه ي فرزندان کاملاً سالم و نصف ديگر ظاھراً سالم

خواھند بود؛ و نطفه ي بیماري ارثي در آنھا نھفته اس ت. ضمناً بايد دانست که ھیچ گونه

تفاوتي ظاھراً بین اين دو نوع فرزند ديده نمي شو د. پس اگر افراد حامل نطفه ي بیماري

با افراد کاملاً سالم ازدواج کنند ھیچ وقت بیماري ارثي نھفته آشکار نخواھد ش د. ولي

ھرگاه دو فرد که ھر دو حامل بیماري ارثي نھفته باشند با ھم ازدواج کنند بیماري ارثي

نھفته ي آنان دربعضي فرزندانشان واضح خواھد شد از اين قرار : 1م م + 2م س + 1

م س يعني يک فرزند، سالم خواھد بو د. ضمناً لازم است گفته شود × س س = م س

که ظھور بیماري ارثي نھفته – در ازدواج بین اشخاصي که ھیچ گونه خويشاوندي با ھم

ندارن د- نیز ممکن است وقوع ياب د. ولي اين احتمال در ازدواج میان خويشاوندان، بسیار

زياد است.

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

يکي از مسائل بسیار مھم و اساسي قبل از ازدواج در نظر گرفتن معیارھايي براي

انتخاب ھمسر است . به جرئت مي توان گفت بیشترين مشکلاتي که در زندگي

مشتر ک به وجود مي آيد به خاطر اين است ک ه دختر و پسر ، ھمسر مناسب خود را

انتخاب نکرده اند و پس از چند سال زندگي متوجه مي شوند اين دو مناسب يکديگر

نبوده اند. پس جا دارد براي اين انتخاب وقت بگذاريم و مطالعه کنیم.

معیارھا و ملاک ھايي که در انتخاب ھمسر بايد در نظر گرفته شود دو نوع

است:

الف – آنھايي که رکن و اساس اند و براي يک زندگي سعادتمندانه حتماً لازم اند.

ب – آنھايي که شرط کمال ھستند و براي بھتر و کاملتر شدن زندگي لازم اند و بیشتر

به سلیقه افراد و موقعیت آنھا بستگي دارند.

اگر گذشته فردي که مي خواھید با وي ازدواج کنید خیلي شیک بوده،

اص لاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما ھمه اش درد و رنج و

زحمت بوده، و دائم خون دل خورده ايد؛ رھايش کنید اين فرد مناسب

زندگي شما نیست.

يکي از معیارھايي که بايد حتماً در ازدواج در نظر گرفته شود، عامل مذھب و نگرش

فرد مقابل نسبت به مذھب است . اگر شما فردي ھستید که به اصول و فرامین

مذھبي معتقديد، ولي شخص مورد نظرتان ، نسبت به مذھب بي اعتماد يا بي تفاوت

باشد، شما با ھم زندگي خوبي نخواھید داش ت. انسان متدين، ھمسري متدين

مي خواھد، اگر يکي متدين و ديگري بي دين و بي قید باشد، خوشبخت نخواھند ش د.

بنابراين از اين لحاظ بايد فردي را انتخاب کنید که ھمانند شما فکر کند.

يکي ديگر از مسائل تناسب خانوادگي اس ت. ازدواج با يک فرد مساوي است با پیوند

با يک خانواده، فامیل و يک نسل؛ خانواده دختر و پسر بايد با يکديگر سنخیت و تناسب

من مي خواھم با اين فرد » داشته باشن د. در انتخاب ھمس ر معقول نیست شما بگويید

چرا که اين فرد جزيي از ھمان خانواده و فامیل « زندگي کنم و کاري با خانواده اش ندارم

و شاخه اي از ھمان درخت اس ت. اين شاخه، از ريشه ھمان درخت تغذيه کرده؛ مسلم

است که بسیاري از صفات اخلاقي، روحي، عقلي و جسمي آن خانواده و فامیل از راه

وراثت و تربیت و محیط به اين فرد منتقل شده است، اين فرد در دامن ھمان خانواده

بزرگ شده اس ت. بايد موقع ازدواج ارزش ھاي درون خانواده فرد را بررسي کنید و با

ارزش ھاي درون خانواده خودتان مقايسه نمايی د. اگر اين ارزش ھا با يکديگر تناسب

داشته باشند، شما زندگي آرامي خواھید داش ت. در مقايسه ارزش ھا دقت داشته

باشی د. براي مثال اگر در خانواده شما تحصیل يک ارزش است، در خانواده فرد مقابل نیز

تحصیل يک ارزش باشد، اگر در خانواده شما حجاب يک ارزش است، در خانواده طرف

مقابل حجاب ضد ارزش نباشد.

آنچه در تناسب اجتماعي بايد در نظر داشت، ارتباطات و رفت و آمدھاي خانوادگي

اس ت. اين که خانواده با چه افرادي رفت و آمد مي کنند و داراي چه جايگاھي ھستند،

آيا شھرت اجتماعي دارند يا خیر، مھم اس ت. ھمه اينھا در جايي جمع مي شود که به

آن تناسب اجتماعي مي گ ويیم. در حقیقت مردم دوست دارند با افرادي رفت و آمد کنند

که از جايگاه اجتماعي خوبي برخوردار باشن د. دو خانواده بايد از اين حیث با يکديگر

تناسب داشته باشن د. مسئله دوم تناسب رفتار اجتماعي دختر و پسر است. مثلاً

اگر يک دختر لوس و جلف با مرد متین و موقري ازدواج ک ند، تحمل رفتار اجتماعي زن

براي مرد مشکل است.

بنابراين از مسائل مھم انتخاب ھمسر در نظر گرفتن تناسب اجتماعي دو خانواده

است و چقدر خوب است که پسر و دختر در يک رديف اجتماعي با ھم ازدواج کنند.

يکي ديگر از مواردي که بايد در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالي و اقتصاد ي است، ھر

چقدر دو خانواده از لحاظ مالي در يک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبي اس ت. صلاح

نیست دختر و پسر و خانواده ھايشان از لحاظ مالي و ثروت تفاوت زيادي با ھم داشته

باشند، ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعي ھمیشه مشکلاتي به ھمراه خواھد داش ت.

شما نمي توانید با فردي زندگي کنید که از نظر اقتصادي در رديف شما نیست، ھرگز اين

کار را نکنی د. براي مثال کسي که از نظر اقتصادي در يک طبقه بالاي اجتم اعي است در

ناز و نعمت بزرگ شده، ھمه چیز برايش مھیا بوده، ھیچوقت مشکلات و تنگناي مالي

نداشته است، حالا با فردي از خانواده بسیار پايین از نظر اقتصادي ازدواج مي کند که

سبک زندگیش با اين فرد متفاوت بوده اس ت. فرھنگ خانوادگیش متفاوت، نیازھايش

متفاو ت. فرضاً قرار م ي شود اين دو با يکديگر به مھماني بروند، شخص اول ھر لباسي

مي پوشد خجالت مي کشد، احساس مي کند نازيباست ، مورد تأيیدش نیست، در

عوض ھمسرش زماني که به خانه آنھا مي رود احساس کدخدايي مي کن د. خانه

سطحش پايین اس ت. اين احساسات در وي ايجاد تعارض مي کن د. عصباني مي ش وند،

با ھم دعوا مي کنند، دعوا بر سر يک قضیه بسیار ساده زندگي است ولي ريشه اش در

عدم ھمخواني و تناسب طبقه اقتصادي است، اکثر دعواھاي چنین زن و شوھرھايي

بعد از میھماني ھا شروع مي شود.

يکي ديگر از معیارھايي که بايد در ازدواج در نظر گرفته شود، تناسب تحصیلي اس ت.

بسیار خوب است که زن و شوھر از نظر معلوماتو تحصیلات علمي، خیلي با ھم فاصله

نداشته باشند و در رديف يکديگر باشند تا تفاھم بیشتر در زندگي شان به وجود آي د.

مھم است که زن و شوھر سطح دانششان به ھ م نزديک باشد، زني که تحصیل کرده و

دانشگاھي است نمي تواند ھمسر يک مرد بي سواد يا کم سواد باش د. اگر ھم

توانست مدت کوتاھي مي تواند ولي در درازمدت خی ر. ممکن است يک آدم بي سواد

بسیار فرھیخته باشد، مھربان و سطح آگاھیش ھم بالا، کلاً شخصیت خوبي داشته

باشد ولي در اي نجا تشابھاتي وجود ندار د. بالاخص اين که تفاوت يک زن تحصیل کرده با

يک مرد تحصیل کرده بسیار زياد اس ت. غالباً خانم تحصیل کرده از تحصیلاتش در طول

زندگي استفاده مي کند ولي مرد تحصیل کرده کمت ر. براي مثال خانمي که در رشته ھنر

تحصیلات دانشگاھي دارد، مي توانید آثار ھنري را در تمامي خانه ملاحظه کنید اما

ممکن است آقاي مھندس برق در سیستم برق خانه اش کلي اشکال داشته باش د! به

نظر مي رسد زندگي با زن تحصیل کرده راحت تر اس ت. او خیلي زودتر مسائل را مي

فھمد و نیاز نیست که خیلي تکرار کنی د. متقابلاً مردي که داراي تحصیلات عالي است

نمي تواند با زني که داراي تحصیلات پايیني است ازدواج کن د. حتي بھتر است مردان يا

زنان پزشک با ھم رديفان خود ازدواج بکنن د. يکي از چیزھايي که بايد در ازدواج رعايت

شود فاکتورھاي حرفه اي اس ت. بنابراين سطح تحصیلات و سطح حرفه در زندگي

زناشويي بسیار مھم است.

حالا که به مسئله تحصیل اشاره کرديم خوب است که ب ه مسئله تفکر نیز اشاره کنیم.

متأسفانه مرد ان ما بسیار مقیدند که ھمسر زيبا داشته باشند، در صورتي که زيبايي در

آمار جھاني بھداشت فقط 25 نمره دارد در حالي که به تفکر 300 نمره داده اند. در مورد

عروس خانم ھمیشه مي پرسند آيا زيبا ھست يا نیس ت. زيبايي دوره محدودي دارد،

ولي ما نمي توانیم تفکر و تعلیم و ترب یت را انکار کنی م. بعضي از مردم ما در ازدواج جايي

براي تفکر باز نگذاشته اند.

اولین چیزي که در تفکر جلوه گر مي شود، عامل ھوش است. زندگي با يک آدم کم

ھوش بسیار مشکل اس ت. ممکن است بپرسید چگونه م ي شود ھوش يک نفر را قبل از

ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ بسیار آسان اس ت. افرادي که درجه ھوشي خیلي پائین

دارند کاملاً در رفتار و کردارشان مشخص است، پختگي لازم را ندارند، قدرت

تشخیصشان ضعیف اس ت. عامل ديگر تشخیص ھوش، تفکر انتزاعي اس ت. انتزاع کردن

يعني بیرون کشیدن، و تفکر انتزاعي يعني توانايي استنباط و درک مفاھیم از

موقعیت ھاي کلي . اين نوع تفکر ابعادش بسیار گسترده است، افرادي که تفکر

انتزاعي دارند خیلي زود شما را مي فھمن د. لازم نیست که دائم برايشان تکرار کنید. بعد

ديگرش، تفکر حل مسئله اي است، تفکري که در آن انسان مي تواند مسائل خودش را

حل کن د. کساني که اين نوع تفکر را ندارند دائم دور خودشان مي چرخند، گیج اند، دائم

مي پرسند چه گفتي، يعني چه، منظورت چه بو د…. کسي که اين نوع تفکر را ندارد به

ھمسري برنگزينی د. گاھي اوقات افراد از روي ترحم با فردي ازدواج مي کنند که از نظر

ھوشي در سطح پايیني است، مي خواھند ايثار کنند ولي سخت در اشتباھن د. زندگي

با افراد کم ھوش بسیار مشکل اس ت. کسي که تفکر و ھوش خوبي دارد کیفیت

فراوان در مديريت دارد. يکي از ارکان اصلي مديريت ، تفکر خوب است.

يکي ديگر از معیارھايي که بايد در ازدواج در نظر گرف ت گذشته افراد اس ت. يعني، بايد

تشابھاتي بین گذشته شما با گذشته فردي که مي خواھید با وي ازدواج کنید باش د.

اگر اين تشابھات بود، آن وقت شما به درک متقابل خواھید رسی د. بسیاري از مردم مي

گويند ھمسرم مرا درک نمي کن د. درک چه موقع صورت مي گیرد، زماني که ما

سرنوشت مشابھي داريم، شما کسي را درک مي کنید که در زندگي تان باشد، يک

غريبه را نمي شود درک کر د. اگر گذشته فردي که مي خواھید با وي ازدواج کنی د خیلي

شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما ھمه اش درد و رنج و زحمت

بوده، و دائم خون دل خورده ايد؛ رھايش کنید اين فرد مناسب زندگي شما نیس ت.

گذشته بسیار مھم است. اين فرد نمي تواند شما را درک کند. نمي تواند بفھمد

موقعیت فعلي را به چه قیمت ي به دست آورده ايد؛ برايش اھمیتي ندار د. تمام آنچه با

زحمت به دست آورده ايد را جزء بديھیات و لوازمات زندگي مي داند، حتي گاھي اوقات

اصرار مي کند موقعیت فعلي را نیز از دست بدھید در حالي که موقعیت فعلي حاصل يک

عمر تلاش شماس ت. در ازدواج به سراغ فردي برويد که گ ذشته اي مشابه شما داشته

باشد و شما را درک کند.

يکي از مسائلي که در گذشته ماست، عشق و عاطفه در زندگي است. بعضي ھا در

گذشته ، بسیار دوست داشته شده اند، مثل اين که ھیچکس به اندازه اينھا مھم نبو ده

است، مانند عروسک در دست اين و آن مورد نوازش و محبت قرار گرفته ان د. عده اي

ديگر اصلاً مورد توجه نبوده اند و کسي به اينھا اھمیتي نداده است مثل اين که اصلاً

شناسنامه اي ندارند . حالا اگر اين دو نفر با ھم ازدواج کنند ، نمي دانند چه اتفاقي مي

افتد . گاھي مي گويند اين شخصیت خلاء عاطفي مرا پر خواھد کر د. در صورتي که

چنین نیس ت. کسي که ھیچوقت مورد محبت قرار نگرفته، تشنه محبت است، ھرچه

محبت کنید سیراب نمي شو د. ھمیشه مي پرسد مرا دوست داري، مي گويید بله، باز

مي پرسد، قسم مي خوريد، ولي باور نمي کن د. برعکس، شخصي که برايش ھمه چیز

مھیا بوده سیراب است ھیچ چیز چشمش را نمي گیرد، به زحمت ھديه اي را برايش

فراھم مي کنید اما جلب توجھش را نمي کن د. گاھي اصلاً شما را تحويل نمي گیرد، آنھا

آدم ھاي سردي اند، ھر کاري کنید فايده اي ندارد، در مقابل آنھا وضعیت شما مثل

فردي است که مي گويد نمي دانم چرا دستم نمک ندار د. مي گويیم دست شما نمک

دارد اما اين شخص سیراب اس ت. پس بھترين حالت، تعادل اس ت. بايد دنبال کسي

بگرديد که گذشته معتدل داشته است گذشته ما سرنوشت ما را تعیین مي کند .

خب حالا چطور مي توانید به اين مسئله پي ببريد؟ کافي است از او سؤال کن ید شما را

تا حالا ھیچکس را به اندازه من دوست نداشته اند و » چقدر دوست داشته ان د. اگر گفت

قدري دست نگه داريد. يا مثلاً «. از ابتداي امر ھر چه خواسته ام برايم فراھم بوده اس ت

اگر قسمت شد و داماد ما شديد اين را بدانید که ما » چنانچه مادر دختر خانم مي گويد

اين دختر خیلي به درد «! خداحافظ » بگويید «. تا حالا بالاتر از گل به اين دختر نگفته اي م

شما نمي خورد. پدر و مادرھا در محبت کردن به بچه ھا، بايد حد تعادل را رعايت کنند.

از ديدگاه دکتر مجد، يکي از مسائل بسیار مھم که بايد در ازدواج مورد توجه قرار گیرد

رديف فرزندان خانه اس ت. فرزند چندم خانواده باشد خوب است و يا چرا خوب نیس ت. به

اعتقاد ايشان بچه ھاي رديف ا ول غالباً داراي وضعیتي ھستند که عمدتاً معاون اند، دختر

معاون مادر، پسر معاون پدر، بچه ھاي ارشد خانواده غالباً مسئولیت ھاي زيادي را قبول

مي کنند و مثلاً از ديگر فرزندان مراقبت مي کنند، تکالیف اقتصادي و خريد به آنھا واگذار

مي شود بسیاري از کارھاي خانه را انج ام مي دھن د. بچه ھاي اول سنگ ھاي زيرين

آسیاب ھستن د. علاوه بر کارھاي منزل و خريد و مواظبت از بچه ھاي ديگر بايد به عنوان

قاضي، مجادلات بین پدر و مادر را نیز حل کنن د. بچه ھاي اول عمدتاً زندگي سختي

دارن د. اين زندگي سخت ، مزايا و معايبي دار د. از اين جھت خوب است؛ افرادي که

زندگي سختي تجربه کرده اند مسئولیت پذيرند، اتفاقاتي را تجربه مي کنند که سبب

مي شود براي زندگي بعدي پخته شوند، غالباً نظرشان شرط اس ت. اينھا رأي شان نافذ

است اگر پدر و مادر بخواھند با کسي مشورت کنند معمولاً با فرزندان ارشد اس ت. روي

ديگر فرزندان نفو ذ دارند، اصلاً گاھي به جاي پدر و مادر مھار زندگي را اينھا به دست مي

گیرن د. ازبعضي جھات ھم خوب نیس ت. اينھا معمولاً مظلوم واقع مي شوند، حقشان

خورده مي شو د. ھمیشه زماني که دو بچه با يکديگر دعوا مي کنند به بچه بزرگتر مي

گويند تو بزرگتري تو ببخش، و غافل از اين که اينھا ھر دو کودک اند و ھر دو احساسات

کودکانه دارند.

بچه ھاي آخري چه وضعیتي دارند؟ بچه آخر معمولاً ھیچ مسئولیتي ندار د. ريلکس است

خیلي راحت اس ت. بعد از او ديگر بچه اي به دنیا نیامده و تاج پادشاھي ھمچنان بر

سرش باقي مانده اس ت. اگر در خانه مشکلاتي به وجود بیايد اين قدر افراد ھستند که

مشکلات را حل بکنند بنابراين کاري به اين فرد ندارن د. به اينھا سرويس زياد داده شده و

خیلي به آنھا خوش گذشته است به کسي ھم که زياد خوش بگذرد خیلي بد عاقبت

خواھد بو د. تمام افرادي که به اين ترتیب بزرگ مي شوند تحمل اتفاقات عادي زندگ ي را

ندارند. ھیچ استرسي را نمي توانند تحمل بکنند.

حالا اگر بچه اول خانواده ( پس ر) با دختري ازدواج کند که فرزند آخر خانواده است چه

اتفاقي مي افتد؟ بیچاره پسر، عمري حقش ضايع شده بود و در خانه بچه داري کرده بود

حالا ھم بايستي از خانمش به عنوان يک بچه نگھداري کن د! اين دختر خانم ھم به

کوچکترين مطلبي قھر مي کن د. اينھا ھمان افرادي ھستند که دو ماه بعد از ازدواج

چمدانھايشان را بسته اند و راھي خانه پدرشان مي شوند.

اگر دختر فرزند اول باشد و پسر فرزند آخر، چه خواھد شد؟ خانم ھا معمولاً تحملشان

خیلي زياد است معمولاً دن دان روي جگر مي گذارند، گاھي نقش مادر را براي ھمسر

بازي مي کنند و بعضي مردھا نیز از اين حالت استقبال مي کنن د. بچه ھاي اول عادت

کرده اند بگويند خب حالا مھم نیست و بعد مي بینند که به دردھاي روان تني دچار شده

اند.

مسلم است که تربیت خانوادگي بر شخصیت و نحوه رش د افراد اثر مي گذارد. به نظر

مي رسد آنچه بیشتر از رديف و جايگاه فرزندان خانه اھمیت دارد نحوه تربیت آنھاس ت.

اگر در خانواده راه و رسم زندگي مشترک به افراد آموخته شود و آنھا را براي پذيرش يک

سري از مسائل و واقعیات زندگي آماده نمايند آخر يا اول بودن آنھا چندان اھمیتي ندارن د.

نکته ديگر اين که ھمیشه براي فرزندان آخر ھمه چیز مھیا نبوده اس ت. گاھي فرزندان

آخر بیشتر از ديگر فرزندان دچار استرس مي شوند براي اين که پدر و مادر در جواني

بیمار نبوده اند و حالا بیمار شده اند و اين در حالي است که ديگر فرزندان خانواده ازدواج

ک رده اند و مسئولیت پدر و مادر بیمار بر عھده فرزند آخر اس ت. گاھي نیز فرزند آخر

خانواده نقش مربي مھدکودک را بازي مي کند و خواھران و برادرانجھت نگھداري

فرزندانشان از بچه آخر کمک مي گیرن د. از ھ مه اينھا گذشته اگر در يک خانواده دو فرزند

بیشتر وجود نداشت، يکي اولي بود و ديگري آخري، تکلیف چیست؟ در اينجاست که

مي گويیم نوع تربیت، نحوه برخورد و گذشته افراد مھمتر از جايگاه آنھا در خانواده است.

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

در انتخاب ھمسر توجه به ھمتايي و تناسب در سن نیز لازم اس ت. تفاوت سن بلوغ

جنسي در دختر و پسر، يک امر طبیعي است، پسر حدود چھار سال ديرتر از دختر به

بلوغ جنسي مي رس د. پس خوب است که تفاوت سن آنھا در امر ازدو اج نیز به ھمین

مقدار باشد ( پسر بزرگتر باش د) بھتر است چنین باشد ولي الزامي نیست. اگر در

بقیه موارد گفته شده يعني زمینه ھاي اقتصادي، خانوادگي، اجتماعي، عاطفي، تناسب

وجود داشته باشد ولي تناسب سني وجود نداشته باشد مثلاً زن و شوھر ھم سن

باشند و يا حتي زن يک سا ل نیز بزرگتر باشد به شرط اين که مرد وقوف و آگاھي کامل

به اين موضوع داشته باشد مشکل خاصي ايجاد نمي شو د. اما ازدواج ھايي که اختلاف

سني زياد وجود دارد مثلاً يک نفر بیست سال از ديگري بزرگتر است اصلاً صلاح نیست.

اخلاق نیک

يکي از ويژگي ھاي اساسي و لازم براي زندگي شاد، اخلاق نیک است. منظور از

اخلا ق نیک تنھا خنده رويي وخوش خلقي اصطلاحي نیست، زيرا خنديدن و ... در بعضي

مواقع، نه تنھا مطاب ق اخلاق نیست بلکه ضداخلاق نیز ھس ت. منظور از اخلاق نیک ،

داشتن صفات و خلق و خوھاي پسنديده از نظر عقل و شرع است.

سلامت جسماني و رواني

سلامت جسماني و رواني در موفقیت و سعادت زندگي مشترک، نقش مھمي بر عھده

دارد. بعضي از بیماريھاي جسماني و رواني اھمیت چنداني ند ارند و مانع زندگي نیستند

و لطمه اي به آن وارد نمي کنند و با معالجه و مراقبت، درمان مي شون د. آنچه بايد در

زمینه انتخاب ھمسر مورد توجه قرار گیرد بیماري ھا و نقص ھا و معلولیت ھاي جسمي

و روحي عمیق و غیرقابل درمان است که در طول عمر ھمراه انسان است و تحملش

« احساساتي و غیرمنطقي » براي ھمسر سخت اس ت. توجه نکردن به اين امر و برخورد

با آن ممکن است لطمه ھاي سنگیني به زندگي بزند.

ھمتايي و ھماھنگي فرھنگي و فکري

تفاھم و توافق فکري و فرھنگي میان دو ھمسر در زندگي مشترک، نقش اساسي دار د.

براي ايجاد يک زندگي پربار و سعادتمند، بايد معماران اين کانون بتوانند يکديگر را درک

کنند و مکنونات و محتويات دروني خود را به ھم تفھیم کنند و در بسیاري از مسائل،

تصمیم مشترک و يکسان بگیرند و بر مبناي آن عمل کنند و در نشیب و فرازھاي زندگي،

ياور ھم باشند و فرزندانشان را براساس يک طرح ھماھنگ تربیت کنند.

چنانچه امام صادق (ع) مي فرمايند:

.« العارفة لا توضع الا عند العارف »

زن عارفه ( فھمیده فرزانه ) بايد در کنار مرد عارف ( اھل معرفت ) قرار گیرد نه غیر آن.

تناسب سیاسي

دختر و پسر بايد از لحاظ گرايش نسبت به مسائل

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

 

امکانات مالي خود را توضیح دھید، اگر توان مالي شما در شرايط فعلي بیشتر از امکانات

موجود نیست اين مورد را نیز تذکر دھید و سپس نظر دختر خانم را در اين مورد بخواھید،

ببینید ايشان چه مقدار پول را براي داشتن يک رفاه نسبي لازم مي دانند، و اگر خواسته

ھاي ايشان با درآم د شما ھمخوان نیست موضوع را مطرح و روي آن تأکید نمايید، وعده

ھا و قول ھايي که با امکانات شما نمي خواند و امکان برآورده شدنش نیست

ندھید.

ھمیشه براي بھتر شدن زندگي تلاش کنید ولي قول ھاي نابه جا ندھی د. علاوه بر

نگرش خود و فرد مورد نظر، در مورد مسائل مادي و اقت صادي بايد موقعیت اقتصادي ھر

دو خانواده را با يکديگر مقايسه کنی د. فراموش نکنید بسیار مھم است که دختر و پسر از

يک رديف اقتصادي با يکديگر ازدواج کنند و ازدواج طبقات متضاد اجتماعي اصلاً صلاح

نیست.

يکي ديگر از مطالبي که حتماً بايد در جلسه خواستگاري پرسیده شود، ارزش ھاي

خانوادگي اس ت. بايد بفھمید در خانواده فرد مقابل چه چیزھايي ارزش اس ت. اگر در

خانواده شما تحصیل جايگاه مھمي دارد و خان واده براي تحصیلات و فرد تحصیل کرده

ارزش زيادي قائل ھستند، ولي در خانواده شخص مورد نظر شما ھیچ بھايي به تحصیل

و تحصیل کرده داده نمي شود، جاي تأمل دارد؛ بايد اندکي دست نگه داري د. يا چنانچه در

خانواده شما حجاب و رعايت کردن آن بسیار مھم است و يکي از ارزش ھاي حساس در

خانواده به شمار مي رود ولي در خانواده طرف مقابل حجاب کم رنگ است و يا اصلاً

جايگاھي ندارد و در عوض پول مھمترين ارزش است، در اينجا شما با يکديگر ھمخواني

نداريد.

بعد از بررسي نگرش ھاي فرد مقابل راجع به مذھب و مسائل اقتصادي و ارزش ھاي

خانوادگي، نوبت به بررسي ارزش ھاي درون فردي مي رس د. در اينجا افکار، عقايد،

ايده آل ھا و علائق را به طور کاملاً جزيي مطرح کنی د. آقايان حتماً از خانم ھا بپرسند، به

نظر آ نھا يک مرد ايده آل چگونه فردي است، و چه شرايطي بايد داشته باشد؟ اگر

خصوصیاتي را که خانم مطرح مي کند در وجود شما نیست سريعاً اعلام نمايید اين

خصوصیات فردي مورد نظر شما، در ما نیست و يا اصلاً نمي توانیم اينگونه باشی م. خانم

ھا نیز بايد از خواستگارشان سؤال کنن د به نظر شما يک زن و ھمسر ايده آل چگونه

فردي مي تواند باشد و بعد صفات مطرح شده را با خصوصیات و ساختمان رواني خود

مقايسه کنند، اگر ناھمخواني يافتند بايد بگويند اين ويژگي ھا را ما نداريم و يا اصلاً با

ساختمان رواني ما بیگانه است، خانم ھا حتماً سؤال کنند انتظ ار مرد مورد نظرشان از

آنھا چیست، به نظر آنھا زن بايد با چه نوع پوششي در اجتماع ظاھر شود، چگونه بايد با

مردم نشست و برخاست نماي د. نظرش راجع به شاغل بودن زن چیس ت. اگر خانم ھا در

شرايط فعلي شاغلند و به شغلشان نیز علاقه مند ھستند و کار کردن برايشان اھمیت

دارد، ولي احساس مي کنند خواستگارشان نظر چندان مساعدي نسبت به شاغل بودن

زن ندارد بايد به اين نکته تأکید شديد کنند، حتي در صورت لزوم آن را شرط ضمن عقد

قرار دھند.

فرد مورد نظر را مورد مطالعه قرار دھید نکات مثبت را در شخصیت و

موقعیت وي جستجو کنید و آن را در يک ستو ن زير ھم قرار دھید در

مقابل ستوني را نیز به صفات و خصوصیات منفي اختصاص دھی د. آن

مورد يا مواردي از خصوصیات منفي را که اطمینان صد در صد داريد تغییر

مي نمايد مثبت حساب کنی د. و سپس آنھا را مورد سنجش قرار دھید

و تحلیل کنید.

مسئله ديگري که بايد در خواستگاري مط رح شود برنامه ھاي فعلي و برنامه ھاي

آينده اس ت. وضعیت فعلي تان را کاملاً مشخص نمايید، برنامه ھاي آينده را نیز حتماً

مطرح کنی د. اگر قصد ادامه تحصیل داريد اين نکته را تذکر دھی د. اگر قصد جا به جايي و

مسافرت خارج از کشور داريد، بايد قبل از ازدواج مطرح نمايی د. اگر بیماري ھاي جسماني

خاص داريد، و يا قبلاً در زندگي شما اتفاقي افتاده است (احتمالاً نامزدي يا عقد داشته

ايد و ناموفق بوده است و يا مسائل مشابھي داشته اي د) آنھا را پنھان نکنید قبل از اين

که ھمسرتان از ديگران بشنود و نسبت به شما بي اعتماد گردد خودتان مطرح نمايید؛

در اين صورت وجدان راحتي نیز خواھید داشت.

شايد ھمه اين مطالب را در جلسه خواستگاري نتوان مطرح کرد، ھیچ اشکالي ندارد

تعداد جلسات خواستگاري را اضافه نمايید، مشروط به اين که حسن نیت داشته باشید.

بعد از اين که طي جلسات خواستگاري اطلاعات لازم را دريافت کرديد و نکته اي بر شما

مبھم نماند، زمان ارزشیابي و تجزيه و تحلیل فرا مي رس د. در اينجا فرد مورد نظر را مورد

مطالعه قرار دھید نکات مثبت را در شخصیت و موقعیت وي جستجو کنید و آن را در يک

ستون زير ھ م قرار دھید در مقابل ستوني را نیز به صفات و خصوصیات منفي اختصاص

دھی د. آن مورد يا مواردي از خصوصیات منفي را که اطمینان صد در صد داريد تغییر مي

نمايد مثبت حساب کنی د. و سپس آنھا را مورد سنجش قرار دھید و تحلیل کنی د. گاھي

اوقات يک مورد منفي به تمام موارد مثبت م ي چربد مثلاً فرد مورد نظر تحصیلات و شغل

خوب دارد از خانواده خوب و نجیب و موقعیت اقتصادي اش نیز مناسب است، اخلاق

خوبي ھم دارد ولي معتاد اس ت. در اين شرايط بايد دست نگه داشت و براي ازدواج

عجله نکرد و يا اين که شرايط زندگي خوب است ولي شغل غیرقانوني دار د. مسلماً

زندگي با چنین شخصي سراسر اضطراب خواھد بود.

پس از آنکه ارزشیابي انجام شد و وجوه اشتراک و تفاھم زياد بود بايد تحقیقات کامل، در

محل زندگي و محیط کار در مورد چگونگي رفت و آمد با دوستانش و ديگر موارد به عمل

آيد عده اي معتقد به انجام تحقیق قبل از ازدوا ج نیستند و مي پندارند افرادي که از آنھا

تحقیق مي شود اگر گرايش و نظ ر خوب به فرد داشته باشند ھمه چیز را مثبت جلوه

مي دھند و اگر با فرد مورد نظر مشکل داشته باشند وي را آدمي منفي ارزيابي مي

نمايند و واقعیات را مطرح نمي کنن د. در صورتي که در واقع چنین نیس ت. اگر از تعداد

زيادي تحقیق به عمل آيد حداقل نتیجه اش اين خواھد بود که ب ه شما مي گويند آيا اين

فرد قبلاً ازدواج کرده است يا خیر؟ و آيا اينھا خانواده جار و جنجالي ھستند يا خیر؟ آيا

برخورد اجتماعي خوبي با مردم دارند يا نه؟ بنابراين تحقیق بدون منفعت ھم نیست؛

شناخت شما را نسبت به ھمسر آينده و فرد مورد نظر افزايش مي دھد.

پشتوانه تمامي مسائل گفته شده، توکل به خداي متعال و قادر مطلق اس ت. در

صورتي که تشابھات زياد و تحقیقات انجام شده، مثبت بود با توکل بر خدا ازدواج کنی د. ان

شاءا... زندگي خوب و سرنوشت خوبي در انتظار شما خواھد بود.

در اينجا نکته اي قابل ذکر است و آن اين که، ھر ازدواجي علیرغم تمامي دقت ھايي که

براي آن به عمل آيد و با رعايت کلیه ملاک ھا و معیارھاي گفته شده، باز ھم حدود

بیست درصد ريسک دار د. و اين ريسک به خاطر جنبه ھاي نا شناخته آن است يا پیش

بیني ھايي که به وقوع پیوسته است يا خلاف تصور بوده است و به خاطر مسائلي بوده

که قبل از ازدواج سؤال و مطرح نشده اند و يا اگر پرسیده شده اند جواب صحیحي براي

آنھا دريافت نکرده ان د. بنابراين رعايت کردن معیارھاي ازدوا ج، تضمین صد در صد براي

ازدواج موف ق را ھمراه ندارد ولي در بسیاري از مواقع از به وجود آمدن مشکلات پس از

ازدواج جلوگیري مي کند و از تنش ھا و ناراحتي ھا ي درون خانوادگي پس از ازدواج مي

کاھد.

سخني با خانواده ھا

بعضي از خانواده ھا مقیدند بلافاصله پس از يک جلسه خواستگاري، تکلیف دختر و پسر

مورد نظرشان مشخص شود و موافق نیستند خواستگاري به چندين جلسه موکول

شو د. به اين دسته خانواده ھا متذکر مي شويم انتخاب ھمس ر و ازدواج نیاز به مطالعه و

شناخت دارد و اين شناخت در يک جلسه خواستگاري مثلاً يک ساعته مقدور نیس ت.

بنابراين اگر دختر و پسر به قصد ازدواج مي خواھند با يکديگر صحبت بیشتري داشته

باشن د، خانواده ھا بايد در اين مورد قدري انعطاف به خرج دھن د: شناخت لازمه زندگي

اس ت. نگراني اين نوع خانواده ھا به خاطر قضاوت مردم و آشنايان است در صورتي که

مردم، آشنايان و ھمسايگان ھم نظر منفي راجع به خواستگاري کردن از دختران ندارند.

پسري ھم که به قصد خواستگاري وارد خانه شما مي شود حريم خانه برايش اخلاق

ايجاد مي کند و اين امر بسیار بھتر از آن است که دختر و پسر در خارج از محیط خانه و

دور از اطلاع خانواده ھا رفت و آمد داشته باشند و تصمیمات نسنجیده بگیرند و يا

معضلات اخلاقي به وجود آورند.

منابع

- مقدمه اي بر روان شناسي ازدواج – تألیف : زھره رئیسي

- خانواده در اسلام – تألیف حسین مظاھري

- مشاوره ازدواج – تألیف علي اسلامي بجنوردي نسب

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |


هر موجودى براى ادامه نسل و زندگى خود نياز به قانون تركيب و ازدواج دارد.
انسان كه عالى ترين نمونه خلقت است ، پس از رسيدن به سن بلوغ و شكوفا شدن غرائزش ، نياز به ازدواج دارد تا بتواند در سايه آن غريزه خود را معتدل ساخته و در كنار تشكيل خانواده و انتخاب همسر از اضطراب درونى خود بكاهد و با آرامش زندگى كند.
در دوران بلوغ كه دوران آشفتگى و ناآرامى است ، رها شدن پسران و دختران و زندگى در كنار هم ، بسيار خطرناك است .در اين دوران انواع فريبها، و دروغ پردازيها آغاز مى شود و جوان اصولا به آينده پرمخاطره خود نمى انديشد زيرا طغيان به سركشى شهوت ، ديده درك و عقل وى را از بين مى برد و تنها به آنچه جوان مى انديشد تخليه خود از نيروى غريزه جنسى است .
اينجاست كه بايد پدران و مادران مراقب اين دوره بحران باشند واز فرزندان خود مانند يك باغبان دلسوز از شكوفه هاى خود مراقبت كنند و در عين حالى كه زياد سخت نگيرند آنها را هم بحال خود رها نسازند.
قرآن براى تشكيل خانواده دو تعبير زيبا دارد:
از يك طرف زن و شوهر را مانند لباس براى هم مى داند و مى فرمايد: (زنان براى شما بمنزله لباسند و شماهم براى آنها به منزله لباسيد).
مى دانيم كه لباس براى انسان جنبه حفاظت ونگهدارى از سرما و گرما و خطرها دارد، علاوه كه لباس ، موجب آبرومندى و عزت و احترام انسان است .اكنون زن و مرد نسبت به يكديگر نقش حفاظت و نگهدارى از حوادث و خطرها و لغزشها را دارند چنانكه تحقيقا موجب حفظ آبروى يكديگر در انظار و عدم بروز بدنامى خواهند بود.
و از طرف ديگر قرآن درباره فلسفه ازدواج و تشكيل خانواده مى فرمايد: (ازدواج براى آن است كه به شما آرامش و راحتى دهد و شما از تشكيل خانواده و انتخاب همسر لذت بريد).
حال جوانان براى روح ناآرام خود بينديشند و با كنار گذاشتن توقعات و شرائط طاقت فرسا با توجه به سادگى و واقع نگرى به اين پيوند مقدس ‍ روى آورند و زندگى سالمى را آغاز نمايند تا از گسترش فساد و انحراف و اعتياد خانمانسوز جلوگيرى كنند.
محرم و نامحرم :  
كسى كه نگاه كردن به آنها جايز است محارم وآن ها كه نگاه به آن ها حرام است و جايز نيست نامحرمند.
1 - مادر و مادر بزرگ
2 - دختر و دختر فرزند
3 - خواهر و خواهر زاده
4 - دختر برادر و برادرزاده
5 - عمه (خواهر پدر) و عمه پدر و يا مادر
6 - خاله (خواهر مادر) و خاله پدر و مادر
و همچنين كسانى كه از طريق ازدواج محرمند مانند:
1 - مادر زن و مادر بزرگ او
2 - دختر زن هر چند دختر خودش نباشد مانند آن كه انسان زنى را به همسرى خود انتخاب كند كه از شوهر قبلى خود دخترى داشته باشد.
3 - زن پدر(نامادرى )
4 - زن پسر
غير از اين زنانى كه نام برده شد نامحرمند و نگاه كردن به آنها چه از روى لذت باشد يا نباشد جايز نيست .
اين افراد بر دختران و زنان محرمند:  
الف - محارم سببى :  
1 - پدر و پدر بزرگ
2 - پسر و فرزندان پسر
3 - برادر
4 - خواهرزاده
5 - برادرزاده
6 - عمو(عموى خود وعموى پدر يامادر)
7 - دايى ، (دايى خود و دايى پدر يا مادر)
ب - محارم نسبى كه از طريق ازدواج بر دخترها و زنان محرم مى شوند و اينها عبارتنداز:
1 - شوهر
2 - پدر شوهر و پدربزرگ شوهر
3 - پسر شوهر وقتى كه همسر ديگرى داشته باشد
4 - شوهر مادر
5 - شوهر دختر كه داماد ناميده مى شود
همسران شايسته :  
معيارها در انتخاب همسران شايسته چه مرد باشد و چه زن مختلف و متفاوت است گاهى معيار تحصيل است گاهى ثروت و گاهى مقامهاى اجتماعى ولى اسلام بهترين معيار براى انتخاب راپاكى و پاكدامنى و راستى و صداقت مى داند و پيامبر مى فرمايد سعى كنيد كه همسران پاكدامن و با عفت انتخاب كنيد. زيرا معيارى هاى مادى مانند زيبايى ، ثروت ، مقام و غيره همه ازبين رفته اند ولى معيار و ارزش معنوى مانند پاكدامنى و راستى خوش خلقى از بين رفتنى نيست و بنيان و اساس ازدواج عميق و ريشه دار خواهد بود كه با وزيدن نسيم مسموم از هم گسيخته نمى شود.
عقد ازدواج :  
مى دانيم كه انتخاب همسر از طريق قانون را به آن رابطه قانونى مى گوييم و اگر عقد و قراردادى در كار بناشد رابطه غير قانونى است و عمل نامشروع است زيرا كسى كه كار قانونى نمى كند مى خواهند به شكلى براى خود راه فرار بگذارد واز خود سلب مسؤ ليت كند ولى انسان متمدن و آگاه سعى مى كند تمام كارهاى خود را قانونى كند تا با آرامش خاطر، به زندگى ادامه دهد. بديهى است كه كار قاچاق و غير قانونى و گريز از قانون ، هميشه اضطراب و ناراحتى و نگرانى بدنبال دارد وبا تشكيل خانواده غير قانونى نه تنها انسان به آرامش دسترسى پيدا نمى كند بلكه هر روز به افسردگى و نگرانى او افزوده مى شود درست مانند دو مسافرى كه مى خواهند با هم به خارج از كشور مسافرت كنند. بديهى است مسافرى كه پاسپورت و جواز عبور از مرز را دارد هيچگونه نگرانى در خود احساس نمى كند ولى مسافرى كه مى خواهد بدون گذرنامه سفر كند پيوسته نگران است و هر لحظه در انتظار اين است كه در چنگال پليس گرفتار شود و به زندان بيفتد.
پس قواله ازدواج براى زن و شوهر به منزله داشتن گذرنامه عبور از مرز ازدواج است كه مرزبان ، مزاحم او نخواهند بود.
عقد ازدواج به دو صورت انجام مى پذيرد:
1 - عقد دائم كه بطور دائم قرارداد منعقد مى شود. و براى يك زندگى مشترك هميشگى است .
2 - عقد ازدواج موقت كه براى زمانى محدود مثلا يك سال يا يك ماه يا بيشتر و كمتر قرارداد منعقد ميشود كه هر كدام شرائط ويژه خود را دارد.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - معيار در انتخاب همسر از نظر اسلام چيست ؟
2 - تعبير زيباى قرآن براى انتخاب همسر چيست ؟
3 - محرم و نامحرم يعنى چه ؟ آنها را تعريف كنيد وبراى آنها مثالى بزنيد.
4 - عقد ازدواج يعنى چه ؟
5 - فرق ازدواج دائم با موقت چيست ؟

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |


داد و ستد يكى از كارهايى است كه از دوران بسيار دور، بين مردم رواج و رونق داشته و امروز عده زيادى به شغل تجارت و معامله مشغولند در اسلام براى اين كه انسان به معاملات حرام آلوده نشود لازم است احكام معاملات بمقدارى كه مورد نياز است بداند زيرا اگر انسان نداند معامله اى كه انجام داده صحيح است يا باطل ، نمى تواند در مالى كه گرفته تصرف نمايد ولى اگر در موقع معامله احكام را مى دانسته ولى پس از معامله در صحت آن شك كند معامله صحيح و تصرف در آن بلا اشكال است .
معاملات به پنج دسته تقسيم مى شود:  
1 - معامله واجب :  
و آن وقتى است كه براى تحصيل مخارج زندگى هيچ راهى بجز معامله نداشته باشد در اين صورت واجب است كه شخص مخارج زندگى خود را از اين راه به دست بياورد.
2 - معامله حرام : 
و آن معاملاتى است كه اسلام آنها را حرام دانسته است .مثل خريد و فروش ‍ چيزهاى نجس از قبيل مشروبات الكلى ، گوشت خوك و يا مردار و يا خون و مواد مخدر و غيره .
و يا خريد و فروش چيزهايى كه از راه دزدى به دست آمده و يا چيزهائى كه منافع حرام بدنبال دارد مثل ابزار قمار يا خريد و فروش كتابهائى كه سبب گمراهى و انحراف مردم مى شود، بديهى است همانطور كه فروش بستنى فاسد و مسموم به مردم ، حرام است . فروش كتابها و فيلمها و نوارهاى مسموم و انحراف آميز هم حرام است بلكه اينها از مواد غذايى مسموم ، بمراتب بدتر است ، زيرا مواد غذايى مسموم ، جسم را فاسد و خراب مى كند ولى كتابها و فيلمهاى مبتذل روح و روان انسانها را به انحراف مى كشاند و بديهى است كه انحرافات روحى و روانى به مراتب زيانبارتر از فساد جسمى است چون در مسموميتهاى جسمى خداوند دستگاه گوارش ‍ را طورى آفريده كه واكنش از خود نشان مى دهند و انسان با اسهال و يا استفراغ جسمى بهبودى چندان مشكل نيست ولى در بهبودى روانى و روحى بسيار مشكل وطاقت فرسا است .
3 - معاملات مستحب :  
معاملاتى است كه براى توسعه زندگى خانواده و سود رسانى به ساير مسلمانان انجام مى پذيرد مثل زراعت و كشاورزى كه هم به خانواده كمك مى شود وهم به ديگران
4 - معاملات مكروه :  
و آن معاملاتى است كه بتدريج موجب قساوت قلب و سنگدلى مى گردد و يا تمايل برانگيز نيست و توده مردم آنها را نمى پسندد.مثل كفن فروشى و يا معامله با افراد پست و فرومايه .
5 - معاملات مباح : 
و آن معاملاتى است كه از طرف شرع دستور خاصى نرسيده است مثل فروش دو جنس با هم و گرفتن زيادى مانند اين كه يك من برنج را به دو من گندم بفروشد.
ربا در معامله :  
يكى از چيزهايى كه در اسلام از او به زشتى ياد شه و سبب بطلان معامله مى شود ربا است . ربا يعنى زياد گرفتن و براى تحقق به اين امر سه شرط دارد:
الف - آنكه در معامله يك طرف بيشتر از طرف مقابل بگيرد.
ب - دو جنسى كه با هم مبادله مى كنند بايد از يك جنس باشند مثل اين كه يك من گندم به دو من گندم بفروشد ولى اگر از دو جنس باشند ربا به وجود نمى آيد مثل اينكه يك من برنج به دو من گندم بفروشد.
ج - آنكه عوضين از اجناس كيلى يا وزنى باشند.
شرايط خريدار و فروشنده :  
براى خريدار و فروشنده شش شرط است كه بايد رعايت شود
1 - هر دو بالغ باشند و قدرت تشخيص نفع و ضرر خود را بدهند.
2 - عاقل باشند.
3 - حاكم شرع آنها را از تصرف در اموال خودشان منع نكرده باشد.
4 - قصد خريد و فروش داشته باشند.
5 - كسى آنها را مجبور نكرده باشد
6 - چيزى را كه مى خواهند بفروشند مالك آن باشند و يا حداقل اجاره فروش آن را داشته باشند.
مواردى كه مى توان معامله را به هم زد:  
1 - جايى كه خريدار و فروشنده كه با هم معامله كرده اند، از هم جدا نشده باشند (خيار مجلس )
2 - آن كه هر يك از طرفين مغبون شده باشد (خيار غبن )
3 - طرفين قرار داد كنند كه بكلى يا تا مدتى معين حق فسخ معامله را داشته باشند (خيار شرط).
4 - فروشنده يا خريدار مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد(خيار تدليس )
5 - خريدار يا فروشنده شرط كنند كه كارى انجام دهند ولى به آن شرط عمل نكنند (خيار تخلف شرط).
6 - در جنس و يا عوض آن عيبى باشد (خيار عيب )
7 - معلوم شود مقدارى از جنسى را كه فروخته اند مال ديگرى است و طرف راضى نيست (خيار شركت )
8 - فروشنده خصوصياتى از جنس خود بگويد كه مشترى نديده و بعد معلوم شود چنين نبوده (خيار رؤ يت )
9- مشترى قيمت كالا را كه نقد خريده تا سه روز ندهد و فروشنده هم جنس را تحويل ندهد و شرطى هم در اين باره نكرده باشند(خيار تاءخير)
10 - حيوانى را خريده باشد كه خريدار تا سه روز مى تواند معامله را فسخ كند(خيار حيوان )
11 - فروشنده نتواند جنس را كه فروخته تحويل دهد(خيار تعذر تسليم )
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - خريد و فروش اشياء نجس چه صورت دارد؟
2 - خريد وفروش ابزار قمار چگونه است ؟
3 - در چه صورت مى توان معامله را فسخ نمود؟سه مورد را ذكر كنيد.
4 - در چه صورت خريد و فروش مباح است ؟
5 - ربا يعنى چه ؟آن را توضيح داده و براى آن مثالى بزنيد.
درس شانزدهم : اجاره 
ملكى كه انسان در اختيار دارد مى تواند به ديگرى اجاره دهد مثلا بگويد ملك خود را به تو اجاره دادم و او بگويد قبول كردم در اجاره شرائطى است كه بايد به آنها توجه كرد.
1 - مال مورد اجاره بايد معين باشد در اين صورت اگر بگويد يكى از مغازه هاى خود را به تو اجاره دادم و معين نكند صحيح نيست .
2 - مستاءجر بايد ملك مورد اجاره را ببيند يا بگونه اى خصوصيات آن را بيان كند كه كاملا معلوم باشد.
3 - چيزى نباشد كه با تصرف آن از بين برود پس اجاره ميوه ونان يا خوراكيها صحيح نيست .
4 - در اجاره بايد مدت اجاره ، معين باشد مثلا يكسال يا بيشتر.
5 - اگر مستاءجر ملكى را اجاره كند ولى از او استفاده ننمايد بايد مبلغ مورد اجاره را به مالك پرداخت نمايد.
6 - اگر منزلى با پرداخت وديعه اجاره كند نبايد وديعه با حساب درصد و از اجاره كم كند.مثلا خانه اى را اجاره كند ماهيانه به مبلغ صدهزار تومان و دو ميليون تومان پول به مالك بدهد قرار هر ميليون در ماه سى هزار تومان هر ماه هم پول بدهد.اين عمل ربا است و حرام است .بلكه بايد مبلغ دو ميليون تومان بابت قرض الحسنه بدهد و اجاره ماهى چهل هزار تومان حساب كند كه به اين اجاره مشروطه به قرض مى گويند
سرقفلى :  
سرقفلى به پولى گفته مى شود كه به شخص ديگرى بدهد تا خانه يا مغازه اى كه در اجاره اوست به وى واگذار كند در اينصورت شخصى كه مدت اجاره اش تمام شده حق ندارد از صاحب ملك پولى دريافت كند تا مغازه را تخليه نمايد.
مساءله : اگر محلى از شخصى اجاره كرده و حق واگذارى به غير را نداشته باشد نمى تواند به ديگرى اجاره دهد و يا سرقفلى بگيرد.
مساءله : اگر محلى را از كسى اجاره كرده و حق داشته باشد كه آن را به ديگرى اجاره دهد و مدتى كه استفاده كرده ملك ترقى نموده مى تواند آن محل را به ديگرى به همان مبلغ اجاره دهد و سرقفلى را بگيرد.
مساءله : اگر شخصى ملكى را به كسى اجاره داد و سرقفلى هم نگرفته و با مستاءجر شرط كرده كه حق واگذارى و يا گرفتن سرقفلى را ندارد مستاءجر نمى تواند سرقفلى بگيرد يا جاى خود را به شخص ثالثى اجاره دهد.
قرض :  
قرض دادن به مسلمان و گره گشايى از كار ديگران اجر فراوانى دارد و در آيات قرآنى و احاديث و روايات اسلامى به آن سفارش شده است كه به كسانى كه گرفتارند قرض دهيم و با گرفتن وثيقه در مدت معين ، آن را وصول نمائيم همانطور كه قرض دادن اجر و ثواب دارد شخص قرض گيرنده هم موظف است با فرا رسيدن زمان بدهى خود بدون هيچ عذرى آنرا بپردازد.
قرض دادن به دو صورت است :  
الف - قرض مدت دار كه در آن قيد شده كه بدهكار در چه مدت بدهى خود را بپردازد.
ب - قرض بدون مدت كه در آن زمان پرداخت قيد نشده است در قرض ‍ مدت دار يكبار طلبكار حق ندارد قبل از فرا رسيدن موعد طلب خود را مطالبه نمايد ولى در قرض بدون مدت ، طلبكار هر زمانى مى تواند طلب خود را درخواست نمايد در قرض ، طلبكار به هيچ وجه حق ندارد مازاد بر طلب خود را مطالبه كند ولى اگر بدكار بدون شرط قبلى و درخواست طلبكار مقدارى اضافه بر بدهى خود بپردازد. در اين صورت اين مقدار اضافى بلااشكال است بلكه اين كار استحباب دارد زيرا راهى است براى تشويق ديگران به قرض دادن بدون ربا.
امانتدارى :  
اگر كسى امانت ديگرى را به او بسپرد و او بپذيرد و قبول كند بايد در حفظ آن بكوشد.
حكم امانتدارى :  
1 - كسى كه نمى تواند امانت ديگران را حفظ كند نبايد آن را قبول نمايد.
2 - كسى كه امانت را مى پذيرد بايد جاى مناسبى براى نگهدارى آن در نظر بگيرد و طورى باشد كه مردم نگويند در امانت خيانت و يا در نگهدارى آن كوتاهى كرده است .
3 - اگر امانت سرقت شود و از بين برود در صورتى كه در نگهدارى آن كوتاهى كرده باشد بايد عوض آن را به صاحبش بپردازد ولى اگر كوتاهى نكرده و از بين رفته ملزم به پرداخت آن نيست ولى بهتر است عوض آن را بپردازد.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - اجاره را تعريف كنيد و براى آن مثالى بزنيد.
2 - آيا ملك ديگرى بدون رضايت صاحبش مى توان اجاره داد؟
3 - آيا اضافه گرفتن در قرض با شرط قبلى صحيح است ؟
4 - در قرض بى مدت قرض دهنده چه وقت مى تواند تقاضاى پرداخت مال خود را كند؟
5 - اگر امانت تلف شود حكم آن چيست ؟
6 - سرقفلى يعنى چه ؟
7 - در چه موقعى مى تواند شخص سرقفلى را بگيرد؟

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |


حج يكى از مراسم با شكوه اسلام و تجسم عملى ايمان است كسانى كه موفق به رفتن حج شده اند توان و قدرت ايمان را عملا ديده اند و تنها ايمان و اسلام است كه ميليونها مسلمان از اطراف جهان در يك نقطه گردآورى كرده كه همه بايك لباس و يك شعار برگرد خانه توحيد بگردند و ايمان خود را اظهار كنند اين يك خانه مكعبى شكل كه زير بنايش را آدم نهاد، و ابراهيم قهرمان توحيد به تعميرش پرداخت يك الگو و نمونه است چنين نيست كه بعضى ها تصور مى كنند كه اين خود، بت پرستى است زيرا ما كعبه را مانند بت نمى پرستيم ما خدا را پرستش مى كنيم و به گفته قرآن كه هر طرف رو كنيد خدا آنجاست خداوند ماده نيست كه نياز به مكان داشته باشد، در اين صورت كعبه سنبل وحدت و يكپارچگى امت اسلامى است . خداوند اين مكان را بعنوان جلوه اى از قدرت و توان خويش به نمايش گذاشته و هه را بسوى آن دعوت كرده تا قبله گاه خود قرار دهند و وحدت و يكپارچگى امت برقرار بماند و آئين توحيد كه تمام مردم در روى زمين را به وحدت و يكپارچگى دعوت مى كند لطمه نبيند و از بين نرود.
مراسم حج بر هر مسلمانى كه توان مالى و جسمى داشته باشد لازم و واجب است و هر مسلمانى كه واجد شرايط باشد، بايد به اين آزمايشگاه بزرگ الهى سر بزند و از نزديك مكانهاى گوناگون عرفات مشعر، منى ، صفا و مروه و رمى جمرات سه گانه را ببيند و مشاهده كند كه هر كدام برايش يك تجسم عملى اسلام وموجب يك نوع طهارت و پاكيزگى روحى است .
احكام حج :  
حج بر كسى واجب مى شود كه :
1 - بالغ باشد.
2 - عاقل و آزاد باشد.
3 - بخاطر رفتن به حج ناگزير به كار حرام يا ترك واجبى كه اهميتش از حج بيشتر است نباشد.
4 - مستطيع باشد كه اين استطاعت همانطورى كه گذشت هم از نظر مالى است كه بايد مخارج خود و كسانى كه خرجى آنان بر او واجب است داشته باشد و پس از بازگشت براى كسب و زراعت و غيره سرمايه كافى در اختيارش باشد و يا بر سر كار خود برقرار باشد و هم از نظر جسمى كه بايد حج گزار از سلامت جسمى و مزاجى برخوردار بوده كه بتواند اعمال خود را بجا آورد و هم اين كه از نظر راه از آزادى و امنيت برخوردار باشد.
در اين صورت شخصى كه حج بر او واجب شده و توان مالى و جسمى دارد نمى تواند حج خود را ترك كند و پول آن را به راه هاى خير مصرف نمايد.
امر به معروف و نهى از منكر:  
جهانى كه در آن زندگى مى كنيم جهان عمل و عكس العمل است . تمامى موجودات از انسان گرفته تا حشرات در برابر دنياى بيرون خود عكس ‍ العمل نشان مى دهند و انسان كه از نيروى انديشه وعقل برخوردار است عكس العملش بسيار گسترده تر است . كرمى كه درخاك زندگى مى كند به محض احساس خطر خود را جمع مى كند و يا در درون خاك ، خود را پنهان مى سازد و انسان هم در برابر كارهايى كه مخالف با فطرت و ذات اوست ، از خود عكس العمل نشان مى دهد كارهايى را كه فطرتش پاسخ مثبت به آن مى دهد مى پذيرد مانند تمامى كارهاى خوب و آنچه در فرهنگ دينى بعنوان واجبات و مستحبات از آن ياد شده است و كارهايى كه فطرت به او پاسخ منفى مى دهد نمى پذيرد و آن را رد مى كند مانند كارهاى حرام و مكروه ، اينجاست كه انسان بر اساس انديشه و فطرت و آگاهى هاى خود مى كوشد كه ديگران را به كارهاى نيك وادار سازد و آنها را از كارهاى زشت باز دارد. از اين رو فصلى در فرهنگ اسلامى به نام امر به معروف و نهى از منكر به وجود مى آيد. پس امر به معروف و نهى از منكر فضولى در كارهاى ديگران نيست بلكه پاسخى است به فطرت انسانى از اين رو على (ع ) درباره امر به معروف و نهى از منكر در نهج البلاغه مى فرمايد: (بدانيد كه امر به معروف و نهى از منكر سبب انجام واجبات و ترك محرمات مى گردد و با آن مى توان امينت اجتماعى به وجود آورد تا پيروان همه مذاهب آسمانى در كنار هم با صلح و صفا زندگى كنند، بديهى است كه با اين ابزار، مى توان ريشه هاى فساد را خشكاند، و نابود كرد و براى مردم محيط سالم به وجود آورد).
شرايط امر به معروف و نهى از منكر:  
البته بايد توجه داشت كه اين كار واجب داراى شرائطى است كه بايد به آنها توجه كرد.اينها عبارتند از:
1 - شخص بايد معروف و منكر را بخوبى بشناسد تا بتواند درباره او دستورى صادر كند. در اين صورت كارى كه انسان نمى داند انجامش واجب و ياحرام است نمى تواند نسبت به آن امر و يا نهى كند.
2 - احتمال بدهد كه نصيحت او اثر بخش است و اگر مطمئن باشد كه اثرى ندارد واجب نيست .
3 - شخص گنهكار و قانون شكن اصرار به تكرار آن عمل داشته باشد و اگر كسى يقين كند كه ديگر تكرار نخواهد كرد لازم نيست به او امر يا نهى كند.
4 - امر به معروف و نهى از منكر، سبب ضرر جانى يا آبروئى براى خود او و يا ديگرى نباشد.
مراحل امر به معروف و نهى از منكر:  
امر به معروف و نهى از منكر داراى مراحلى است كه اگر مقصود و هدف انسان در مرحله اول تاءمين شود ديگر نوبت به مرحله بعد نمى رسد. اين مراحل عبارتند از:
1 - گنهكار با بى توجهى و بى اعتنائى ديگران نسبت به او آگاه شود و كار خود را ترك كند.
2 - با نصيحت و پند و اندرز دست از كار زشت خود بردارد.
3 - با او برخورد قانونى شود و بر اساس مقررات شرعى و اجتماعى مجازات گردد و اين مجازات بايد توسط محاكم قضايى انجام بگيرد نه آنكه هر كس خودش اقدام كند.
كسى كه مى خواهد امر به معروف و نهى از منكر كند بايد دلسوزانه عمل نمايد و مراقب باشد كه در حضور ديگران گنهكار را سرزنش نكند، قصد و هدف خود را براى رضايت خداوند صالح گرداند و كار را براى خدا انجام دهد نه آنكه از روى انتقام يا ناراحتى نارضايتى از مجرم باشد، چه بسا گنهكار كه خطائى از او سرزده داراى كارهاى خوبى است كه مورد محبت و لطف خداست و تنها اين كار او سبب نارضايتى و خشم خداوند مى باشد.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - چرا حج واجب شده است ؟
2 - حج بر چه كسانى واجب است ؟
3 - آيا بجاى حج مى توان كارهاى خير ديگرى كرد؟
4 - امر به معروف و نهى از منكر واجب است يا مستحب ؟
5 - شرائط امر به معروف و نهى از منكر چگونه است ؟
6 - آيا هر كسى مى تواند گنهكار و مجرم را مجازات كند؟
7 - در ابتدا با شخصى كه خطائى از او سرزده چه بايد كرد؟

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |


اسلام انسانها را بر اساس خواسته فطرت مالك دسترنج خود مى داند و انسان آزاد است مالى را كه با تلاش خود به دست آورده صرف مخارج زندگى خود نمايد ولى براى آنكه ثروت در دست گروه خاصى انباشته نشود كه مشكلات اقتصادى را به وجود آورد مالياتهاى شرعى براى آنها قرار داده .
يكى از اين مالياتهاى شرعى ، خمس است كه انسان بايد يك پنجم از درآمد اضافى يكساله خود را تحت اين عنوان به فقيه جامع الشرايط يا وكيل او بدهد تا در راه مصالح اسلام و مسلمين خرج كند. لذا هر شخصى بايد از آغاز تا پايان سال درآمد و مخارج خود را حساب كند و هر چه زياد آورد خمس آن را بدهد. بايد توجه داشت كه مالى را كه خمش نداده نمى تواند در آن تصرف كند بنابراين اگر با پول خمس نداده لباس بخرد يا منزل خريدارى كند يا فرش و غيره تهيه نمايد نماز در آن لباس و يا خانه و يا بر آن فرش باطل است .
چيزهايى كه خمس به آنها تعلق مى گيرد:  
1 - درآمد و منفعت كسب
2 - جواهرى كه از دريا به دست مى آيد.
3 - گنج
4 - معادن
5 - غنائم جنگى
6 - مال حلال مخلوط به حرام
7 - زمينى كه كافر ذمى از مسلمان بخرد

چيزهايى كه خمس ندارد:  
1 - مالى كه از ارث به انسان برسد
2 - چيزهايى كه به انسان بخشيده اند

3 - جوائز
4 - آنچه بعنوان عيدى انسان مى گيرد.
5 - الى كه بعنوان خمس يا زكات به انسان داده اند
راه مصرف خمس :  
خمس نصف مى شود نصف آن سهم امام (ع ) و نصف ديگر مربوط به سادات فقيرى است كه قدرت اداره زندگى ندارند و شيعه اند و آشكارا هم گناه نمى كنند.
خمس را بايد به مرجع تقليد و فقيه جامع الشرايط يا وكيل او داد يا در مصرف ، از او اجازه گرفت .
زكات :  
يكى از مالياتهاى بسيار ارزنده اسلامى زكات است زكات به معناى رشد و نمو است و معنى ديگر آن پاكى و تطهير است .
بديهى است كسى كه زكات مالش را مى دهد و اين تعهد خود را نسبت به خداوند و حكومت اسلامى ادا مى نمايد هم بر ارزش معنوى خود مى افزايد و هم ثروت خود را پاك و تطهير مى كند.
زكات بر دو نوع است :  
1 - زكات بدن :  
كه سالى يك بار در روز عيد فطر واجب است كه شخصى كه داراى توان مالى است براى خود و هر نفر از نانخورهاى خود سه كيلو گندم يا برنج كه غذاى عمده سالانه او را تشكيل مى دهد يا قيمت آن را به فقير بپردازد.
2 - زكات مال : 
نه چيز از درآمد، زكات دارد كه كلا به سه دسته تقسيم مى كنند.
الف - غلات ، كه عبارتند از جو، گندم ، خرما، كشمش
ب - دام ، كه عبارتند از شتر، گاو، گوسفند
ج - سكه ، كه عبارتند از سكه طلا، سكه نقره
اينك به توضيح هر يك مى پردازيم :
1 - غلات : تمام غلات چهارگانه كه گذشت هر وقت كه به 850 كيلوگرم برسد به حد نصاب رسيده و بايد زكات آن را داد و كمتر از اين زكات ندارد ولى چون مقدار زكات غلات به نحوه آبيارى آن مربوط مى شود به سه صورت پرداخت زكات صورت مى گيرد:
1 - هرگاه زراعت ديمى است يعنى با آب باران و رودخانه بعمل مى آيد يك دهم ، از آن بعنوان زكات بايد پرداخت شود
2 - هرگاه محصول باآب قنات يا با دلو و يا موتور آبيارى شود يك بيستم ، آن زكات است .
3 - هرگاه آبيارى آن به هر دو صورت انجام پذيرد نصف آن يك دهم ، و نصف ديگر يك بيستم ، مى باشد.
2 - نصاب دام خود را به سه بخش تقسيم مى شود:
الف - نصاب گوسفند - حد نصاب گوسفند كه زكات واجب مى شود 40 عدد است كه كمتر از آن زكات ندارد و زكات 4 عدد يك عدد گوسفند است .
ب - نصاب گاو - حد نصاب آن كه زكات واجب مى شود 30 عدد است كه كه زكات آن يك گوساله است كه حداقل يكسال از او گذشته باشد.
ج - شتر - اولين حد نصاب شتر كه زكات واجب مى شود 5 عدد است و تا زمانى كه تعداد آنها به 26 شتر نرسيده است از هر زكاتش يك شتر است و نصابهاى ديگر و احكام آنها در رساله هاى علميه آمده است .
نصاب طلا و نقره :  
بايد توجه كرد كه نصاب و حد تعلق زكات به اين دو فلز گرانبها عبارتند از طلا 15 مثقال و نقره 105 مثقال كه زكات هر دو آن ها يك چهلم مى باشد.
شرايط زكات :  
1 - بايد دانست كه مالك مى تواند كليه مخارجى را كه براى محصول خود متحمل شده ، و هزينه كرده از بذر گرفته تا مزد آبيارى و كارگر، از محصول ، كم كند و بايد مقدار نصاب قبل از كم كردن محاسبه شود (7)
2 - دام و حيوانات بايد يكسال يا بقولى يازده ماه از مالكيت آن گذشته باشد پس اگر شخص 50 گوسفند بخرد و پس از گذشت ده ماه آن را بفروشد زكات ندارد.
3 - حيوانات بايد در تمام سال بيكار باشند پس گاو و شترى كه در كار مزرع از او استفاده مى شود زكات ندارد.
4 - حيوان در تمام مدت سال از علفهاى بيابان و خودرو استفاده كند پس ‍ اگر در تمام مدت سال يا مقدارى از آن از علفهاى چيده شده استفاده كند زكات ندارد.
5 - زكات طلا و نقره در صورتى واجب است كه به صورت سكه باشد بنابراين زيور آلات طلا كه خانمها استفاده مى كنند زكات ندارد. 6 - پرداخت زكات بايد با نيت پاك و براى خدا باشد نه اغراض ديگر.
راه هاى مصرف زكات :  
در هشت مورد مى توان زكات را به مصرف رساند:
1 - فقير يعنى كسى كه درآمدش كمتر از خرج سالش باشد يا معلول است و نمى تواند كار كند و منشاء مالى ديگرى هم نداشته باشد.
2 - مسكين و آن فقيرى كه درمانده و بينواست و هرچه تلاش مى كند كارى برايش پيدا نمى شود نه آنكه از كار بگريزد.
3 - به كافران براى كمك گرفتن از آنها در جنگ و يا نرم كردن دلهاى آنها بطورى كه به اسلام توجه پيدا كنند و مسلمان شوند.
4 - براى آزاد كردن بردگان كه در قديم برده گيرى و برده دارى مرسوم بوده است و اسلام با اين كار با شيوه بردگى مبارزه كرده است .
5 - بدهكارى كه قدرت پرداخت قرض خود را ندارد.
6 - كارهايى كه مربوط به عموم مردم و رفاه آنان است مانند پل سازى و جاده كشى و برق كشى و غيره .
7 - مسافرى كه در سفر درمانده يا پول او را دزديده اند و هيچ راهى براى بازگشت به وطن خود ندارد.
8 - كسانى كه از طرف امام يا نايب او ماءمور جمع آورى زكات و مصرف آنها بر طبق دستور هستند.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - خمس يعنى چه ؟
2 - به چه چيزهايى خمس تعلق مى گيرد؟ آنها را نام ببريد.
3 - راه مصرف خمس چگونه است ؟
4 - چه چيزهايى خمس ندارد؟ آن ها را نام ببريد؟
5 - حد نصاب كه در زكات نام برده مى شود يعنى چه ؟
6 - زكات گندمى كه هم از آب باران استفاده مى كند و هم از آب چاه چيست ؟
7 - آيا حد نصاب قبل از كم كردن مخارج محاسبه مى شود يا بعد از آن ؟

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |


مى دانيم كه همانطور كه بدن پس از چند ساعت كار مداوم و پشت سر هم نياز به استراحت دارد، دستگاه گوارشى هم با كار مداوم و يكنواخت ، سالى يك بار نياز به استراحت دارد و بايد به خانه تكانى بدن پرداخت و چربى و قند و مواد اضافى را كه در مدت يك سال ذخيره كرده ، بايد از بين برد و بدن را از آلودگى و غبار تميز كرد بديهى است كه بهترين راه براى استراحت دادن به دستگاه گوارش و رفت و روب و جاروب كردن بدن ، روزه است كه انسان در مدت معينى از خوردن و آشاميدن پرهيز كند تا هم كمكى به جسم و بدن خود كرده باشد و هم بخاطر مبارزه با نفس و غرايز و شيطان وجود خود كه انسان را به قانون شكنى وادار مى سازد، بتوان به ورزش و پرورش روح و روان پرداخت و شيطان درون را نااميد ساخت پس روزه به صورت ظاهر، عبارت از دورى از خوردن و آشاميدن از هنگام اذان صبح تا مغرب است ولى در حقيقت ، پرهيز از هر گناه و قانون شكنى است .همانطور كه جسم با ورزش و نرمش توانمند و قوى مى گردد روح وانديشه انسان هم با مبارزه با غرايز قدرتمند مى شود تا جايى كه انسان مى تواند در برابر خواسته هاى نامشروع آنها پايدارى و مقاومت كند كسانى كه اين تمرين مبارزاتى را ندارند در برابر هوسها و خواسته هاى درونى تاب و توان مقاومت ندارند و زود تسليم خواسته ها و غرايز مى شوند و اسير شيطان مى گردند ولى مردان خدا كه در رمضان در برابر غرايز و خواسته هاى خود مى ايستند و قانون شكنى و گناه را كنار مى گذارند و راحتى مى توانند در برابر تمايلات شيطانى پايدارى نمايند و خواسته خداوند را اجرا كنند آرى روزه همانطور كه بدن را از رسوبات چربى و قند و غيره پالايش مى كند و به دستگاه گوارش استراحت مى دهد سبب پاكيزگى روح از پليدى و ناپاكى مى شود.
اقسام روزه :  
روزه به چهار نوع تقسيم مى شود:
1 - واجب
2 - حرام
3 - مستحب
4 - مكروه
روزه هاى واجب :  
الف - روزه ماه رمضان
ب - روزه قضاء و كفاره
ج - روزه اى كه با نذر واجب مى شود
د - روزه قضاء پدر بر پسر بزرگتر
روزه هاى حرام  
الف - روزه عيد سعيد فطر و عيد سعيد قربان
ب - روزه مستحبى فرزند كه سبب ناراحتى پدر و مادر شود ويا آنكه فرزند را از گرفتن آن نهى كرده باشند.
روزه هاى مستحب :  
الف - هر پنجشنبه و جمعه
ب - روز مبعث (27 ذيحجه )
ج - عيد غدير(18 ذيحجه )
د - روز ميلاد پيامبر (17 ربيع الاول )
ه‍- روز عرفه (9ذيحجه )
و - تمام ماه رجب و شعبان
ن - عيد نوروز
ى - 13 و 14 و 15 هر ماه
روزه هاى مكروه :  
الف - روزه مستحبى ميهمان بدون اجازه ميزبان و يا نهى او
ب - روزه مستحبى فرزند بدون اجازه پدر
ج - روزه روز عاشورا
د - روزه روز عرفه در صورتى كه مانع از مراسم دعا شود.
ه‍ - روزه روزى كه نمى داند عرفه است يا عيد قربان
نيت :  
در روزه لازم است كه انسان نيت كند و لازم نيست نيت را بر زبان بياورد بلكه همانقدر كه براى سحرى برمى خيزد و روزه مى گيرد كافى است و بهتر است كه از شب اول ماه رمضان بمدت يكماه نيت كند.
مبطلات روزه :  
كارهايى كه روزه را باطل مى كند عبارتند از:
الف و ب - خوردن و آشاميدن
ج - رساندن غبار يا دود غليظ به حلق
د - فرو بردن تمام سر به زير آب
ز - قى كردن به طور عمد
ه‍ - آميزش با همسر
ى - استمناء يعنى كارى كند كه جنب شود و منى از او بيرون بيايد.
ن - باقى ماندن بر جنابت تا اذان صبح بدون عذر
مساءله - خوردن و آشاميدن از روى فراموشى روزه را باطل نمى كند.
مساءله - تزريق آمپول اگر بجاى غذا نباشد اشكال ندارد ولى بايد از استعمال آمپول تقويتى و يا غذايى خوددارى كرد

مساءله - اگر انسان در اثر سرفه كردن خلط سينه وارد فضاى دهانش شود نبايد آن را فرو برد بلكه بايد آن را به بيرون بيندازد.
مساءله - اگر كسى آروغ بزند و غذا در فضاى دهانش بيايد نبايد آن را فرو برد زيرا روزه اش باطل و قضا و كفاره بر او لازم مى شود و كفاره آن يا دو ماه روزه ياشصت نفر اطعام يا به هر كدام حدود يك كيلو گرم يا آرد بدهد و اگر هيچكدام نمى تواند استغفار كند.
مساءله - اگر روزه دار روزه خود را با غذا و نوشيدنى حرام بشكند قضا و كفاره جمع بر او واجب مى شود.
باقيماندن بر جنابت تا اذان صبح :  
اگر شخص روزه دار عمدا تا اذان صبح بر جنابت باقى بماند و غسل نكند و چنانچه وظيفه اش تيمم است آن را انجام ندهد روزه اش باطل است و قضا بر او لازم و معصيت كار است .
مساءله - كسى كه بيمار است و ياروزه براى او ضرر دارد نبايد روز بگيرد و بايد در موقع سلامتى روزه ها را قضا نمايد و اگر بيمارى تا ماه رمضان ديگر ادامه داشته باشد ديگر قضا هم ندارد و بايد مطابق هر روز تقريبا يك كيلو آرد يا گندم يا نان به فقير بدهد و اگر ندارد و خود محتاج وفقير است بر او لازم نيست .
مساءله - مسافرى كه شغلش سفر نيست روزه را درسفر مى خورد و بعد قضاى آن را بجا مى آورد و همانطور كسى كه مى خواهد از روزه فرار كند چهار فرسخ (24 كيلومتر) از شهر خارج مى شود و مى خورد بعد برمى گردد و در موقع مناسب قضاء آن را بجا مى آورد.
زكوة فطره :  
پس از پايان ماه رمضان كسانى كه توان مالى دارند به شكرانه توفيق در انجام فرمان خداوند، زكات فطره را مى دهند يعنى سرپرست خانه براى خود و كسانى كه نان خور او هستند براى هر كدام يك صاع كه حدود سه كيلو است آرد يا گندم يا نان يا برنج يا قيمت آنها را مى دهد و كسى كه توان مالى را ندارد بين خود دست به دست مى كنند بعد خودشان استفاده مى كنند اگر اين كار هم بر انسان ممكن نيست از گردن آنها ساقط مى شود.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - روزه يعنى چه و چرا بايد روزه بگيريم ؟
2 - آيا نيت در روزه لازم است و چرا؟
3 - اقسام روزه واجب چند تا است ؟ آن ها را برشماريد.
4 - چه كارهايى روزه راباطل مى كند؟
5 - در چه مواردى قضاى روزه لازم نيست ؟
6 - در چه مواردى كفاره به عهده انسان مى آيد؟

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در سه شنبه 1386/09/20 و ساعت |

نمازگزار پس از اذان و اقامه روبه خانه كعبه مى ايستد و نيت مى كند كه كارش ‍ براى خداست آنگاه با دلى آرام و به دور از هر كار ديگر دل به سوى خدا مى آورد در حالى كه دستها را تا نزديك گوشهاى خود بالا برده مى گويد: الله اكبر (خدا از هر كس و هر چيز بزرگتر و از آنچه در تصور ما بگنجد برتر است )
سپس حمد و سوره را مى خواند:
بسم الله الرحمن الرحيم (1)
الحمد لله رب العالمين (2) الرحمن الرحيم (3) مالك يوم الدين (4) اياك نعبد و اياك نستعين (5) اهدناالصراط المستقيم (6) صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليه ولاالضالين (7)

بسم الله الرحمن الرحيم (1)
قل هو الله احد (2) الله الصمد (3) لم يلد و لم يولد (4) ولم يكن له كفوا احد (4)

سپس به ركوع مى رود و مى گويد: سبحان ربى العظيم و بحمده
آنگاه سر از ركوع برميدارد و مى گويد: سمع الله لمن حمد، الله اكبر
آنگاه به سجده مى رود و در سجده چنين مى خواند: سبحان ربى الاعلى و بحمده
آنگاه سر از سجده بر ميدارد و مى گويد: اءستغفرالله ربى و اتوب اليه
سپس به سجده دوم مى رود و پس از ذكر سجده ، سر بر مى دارد و مى نشيند.
آنگاه بلند مى شود و مى گويد:
بحول الله و قوته اقوم و اقعد
سپس حمد و سوره را مثل گذشته مى خواند و پس از خاتمه سوره ، قنوت مى گيرد و ذكر قنوت را مى خواند در قنوت هر آيه و دعائى را مى تواند بخواند مثلا: رب زدنى عملا و الحقنى بالصالحين
سپس به ركوع مى رود و ذكر ركوع را مى خواند.
بعد به سجده مى رود و دو سجده را مانند قبل انجام مى دهد. بعد مى نشيند و تشهد مى خواند: اشهد ان لااله الاالله وحده لاشريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد و آل محمد.
پس از تمام شدن تشهد اگر نماز دو ركعتى است سلام مى دهد و اگر نماز سع ركعتى و يا چهار ركعتى باشد بلند مى شود و تسبيحات چهارگانه را مى خواند: سبحان الله و الحمدالله ولااله الله و الله اكبر (سه بار) آنگاه به ركوع مى رود و ذكر ركوع را مى خواند بعد به سجده مى رود و دو سجده را انجام مى دهد بعد مى نشيند و چنانچه نماز مغرب باشد تشهد مى خواند و سلام مى دهد. واگر نماز چهار ركعتى است مثل (ظهر- عصر - عشاء) دوباره برمى خيزد و تسبيحات چهارگانه را مانند قبل مى خواند و به ركوع مى رود و بعد دو سجده را بجا مى آورد سپس مى نشيند و مانند قبل تشهد مى خواند و بعد سلام مى دهد و مى گويد:
السلام عليك ايهاالنبى و رحمة الله و بركاته السلام علينا و على عباد الله الصالحين السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - فرا رسيدن وقت نماز با چه چيز اعلام مى شود؟
2 - تفاوت اذان واقامه در چيست ؟
3 - آيا ركوع و سجود ركن اند ؟
4 - كدام يك از ركعات نماز، تشهد خوانده مى شود؟
5 - تفاوت ركوع با ذكر ركوع چيست ؟

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در دوشنبه 1386/09/19 و ساعت |


چيزهايى كه اشياء را پاك مى كنند عبارتند از: 
1 - آب 2 - زمين 3 - آفتاب 4 - اسلام 5 - استحاله 6 - انتقال 7 - تبعيت 8 - برطرف شدن عين نجاسات 9 - استبراء حيوان نجاستخوار 10 - غايب شدن مسلمان
1 - آب :  
در صورتى پاك كننده است كه مطلق بوده و مضاف نباشد آب مطلق همان آب خالص است و آب مضاف عبارت از آبى است كه از چيزى گرفته شده باشد مثل آب سيب و يا آب هنداونه يا با چيزى مخلوط شده باشد.
آبهاى پاك كننده كه به آن مطلق مى گويند عبارت است از:
1 - آب چاه 2 - آب جارى 3 - آب باران 4 - آب راكد، كه اگر مقدار آن زياد باشد يعنى وزن 419/377 كيلوگرم باشد آب كر است و اگر كمتر از اين مقدار باشد آب قليل است .
اينك در مورد آب به نكات زير توجه كنيم :
1 - آب قليل با برخورد به نجاست نحس مى شود.
2 - تمام آبهاى مطلق بجز آب قليل با برخورد به نجاست نجس نمى شود، مگر آنكه رنگ يا بو يا طعام آن با نجاست تغيير كند كه در اين صورت نجس ‍ است .
3 - آب باران اگر بر زمين و يا فرش و لباس نجس ببارد آن ها راپاك مى كند مگر آن كه عين نجاست مثل خون باقى بماند و پاك نشده باشد.
4 - آبى كه طاهر بوده ولى نمى دانيم نجس شده يا نه ؟ طاهر است و آبى كه نجس بوده و نمى دانيم طاهر شده يا نه نجس است و نيز آبى كه نمى دانيم نجس است يا طاهر پاك مى باشد.
چگونگى تطهير با آب :  
1 - اگر شى ء نجس ظرف باشد با آب كر يك مرتبه و با آب قليل سه مرتبه بايد آن را آب كشيده و شست .
2 - اگر اشياء غير ظرف باشد هر گاه با ادرار نجس شود با آب كر يك مرتبه و با آب قليل دو مرتبه و اگر به غير ادرار باشد با آب كر يك مرتبه و با آب قليل يك مرتبه .
3 - هر گاه زمين نجس شده باشد پس از برطرف كردن عين نجاست با آب كر و آبى كه متصل به كر است ، مثل آب لوله كشى منازل يك بار و با آب قليل دو بار پاك مى شود. همينطور ديوار نجس
4 - براى تطهير اشياء اول بايد نجاست را برطرف كرد سپس تطهير نمود مثلا اگر لباس يا دست به خون آلوده باشد بايد اول خون را پاك كرد سپس ‍ آن را آب كشيد و طاهر كرد.
5 - اگر فرش يا لباس نجس شود و بخواهيم طاهر كنيم چنانچه با آب قليل باشد يك بار آب بريزيم و آن را فشار دهيم تا آب داخل آن را خارج شو سپس با آب دوم طاهر كنيم .
6 - آب لوله كه به منبع كر متصل است در حكم آب كر مى باشد و نجس ‍ نمى شود مگر آنكه بو يا رنگ يا طعم نجاست بگيرد و هر چيز نجسى را كه عين نجاستش برطرف شده به يكبار طاهر مى شود.
2 - زمين :  
زمين خود يكى از پاك كننده هاست و با سه شرط كف پا و ته كفش و نوك عصا را پاك مى كند. اين شرطها عبارتند از:
1 - زمين بايد خود پاك باشد.
2 - زمين بايد خشك باشد.
3 - عين نجاست بايد باتماس به زمين برطرف شود در اين صورت كف پا و ته كف شو نوك عصاى نجس بر روى فرش ، موزائيك ، حصير، چمن ، آسفالت ، پاركت كه با چوب فرش شده پاك نمى شوند.
3 - آفتاب :  
خود يكى از مطهرات و پاك كننده هاست و مى تواند چيزهايى زير را پاك كند.
زمين ، ساختمان ، چيزهايى كه در ساختمان به كار رفته و نمى توان آن را برداشت مثل در به و پنجره ، ميخى كه در ساختمان به كار رفته ، درخت و گياه .
آفتاب با شرايط زير پاك كننده است :  
1 - آفتاب از پشت ابر و يا پرده نتابد مگر آنكه ابر و يا پرده رقيق و نازك بوده بطورى كه مانع از تابش نور آفتاب نباشند.
2 - آفتاب به تنهايى محل نجاست را خشك كند نه توسط باد ولى اگر باد كم باشد مانعى ندارد.
3 - هنگام تابش آفتاب عين نجاست وجود نداشته باشد.
4 - آفتاب مقدارى از ساختمان كه در آن نجاست نفوذ كرده به يكباره خشك كند.
5 - بين ديوار و ساختمانى كه نجاست در آن نفوذ كرده چيز طاهرى فاصله نباشد.
6 - ساختمان و يا ديوارى كه نجس شده بايد تر باشد و اگر خشك باشد بايد بر آن آب ريخت تا آفتاب آن را خشك كند.
4 - اسلام :  
اگر شخص كافر مسلمان شود و شهادتين را بگويد(شهادت به يگانگى خداوند و رسالت پيامبر -(ص ) ) تمام بدن او پاك مى شود، حتى لباسى كه به هنگام اسلام آوردن بر تن دارد ولى لباسهايى كه قبلا به تن داشته و با عرق بدنش نجس شده بايد آنها را آب بكشد و طاهر كند.
5 - استحاله :  
اگر شى ء نجسى از آن حالت اول خارج شود پاك مى گردد. مثل اين كه سگ در نمكزار نمك شود يا چوب نجس پس از سوزاندن خاكستر گردد.
ولى اگر شى ء نجس تغيير ماهيت ندهد طاهر نمى شود. مثل اينكه گندم نجس را آرد كنند ونان بپزند كه در اين صورت باز نجس است .
6 - انتقال :  
مثل اين كه خون بدن انسان و يا حيوان كه خون جهنده دارد به بدن پشه كه خون جهنده ندارد منتقل شود و جزء خون بدن او حساب شود پاك است ولى زالو كه خون انسان يا حيوان را مكيده و جزء بدن او حساب نمى شود و مى گويند خون انسان يا حيوان است در اين صورت نجس است .
7 - تبعيت :  
يعنى چيز نجسى بخاطر پاك شدن چيز نجس ديگرى بالتبع پاك شود مثل اينكه اگر شراب سركه شود ظرفى هم كه شراب در آن بوده پاك مى شود.
8 - بر طرف شدن عين نجاست :  
بدن حيوان و باطن بدن انسان پس از برطرف شدن نجاست پاك مى شود و نياز به آب كشيدن ندارد. مثلا منقار او پاك مى باشد و اگر داخل گوش يابينى يا چشم نجس شود در اين صورت اگر خون در دهان باشد نبايد فرو ببرد و بايد بيرون ريخت در اين صورت لبها كه نجس شده اند، بايد پاك و طاهر كرد.
9 - استبراء:  
يعنى حيوانى كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده مثل مرغ و جوجه و غيره بول و غائط آنها نجس مى باشد و اگر بخواهيم كه پاك شوند بايد مدتى بجاى نجاست غذاى پاك به آنهاداد و جلوى نجاستخوارى آنها را گرفت .به چنين كارى استبراء گويند.
10 - غائب شدن مسلمان :  
اگر لباس ، بدن ، ظرف ، و فرش مسلمان نجس شود و او غايب گردد بعد كه او را ملاقات مى كنيم اگر احتمال دهيم كه آنها را آب كشيده است ، آن چيز پاك خواهد بود و اجتناب از آن ها لازم نيست .
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - آب مضاف نجس چگونه پاك مى شود؟
2 - خون پشه پاك است يانجس ؟
3 - با حركت كف پا و نوك عصاى نجس بر روى آسفالت پاك مى شود؟
4 - ساختمان و ديوار نجس كه خشك شده باشد چگونه پاك مى شود؟
5 - استحاله و انتقال را توضيح دهيد؟

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در دوشنبه 1386/09/19 و ساعت |


اسلام ، همه اشياء را پاك مى داند، مگر يازده چيز و آنچه كه با اينها در تماس ‍ باشد.
اشياء نجس بدين شرح است :  
1 و 2 - بول و غائط:  
(ادرار و مدفوع ) از انسان و حيوانات حرام گوشت كه داراى خون جهنده اند يعنى وقتى آنها را سر ببريد خون با فشار از بدن آنها خارج مى شود. در اين صورت :
الف - ادرار و مدفوع حيوانات حرام گوشتى كه خون جهنده ندارند پاك است .
ب - ادرار و مدفوع حيواناتى كه گوشتشان مكروه است مثل اسب و الاغ پاك است .
ج - فضله پرندگان حرام گوشت مثل كلاغ پاك است .
ولى به فتواى امام خمينى (قدس سره ) نجس است .
3 - منى :  
انسان و حيوانى كه خون جهنده دارد مانند گاو گوسفند.
4 - مردار:  
حيوانى كه خون جهنده دارد در اين صورت :
الف - ماهى مرده نجس نيست و پاك است .
ب - اجزاء بى روح مردار، مثل پشم و ناخن و سم پاك است .
ج - پوستهاى لب و بدن انسان كه موقع افتادنشان است و انسان آنها را مى كند پاك است .
د - صابون و عطر و روغنى كه از خارج مى آورند اگر يقين به نجاسات آنها نباشد پاك است .
5 - خون :  
حيوانى كه خون جهنده دارد نجس است .
الف - خون ماهى و پشه كه خون جهنده ندارند پاك است .
ب - خونى كه پس از سربريدن حيوان در بدنش مى ماند پاك است برگردد يا اين كه كلا به مقدار معمول و متعارف ، خون از او خارج نشده باشد.
ج - خونى كه در تخم مرغ ديده مى شود بنظر مرحوم امام و بعضى از علما، پاك است ولى نبايد خورد مگر آنكه آن را به هم بزنند تا از بين برود (1)
د - آب زردى كه از زخم مى آيد اگر با خون مخلوط نباشد پاك است .
ه‍ - خونى كه گاهى اوقات از لثه مى آيد و با آب دهان مخلوط مى شود و از بين مى رود پاك است و مى توان آنرا فرو برد.
6 - كافر:  
يعنى كسى كه :
الف - خدا را انكار كند.
ب - براى خداوند شريك قائل باشد.
ج - كسى كه نبوت پيامبر اسلام را انكار كند.
د - كسى كه ضروريات دين را انكار كند در صورتى كه انكار اينها به انكار خدا يا نبوت برگردد.
7 و 8 - سگ و خوكى ،  
كه در خشكى زندگى مى كنند حيت پشم و ناخن آن ها نجس است ولى سگ و خوك دريايى پاك اند.
الكل صنعتى كه براى ضد عفونى و يا تزريق آمپول و يا رنگ به كار مى برند طاهر است .
10 - فقاع :  
يا آب جو كه از جو مى گيرند نجس است ولى آبجو طبى كه از جو مى گيرند و به آن ماءالشعير مى گويند پاك است .
11 - عرق شتر نجاستخوار ولى :  
الف - عرق ساير حيوانات نجاستخوار پاك است .
ب - عرق جنب از حرام نجس نيست (2) ولى احتياط واجب آن است كه با بدن و لباسى كه آلوده به آن است نماز نخواند.
نجاست هر چيزى از سه طريق ثابت مى شود:  
1 - خود انسان يقين به نجاست آن نمايد.
2 - صاحب آن اقرار به نجاست آن كند.
3 - دو نفر عادل اقرار به نجاست آن كنند.
احكام نجاسات :  
1 - خوردن و خوراندن چيزهاى نجست حرام مى باشد.
2 - اگر صاحبخانه در بين غذا خوردن ميهمانان ، بفهمد كه غذا نجس است بايد به آنها بگويد لوى اگر يكى از ميهمانها بفهمد، لازم نيست به ديگران بگويد مگر آنكه ميهمانان كسانى باشند كه بخاطر التماس با آنها او هم نجس ‍ مى شود مثل همسر و فرزندان .
ب - اگر كسى را ببيند كه چيز نجسى را مى خورد و يا در لباس نجس نماز مى خواند لازم نيست به او بگويد.
3 - اگر فرش يا جايى از خانه نجس باشد كه موجب آلوده شدن مهمانان مى گردد لازم نيست صاحبخانه به آنها بگويد.
4 - شير و روغن در صورتى كه مايع باشند اگر نجس باشد همه آنها نجس ‍ است ولى اگر جامد باشند فقط همان قسمت كه نجاست به آنها رسيده نجس و بقيه پاك است .
چگونه نجاست سرايت مى كند؟ 
قبلا گفته شد چيزهاى پاك اگر با نجاست تماس پيدا كند و يكى از آن ، دو طورى تر باشد كه به ديگرى سرايت كند چيز پاك و طاهر نجس مى شود. و اين در صورتى است كه انسان بداند نجاست به چيز پاك سرايت كرده است بنابراين اگر نداند مرطوب بوده اند و يا نداند رطوبت يكى به ديگرى سرايت كرده پاك و طاهر است و تجسس لازم نيست تا بفهمد چيز طاهر نجس شده يا نه .
خوردن و آشاميدن 
خداوند نعمتها را براى بندگان آفريده تا از آن نعمتها استفاده كنند، مانند خوراكيها چه گياهى باشد و چه حيوانى ولى بايد دانست كه گوشت پاره اى از حيوانات به عللى كه علم ، زيان برخى از آنها را كشف كرده حرام است .
كليه حيوانات درنده مانند گرگ پنلگ و غيره و همينطور روباه ، خرگوش ، گربه وغيره حرام گوشت هستند.
پرنده ها مانند، خفاش ، طاووس ، كلاغ و تمام پرندگانى كه چنگال دارند مانند عقاب حرام گوشت هستند و همانطور خوردن تمام حشرات حرام است ولى پرندگان ديگر كه در آسمان بال مى زنند خوردن آنها حلال است .همچنين تخم مرغ پرندگان حلال گوشت واز حيوانات و پرندگان حرام گوشت حرام اند.
از حيوانات دريائى ماهيهاى پولك دار وبعضى از پرندگان دريايى حلال مى باشد و نيز خوردن ميگو كه همان ملخ دريايى است حلال است . در پايان بايد يادآورد شويم كه كليه غذاها و آشاميدنى هاى نجس و يا مضر بحال انسان حرام مى باشد.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - شير و روغن جامد اگر نجس سد آيا همه آنها نجس مى شود؟
2 - آيا خون پشه و ماهى نجس است ؟
3 - پشم و ناخن مردار نجس پاك است يا نجس ؟
4 - آيا عرق جنب از حرام نجس است ؟
5 - آيا مواد مست كننده كه جامدند نجس اند ؟
6 - آيا خونى كه در تخم مرغ است نجس است ؟

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در دوشنبه 1386/09/19 و ساعت |


غسل عبارت از شستشوى بدن به گونه اى است كه خداوند خواسته است . در موقعى كه انسان جنب شده و منى از او خارج شده يا با همسر خود همخوابگى كرده باشد يا زن و دختر از خون حيض پاك شده باشند بايد غسل كنند.
غسل به دو صورت انجام مى گيرد:
1 غسل ترتيبى :  
پس از پاك كردن هر قسمت از بدن و نيت ، سر و صورت خود را مى شويد، سپس سمت راست بدن و بعد سمت چپ را مى شويد، در غسل ترتيبى لازم نيست قبل از غسل ، بدن كاملا طاهر باشد بلكه شخص مى تواند هر قسمتى را كه مى خواهد به نيت غسل بشويد طاهر كند.
2 - غسل ارتماسى :  
در غسل ارتماسى بايد بدن كاملا طاهر كرد سپس نيت نمود و يكباره به زير آب فرو رفت ، در غسل چه واجب و چه مستحب است بايد نيت واجب يا مستحب را انجام دهد.
بعضى از غسلها گاهى مشترك بين زن ومرد است مثل غسل جنابت يا غسل ميت يا غسل مست ميت وبعضى از آنها اختصاصات زنان است مثل غسل حيض يا استحاضه يا نفاس كه توضيحات هر يك خواهد آمد.
الف - غسل جنابت  
كه بخاطر خارج شدن منى و يا بخاطر همخوابگى و آميزش پديد مى آيد.
شخصى كه منى از او خارج شده و جنب است مستحب است كه قبل از غسل ، بول و ادرار كند، زيرا اگر ترك كند وبعد از غسل رطوبتى از او خارج شود و نداند منى است يا نه ، حكم منى را دارد و باز بايد غسل كند.
مسائلى پيرامون غسل :  
مساءله - آبى كه گاهى اوقات از انسان خارج مى شود و صفات منى را ندارد پاك مى باشد و لازم نيست انسان غسل كند.
مساءله - كسى كه جنب مى شود و غسل مى كند براى خواندن نماز لازم نيست وضو بگيرد بلكه با همان غسل ، نماز مى خواند ولى اگر شخص بعد از غسل ادرار كند و يا كار ديگرى را كه وضو را باطل مى كند از او سر بزند بايد براى خود، وضو بگيرد.
مساءله - در غسل ترتيبى اگر كسى در موقع شستن بدن ، شك كند كه آيا قسمت قبلى را شسته يا نه بايد بشويد ولى اگر بعد از تمام شدن غسل شك كند غسلش درست است و لازم به شستن دوباره نيست .
مساءله - كسى كه چند غسل بر او واجب مى باشد مى تواند با يك غسل همه آنها را انجام دهد.
مساءله - در غسل ترتيبى لازم نيست داخل بينى و يا داخل گوش را بشويد زيرا آنها باطن هستند و شستن باطن لازم نيست .
كارهايى كه بر جنب حرام است :  
1 - زدن دست به كلمات قرآن
2 - رفتن به مسجد الحرام و مسجد پيامبر (ص ) حتى به صورت عبور و گذرا
3 - توقف در مساجد ولى به صورت عبور اشكال ندارد.
4 - گذاشتن چيزى در مسجد
5 - خواندن سوره هايى كه سجده واجب دارد كه چهار سوره است (الم تنزيل - حم سجده - النجم - اقراء)
مساءله - جايى را كه در ادارات و مدارس براى خواندن نماز قرار داده اند حكم مسجد را ندارد.
مساءله - تمام شرطهايى كه براى وضو گفتيم براى غسل هم لازم است جز اينكه موالات و پشت سر هم لازم نيست .
ب - غسل مس ميت ،  
يعنى اگر كسى پس از سرد شدن ميت و قبل از غسل دادن او، به بدنش ‍ دست بزند بايد غسل كند.
غسل مس ميت مثل غسل جنابت انجام مى شود ولى با آن نمى توان نماز خواند و بايد وضو گرفت .
ج - غسل ميت ،  
مسلمانى كه از دنيا مى رود بر همه واجب است كه او را غسل داده و كفن كنند و بر او نماز بخوانند و سپس دفنش كنند چنانچه كسى اقدام به اين كار كرد از ديگران ساقط مى شود.
چگونگى غسل :  
واجب است كه ميت را سه غسل بدهند:
1 - با آبى كه مخلوط با سدر باشد.
2 - با آبى كه با كافور مخلوط باشد.
3 - با آب خالص
غسل ميت مانند غسل جنابت است و بهتر است كه بصورت ترتيبى انجام دهند.
چند مساءله :  
1 - دست زدن به مرده ايكه تمام بدنش سرد نشده است موجب غسل نمى شود.
2 - شهداى جبهه جنگ ، كه در همان ميدان نبرد جان دهند، غسل و كفن ندارند و بايد با همان لباس كه بر تن دارند دفن شوند.
3 - دست زدن به بدن شهيد در جبهه غسل مست ميت ندارد
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - غسل چند نوع است ؟
2 - غسل جنابت در چه موقعى واجب مى شود؟
3 - آيا لازم است بعد از غسل جنابت براى نماز وضو گرفت ؟
4 - آيا دست زدن به بدن مرده اى كه سرد نشده غسل دارد؟
5 آيا دست زدن به بدن شهيد در جبهه غسل دارد؟

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در دوشنبه 1386/09/19 و ساعت |


همانطور كه در درس گذشته گفتيم ، مجموعه برنامه هاى عملى در اسلام ، احكام است كه از جمله احكام ، واجبات بوده و بخشى از واجبات ، نماز است كه از بهترين عامل ارتباط با خداوند است و از مقدمات آن ، طهارت مى باشد.
طهارت داراى دو شاخه است :
الف - طهارت باطنى كه با وضو، غسل و تيمم بدست مى آيد و بايد با قصد قربت انجام شود.
ب - طهارت ظاهرى كه عبارت است از طهارت بدن و لباس نمازگزاران كه در آن قصد شرط نيست ، هر چند اگر قصد قربت كند اجر و ثواب دارد و بايد توجه داشت كه مساءله طهارت غير از پاكيزگى و نظافت است و چه بسا كه چيزى پاكيزه است ولى از نظر احكام ، نجس مى باشد، مثل لباسى كه آلوده به آب نجس باشد.
اينك به بحث پيرامون و نجاست مى پردازيم :
طهارت و پاكيزگى در اسلام شرط اصلى نيايش با خداست . كسى كه مى خواهد نماز بخواند بايد مقدمات آن را كه طهارت بدن و لباس و سجده گاه است فراهم كند و اگر نجس باشد، آنها را طاهر نمايد و لازم است كه براى نمازش وضو بگيرد.
وضو:  
نمازگزاران قبل از انجام نماز بايد وضو بگيرد و طهارت معنوى به دست آورد آنگاه رو بسوى خالق يكتا كند و راز و نياز نمايد.
چنانكه نمازگزار غسل بر او لازم باشد بايد غسل كند و اگر وضو و غسل ممكن نباشد بايد بجاى غسل و وضو تيمم نمايد.
چگونگى وضو:  
1 - صورت را از رستنگاه مو تا چانه مى شويد.
2 - دست راست را از مرفق تا انتهاى انگشتان مى شويد.
3 - دست چپ را از مرفق تا انتهاى انگشتان مى شويد.
4 - با رطوبت دست راست جلوى سر را مسح مى كند.
5 - با رطوبت آن ، از نوك انگشتان تا برآمدگى پا مسح مى نمايد.
6 - با رطوبت دست چپ به همين صورت پاى چپ را مسح مى كند.
مسائل مسح :  
1 - مسح لازم نيست به اندازه كف دست باشد بلكه به اندازه يك انگشت هم كافى است .
2 - اگر موهاى اطراف سر در جلو سر جمع كرده باشند بايد آنها را عقب زد و روى موى جلو سر مسح نمود.
3 - نبايد دست را نگه بدارند و سر و يا پا را به آن مسح كنند.
4 - رطوبت دست بايد بقدرى باشد كه روى سر و پا اثر بگذارد. چنانچه در تابستان آب دست سريع خشك شود، مى توان از رطوبت صورت گرفت و مسح نمود.
5 - اگر جاى مسح يا موى جلو سرتر باشد اگر رطوبت دست بيشتر از آن باشد مى توان مسح كشيد والا بايد آن را خشك كرد.
6 - جاى مسح نبايد چيزى قرار بگيرد كه مانع از رسيدن رطوبت به آن باشد مثل چسب و غيره .
7 - محل مسح بايد پاك باشد و چنانچه نجس باشد بايد قبل از مسح ، آن را طاهر كرد.
شرط وضو:  
1 - بايد آب وضو مطلق - مباح و پاك باشد
2 - ظرف آب از طلا و نقره و يا غصبى نباشد.
3 - وضو بايد پشت سر هم انجام گيرد و نبايد بين اعضاء فاصله انداخت كه اين را در اصطلاح موالات گويند و همينطور بايد به ترتيب وضو گرفت ، يعنى اول صورت بعد دست راست و دست چپ بعد مسح سر، سپس ‍ مسح پاها.
4 - نبايد آب براى شخص وضو گيرنده ضرر داشته باشد.
5 - وضو را بايد بقصد قربت انجام داد نه براى ريا و خودنمايى .
احكام و شرائط وضو:  
1 - وضو گرفتن از نهرهاى بزرگ كه نمى داند صاحب آن راضى است يا نه اشكال ندارد.
2 - اگر بر روى دست وصورت لكه هاى رنگ است چنانچه رنگ ، جرم داشته و پوست را پوشانده باشد بايد پاك گردد ولى اگر تنها رنگ ، مانده و جرم نداشته باشد اشكال ندارد.
3 - در وضو نبايد از ديگران كمك گرفت در اين صورت اگر شخص ديگرى بر دست و صورت انسان آب بريزد و يا مسح او را بكشد وضو باطل است . مگر آنكه خود، قدرت انجام اين كار را نداشته باشد.
4 - اگر وقت نماز طورى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد نماز، قضا مى شود بايد بجاى وضو تيمم بگيرد.
وضوى جبيره :  
پارچه يا باند و دوائى كه بر زخم مى گذارند جبيره نام دارد .اگر محل وضوى شخص در اثر زخم و يا شكستگى پيچيده باشند و آب برايش ضرر داشته باشد نبايد آب بر روى آن كه ضرر دارد بريزد بلكه بايد با دست تر، بر آن كه بكشد كه اين وضو را وضوى جبيره اى مى گويند.
اگر جاى مسح ، بخاطر زخم ، باند پيچى شده باشد بايد پارچه طاهرى را بر روى آن بيندازند و روى آن را مسح نمايند و اگر باند طاهر باشد نياز به انداختن پارچه را ندارد.
كارهاى زير نياز به وضو دارد:  
1 - براى خواندن نماز بجز نماز ميت كه وضو نمى خواهد.
2 - براى انجام طواف خانه خدا در عمره يا حج ، خواه واجب باشد، يا مستحب .
3 - براى دست زدن به نوشته قرآن يا نام خداوند ولى دست زدن به ترجمه قرآن اشكالى ندارد.
4 - دست زدن به نامهاى معصومين عليه السلام (بنابر احتياط واجب )
شك در وضو:  
1 - اگر در بين نماز شك كند وضو گرفته يا نه نمازش باطل وبايد وضو بگيرد ولى اگر بعد از نماز شك كند نمازش صحيح و براى نماز بعد وضو بگيرد.
2 - كسى كه وضو گرفته و نميداند وضويش باطل شده يا نه وضويش باقى است ولى كسى كه مى داند وضويش باطل شده و نمى داند وضو گرفته يا نه بايد وضو بگيرد.
شك در وضو:  
1 - اگر در بين نماز شك كند وضو گرفته يا نه نمازش باطل و بايد وضو بگيرد ولى اگر بعد از نماز شك كند نمازش صحيح و براى نماز بعد وضو بگيرد.
2 - كسى كه وضو گرفته و نمى داند وضويش باطل شده يا نه وضويش باقى است ولى كسى كه ميداند وضويش باطل شده و نمى داند وضو گرفته يانه بايد وضو بگيرد.
3 - كسى كه وضو گرفته و حدثى از او سر زده مثلا ادرار كرده يا بادى از او خارج شده ولى نمى داند كداميك جلوتر بوده اگر در بين نماز است بايد نماز را بشكند و وضو بگيرد. ولى اگر بعد از نمازش باشد صحيح و براى نمازهاى بعد بايد وضو بگيرد.
چيزهايى كه وضو را باطل مى كند:  
1 - ادرار 2 - مدفوع 3 - بادى كه از انسان خارج مى شود 4 - خوابيكه انسان چيزى نبيند و چيزى نشوند 5 - مستى و بيهوشى 6 - استحاضه زنان 7- جنابت .
تيمم :  
در صورتيكه آب نباشد يا آنكه به عللى براى نمازگزار ضرر داشته باشد بجاى وضو تيمم مى گيرد. دستور تيمم بدل از وضو:
1: نيت ، 2 - زدن كف دو دست بر چيزى كه تيمم بر آن صحيح است ، مانند خاك يا شن يا سنگ تميز و پاك .
3 - كشيدن تمام كف هر دو دست بتمام پيشانى و دو طرف آن از جايى كه موى سر مى رويد تا ابروها وبالاى بينى و احتياطا بايد، روى ابروها هم كشيده شود.
4 - كشيدن تمام كف دست چپ بتمام پشت دست راست .
5 - كشيدن تمام كف دست راست بر تمام پشت دست چپ .
مواردى كه بايد تيمم كرد:  
در اين موارد بجاى وضو و غسل بايد تيمم كرد:
1 - تهيه آب بقدر وضو يا غسل ممكن نباشد.
2 - اگر از استعمال آب بر بدن خود بترسد به اينكه بيمارى در او پيدا شود. 3 - جائيكه بترسد اگر آب را بمصرف وضو برساند خودش يا ديگران از تشنگى بميرد.
4 - كسيكه بدن يا لباسش نجس است و آب بمقدار طاهر كردن داشته باشد.
5 - هر گاه وقت بقدرى تنگ باشد كه اگر وضو يا غسل كند نمازش قضا مى شود.
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - اعمال وضو چيست ؟
2 - مقدار واجب مسح سر و پا چه مقدار است ؟
3 - كسى كه خودش نمى تواند وضو بگيرد چكار كند؟
4 - موالات در وضو چيست ؟ آن را بيان كنيد.
5 - اگر محل جبيره نجس باشد تكليف چيست ؟
6 - در چه مواردى بايد وضوى جبيره گرفت ؟
7 - در چه مواردى بايد تيمم كرد؟

 

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در دوشنبه 1386/09/19 و ساعت |

  
1 - تقليد كوركورانه :  
عبارت از كارى است كه انسان بدون آگاهى و توجه به اين كه آيا اين تقليد برايش سودمند است يا زيان آورد، از ديگران الگو بگيرد و رفتار و گفتار ديگران را براى خود سرمشق قرار دهد.
2 - تقليد آگاهانه :  
عبارت از اين است كه انسان در مسائلى كه آگاهى ندارد و نمى فهمد، به متخصص فن مراجعه مى كند و هر دستورى را كه او صادر كند انجام مى دهد و يكى از اين موارد تقليد، پيروى مردم از مجتهد جامع الشرايط است .
تعدد مراجع تقليد چرا؟ 
بعضى ها مى پرسند كه ما چون قرآن و مذهب و پيامبرمان يكى است بايد مرجع تقليدمان هم يكى باشد چرا بايد در يك زمان چند مجتهد وجود داشته باشند و در زمانى كه همه آنها در يك سطح علمى هستند شخص ‍ مختار است از هر كدام كه مى خواهد تقليد كند.
براى پاسخ بايد توجه داشت كه مكتب تشيع بر خلاف ساير فرق اسلامى براى علم ارزش قايل است و مى گويد هر كسى كه تحصيل دينى كند و به مرحله استنباط و استخراج احكام شرعى برسد خود مجتهد است و نبايد از ديگرى تقليد كند و ديگران مى توانند و از او تقليد كنند. حال اگر از ميان ده نفر مجتهد جامع الشرايط متساوى ، يكى را انتخاب كنيم و نه نفر ديگر را عقب بزنيم علم را محكوم كرده ايم ، و اين كار براى مكتبى كه خود را مترقى مى داند درست نيست پس وجود تعدد مراجع و مقلدين ، خود شاهد زنده بر بها دادن به علم و دانش است در حالى كه در ساير فرق اسلامى مانند اهل سنت هر فرقه و گروهى بايد از انديشه هاى فقهى رئيس و مؤ سس آن پيروى كند.
شرايط مرجع تقليد:  
شخصى كه انسان او را بعنوان مرجع تقليد برمى گزيند بايد داراى شرائط زير باشد:
1 - عادل باشد، يعنى واجبات را انجام دهد و از گناهان دورى جويد .
2 - زنده باشد، بنابر اين از مجتهد مرده نمى شود تقليد كرد ولى اگر در زمان حيات مجتهدى از او تقليد كرده وقتى كه از دنيا رفت مى تواند همچنان بر تقليد او باقى ماند.
3 - مرد باشد.
4 - بالغ باشد.
5 - شيعه دوازده امامى باشد.
6 - حلال زاده باشد.
7 - بعضى از فقهاء تقليد اعلم را بعنوان فتوا و بعضى را بصورت احتياط واجب ، بيان مى كنند.البته تشخيص اعلم حتى ميان اهل و دانش بسيار مشكل است و ممكن است يك مجتهد در قسمتى از مسائل فقهى مثل نماز مثلا تبحر و تسلط بيشترى داشته باشد ولى مجتهد ديگر، در مبحث ديگرى مثل طهارت و پاكيزگى تسلطش بيشتر باشد در اين صورت اگر اعلميت يك مجتهد از راه شناخت خود انسان يا توسط شهادت دو نفر عالم عادل يا از راه تاءييد گروهى از عالمان دين ، كه توان تشخيص اعلميت را دارند، به دست بيايد بايد همگى او را بعنوان مرجعيت عامه انتخاب كنند حتى اگر احتمال اعلميت او را بدهند مقدم است .
پاسخ به چند سؤ ال :  
س 1 - از چه راهى مى توان فتواى مجتهد را بدست آورد؟ 
ج - فتواى مجتهد را از راههاى ذيل مى توان بدست آورد:
1 - انسان از خود مجتهد، مساءله را بشنود.
2 - از دو نفر عادل بشنود.
3 - از كسى كه مورد اعتماد و اطمينان است بشنود.
4 - از رساله خود مجتهد فتوى را به دست بياورد.
س 2 - آيا از مجتهدى كه از دنيا رفته مى توان تقليد كرد؟ 
ج - تقليد ابتدائى كه انسان مى خواهد تازه تقليد كند خير ولى اگر مدتى از مجتهدى تقليد كرده و به مسائل او عمل نمودن و بعد از دنيا رفته مى توان با فتواى مجتهد جديد بر تقليد ميت باقى ماند و البته در صورتى كه مجتهد جديد بقاء بر تقليد ميت را رساله مجتهد قبلى نموده به فتواى مجتهد جديد منتخب خود، عمل نمايد.
س 3 - نظر مجتهد بر چند نوع است ؟ 
ج - مجتهد به چند صورت ممكن است نظر بدهد:
1 - حكم كند فردا اول شوال و روز عيد فطر است . كه نوعا در اختيار مجتهد حاكم و ولى فقيه است .
2 - فتوا دهد كارى واجب يا حرام يا مستحب يا مكروه يا مباح است مثلا فتوا دهد در وقتى كه انسان نماز واجب بعهده دارد نمى تواند روزه مستحبى بگيرد.
3 - نظريه خود را به صورت احتياط واجب بيان كند مثلا بگويد احتياط واجب است كه تسبيحات اربعه را سه مرتبه بگويدكه در اين صورت مقلد يا به همان احتياط عمل كند و يا به مجتهد ديگرى مراجعه مى نمايد كه يك بار را كافى مى داند.
4 - پس از فتوى يا پيش از آن احتياط كند مثلا بگويد: احتياط، آن است كه نماز را دوباره بخواند، كه اين احتياط مستحب است .
به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:  
1 - چرا تقليد كنيم ؟
2 - تقليد چند نوع است ؟
3 - چرا در يك زمان چند مجتهد و مرجع تقليد وجود دارد؟
4 - در انتخاب مجتهد چند شرط وجود دارد؟
5 - مجتهد چند نظر دارد؟
6 - اعمال انسان به چند دسته تقسيم مى شود؟

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در دوشنبه 1386/09/19 و ساعت |

ارزش انسان در اين است كه تلاش كند برنامه زندگى خود را بر اساس قوانين و مقررات اسلامى پايه گذارى نمايد اين مقرارت عبارتند از:
1 - مبانى اعتقادى كه شامل اصول دين است . اين نوع چون مربوط به اساس دين است بايد از روى دليل باشد، هر چند كه دليل ساده باشد. در اين صورت در مسائل اعتقادى و اصول دين ، جاى تقليد نيست .
2 - احكام يا دستورات عملى كه مربوط به فروع دين است .اين نوع چون مربوط است به فروع دين و كارهايى كه انسان بايد انجام دهد مربوط مى شود به احكام و دستورات دين كه از طريق تقليد و پيروى از مجتهد و كارشناس متخصص صورت مى گيرد.
3 - اخلاق كه مربوط است به پرورش روح سالم سازى روان و ايجاد صفات پسنديده در انسان .
مسائل اخلاقى گاهى بصورت اخلاق عملى و سيره زندگى امامان و بزرگان مطرح مى شود و گاهى به صورت اخلاق نظرى است كه از طريق آشنايى به احاديث و روايات بدست مى آيد.
بايد توجه داشت كه احكام اسلامى به دو دسته تقسيم مى شود:  
1 - تكليفى : 
احكامى است كه وظيفه انسان را نسبت به رفتار خود مشخص مى كند مثل اينكه عملى واجب يا حرام يا مستحب يا مباح و يامكروه است .
2 - وضعى :  
حكمى است كه شرع غير از آن پنج قسم در مورد عملى كه انسان انجام داده و يا وضعى كه پيش آمده ، آورده باشد.
واجب -  
كارى است كه انجام آن لازم و ترك آن كيفر الهى دارد مثل نماز و روزه
مستحب -  
كارى است كه انجام آن داراى ثواب است و ترك آن كيفرى ندارد مثل نمازهاى مستحبى .
مكروه -  
كارى است كه ترك آن خوب و ثواب دارد و انجام آن كيفرى بدنبال ندارد مثل خواندن نماز مستحبى در خستگى .
مباح -  
كارى كه انجام آن مساوى است نه داراى كيفرى است و نه ثواب و اجرى دارد كه بسيارى از كارهاى روزمره انسان مثل آب آشاميدن - غذا خوردن از اين نوع است .
انسان براى بدست آوردن احكام دينى مى تواند يكى از اين سه راه را انتخاب كند:
1 - اجتهاد 2 - احتياط 3 - تقليد
اينك به توضيح هر يك مى پردازيم :
1 - اجتهاد:  
اجتهاد در لغت به معنى سعى وتلاش و در اصطلاح فقهى عبارت از بدست آوردن احكام از قرآن - سنت - عقل و اجماع است . سنت عبارت از مجموعه گفتار معصومين و رفتار آنان و تقرير و امضاى ايشان و اجماع همان اتفاق فقهاست بر حكمى از احكام دينى .
2 - احتياط:  
عبارت است از عمل كردن به احكام ، به نحوى كه انسان يقين كند به وظيفه اش عمل كرده است در اينصورت عمل به احتياط براى كسانى است كه موارد احتياط را بشناسند و اين خود، كار دشوارى است .
3 - تقليد:  
تقليد عبارت است از عمل شخص مكلف به دستورات مجتهد جامع الشرايط، بنابراين بر هر شخص مكلفى كه مجتهد نيست و طريق احتياط را نمى شناسد و يا مى شناسد ولى نمى خواهد عمل كند، لازم است بخاطر صحيح بودن عبادتش ، به يكى از مجتهدين جامع الشرايط رجوع نموده و از او تقليد نمايد.
مى دانيم كه تقليد يك مساءله فطرى است و چيزى نيست كه اسلام از خود براى ما آورده باشد بلكه هر كسى به حكم فطرت خداداد خويش ، در مسائلى كه نمى داند و يا نياز جسمى و يا روانى او مى طلبد به متخصص فن مراجعه مى كند تا مشكل او حل شود در اين صورت بيمار به پزشك ، شاگرد به معلم و جاهل به مسائل شرعى ، به متخصص اين فن كه مجتهد جامع الشرايط است مراجعه مى نمايد.

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در دوشنبه 1386/09/19 و ساعت |


1- آرامش بخشيدن 
(( و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها )) خداوند مى فرمايد: از نشانه هاى پروردگار اين است كه همسرى از خودتان آفريد تا نزد او آرام گيريد.
نظام خانواده به تناسب روحيات و توان زن و مرد، برنامه ريزى مى شود، يكى از وظائف مهم بانوان ، تعديل عواطف و مهيا كردن فضاى آرام و با صفا در ميان خانه است ، بانوان به لحاظ لطافت و حساسيت روح ، مسئول تنظيم آرامش و صفاى خانواده مى باشند.
اگر مردى بر اثر ضعف نفس ، و يا برخورد با مشكلات و سختى روح و يا به هر دليل موجه يا ناموجه ، عصبانى شد، بر يك بانوى فهميدم لازم است ، بيش از آنكه خود را رقيب حساب كند، همانند يك پرستار دلسوز، به فكر آرام كردن روح و روان شوهر و اهل خانه باشد، تا پس از فروكش كردن گردو و غبار خشم و به كار افتادن عقل و فكر، آن موقع با هم صحبت كنند و اين كار اگر چه از دو طرف لازم است ولى مسئوليت بيشتر به عهده زن است ، و به همين لحاظ است كه در روايات متعدد به زنان توصيه شده است . تا تلاش كنند رضايت شوهر را بدست آورند، و ديديم كه قرآن از زنها بعنوان آرامش دهنده ياد نموده است ، در روايتى از حضرت على عليه السلام نقل شده است كه فرمود: وقتى به زهرا نگاه مى كردم ، هر غم و غصه اى كه داشتم برطرف مى شد.
همچون گل شكفته ، شادى آفرين باشيد 
زنان بايد شادى آفرين خانه باشند، سنگ صبور خانه زن است ، هميشه مى بايد نبض عواطف و جو اخلاقى خانه را معتدل نگاه دارد، پيامبر اكرم (ص ) در آن حديث زنى را شايسته و پر سود دانست كه گاه مرد به او نگاه كند و شادمان شود، پس گره از ابرو باز كنيد، و با استقبال گرم و صورت خندان ، گلهاى محبت را در زندگى شكوفا كنيد، چرا كه حضرت على عليه السلام فرمود: زن گل است  پس بايد همچون گل شكفته ، در گلستان خانواده شادى آفرين باشيد.

همه روزه اگر غم خورى غم مدار
چو شب غم گسارت بود در كنار

2- به شوهر خود در امور دين و دنيا كمك كنيد 
(( ثلاثه للمؤ من فيها راحة ... و امراة صالحة تعينه على امر دنيا و الاخرة ))
امام صادق عليه السلام فرمود: سه چيز براى مؤ من راحتى است ، از جمله فرمود: زن شايسته اى كه كمك كار او در دنيا و آخرت باشد.
يك بانوى فهميده كسى است كه علاوه بر انجام مسئوليت خانه و امور تربيتى فرزندان ، و وظائف دينى خود، به شوهر خويش در راه انجام كارهاى نيك پسنديده نيز كمك كند، زن مى تواند بهترين تشويق كننده مرد در انجام واجبات و ترك محرمات ، و بالاتر از آن ، انجام مستحبات و ترك مكروهات باشد.
پذيرا شدن ميهمان با روى باز از طرف زن و يا توصيه به صله رحم و يا انفاق به نيازمندان ، دقت و مراقبت در انجام امور دينى مثل نماز و روزه و خمس و مانند اينها همراه با قناعت و ايجاد فرصت كار خير، مى تواند كمك مهمى به شوهر باشد.
زن مى بايست از حساسيت موقعيت خود، در راه انجام امور اخروى و معنويات استفاده كند، تا خود و شوهر و فرزندان خود را در كانونى سرشار از معنويات و منور به نور الهى قرار دهد، در روايت است كه بعد از عروسى حضرت فاطمه و حضرت على پيامبر اكرم از حضرت على عليه السلام پرسيدند خانواده خود را چگونه يافتى ؟ ايشان جواب داد: (( نعم العون على طاعة الله )) فاطمه را بهترين كمك در راه فرمانبردارى خدا يافتم .
اينطور نباشد كه بانوان در امور دنيا صرفه جو و كمك كار باشند، اما در امور آخرتى دريغ كنند، و يا مانع شوهر باشند.
شوهر و فرزندان خود را به نماز به روزه و به انفاق ، به قرائت قرآن ، به مسجد و جماعت و جلسات و دوستى و صفا دعوت كنيد.
3- امانتدارى 
زن بايد نسبت به اموال و اسرار شوهر امين باشد
(( و زوجه مؤ منة تسره اذا نظر اليها و تحفظه اذا غاب عنها فى نفسها و ماله .))
پيامبر اكرم (ص ) از خداوند عزوجل نقل مى كند كه فرمود: وقتى بخواهم خير دنيا و آخرت را براى مسلمانى گرد آورم (چهار چيز به او مى دهم اول ) دلى متواضع و با پروا (دوم ) زبانى كه با ذكر گويد، (سوم ) بدنى كه بر بلا صبر و استقامت كند (چهارم ) زن با ايمانى كه چون به او نگاه كند، خوشحال و شاد شود، و در نبودن شوهر عفيف و در اموال شوهرش امين باشد.
يكى از صفات مهم كه بانوان بايد آن را به شدت رعايت كنند امانت دارى است ، طبيعت و صميميت زندگى مشترك ايجاب مى كند كه زن و مرد، نسبت به برخى اسرار يكديگر آگاه شوند و مى بايست ، تا آخر عمر آن را در سينه نگاه دارند.
حفظ عفت براى زن در وقتى شوهر غايب است و دورى از نامحرم و با ديگران سخنان تحريك آميز نگفتن ، مقتضاى امانت و عفت است .
اسرار خانوادگى همانند كمبودهاى اقتصادى ، يا روحى و اخلاقى و يا نواقص جسمى ، همه و همه بايد مثل يك امانت نگه دارى شود، زن يا مرد كه نتوانند زبان خود را كنترل كنند و نسبت به آبروى خود و همسر خود و يا خانواده بى اعتنا باشند، زندگى موفقى نخواهد داشت .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: (( المجالس بالامانة ))  مجلسها امانت است ، هر چه در خانه مى گذرد و يا گفته مى شود، مخصوصامسائل زناشويى قابل بازگو كردن نيست ، هر چند طرف شما پدر يا مادر و مانند اينها باشد.
در اين ميان مواظب باشيد، هنگام عصبانيت و خشم مبادا سخنى بر زبان آريد و يا رازى را پيش ديگران فاش كنيد كه دلالت بر پستى و سردى رابطه شما كند، كه در اين صورت صلح و صفا را بر روى خود بسته ايد.
بعد ديگر امانت دارى كه بيشتر به بانوان اختصاص دارد، حفظ اموال شوهر در خانه است ، تمامى اموال مرد، در دست همسرش امانت است ، و مى بايد به قانون امانت با آنها رفتار كند، بنابراين استفاده نابجا از وسايل زندگى ، عدم مراقبت از ابزار و اثاث خانه ، و عدم دقت در استفاده از آنها و بى توجهى در پخت و پز، كه موجب خسارت و صدمه بر اموال مى شود، خلاف امانتدارى است .
يك بانوى آگاه هيچوقت بى اجازه و بدون رضايت شوهر چيزى به كسى نمى دهد، بيش از حد معمول ميهمان دعوت نمى كند، در مراقبت از لباسها و ظروف دقت مى كند، و خلاصه در زندگى اعتماد كامل شوهر را نسبت به خويش جلت مى كند.
آيا مثل اين زن پيدا مى شود؟! 
اصمعى مى گويد: در بيابان مى رفتم كه به خيمه اى رسيدم ، بانويى از خيمه بيرون آمد كه در زيبايى چون آفتابى بود كه از افق طلوع مى كند يا چون ماه كه از پشت ابر تيره نمايان شود، پيش آمد و (به رسم ميهمان نوازى ) به من خوش آمد گفت : سپس اشاره كرد به مكانى كه فرود آيم ، از مركب ، پائين آمدم و ظرف آبى در خواست كردم ، گفت : شوهرى دارم كه بى اجازه او نمى توانم در آب و نان او دست بزنم ، و از او هم اجازه نگرفته ام كه ميهمان را ضيافت كنم ، بله خودم اجازه دارم كه چون تشنه و گرسنه شدم به مقدار احتياج مصرف كنم اما اكنون تشنه نيستم ، وگرنه سهم آب خود را به تو مى دادم ولى شربتى از شير كه غذاى من است به تو مى دهم ، و سپس ظرف شيرى را پيش من نهاد، اصمعى مى گويد من از عقل و زبان گويا و مليح وى متحير ماندم .
در اين هنگام عربى سياه چهره از گوشه بيابان پيدا شد با صورتى بسيار زشت ، وقتى مرا ديد مرحبا گفت ، زن پيش دويد و عرق پيشانى وى را پاك كرد و چنان او را خدمت كرد كه زنان برده به صاحبان خود نمى كنند، فردا كه خواستم بروم به آن زن گفتم ، عجب است كه زيباروئى مثل تو به زشت روئى مثل شوهرت ، چنين دلبسته است و با وجود اين زشتى ، به او اين همه خدمت مى كنى ؟
زن گفت : حديثى شنيده ام كه رسول الله (ص ) فرموده است : ايمان دو نيمه دارد، نصف آن صبر است و نصف ديگرش شكر، چون خداوند به من زيبايى عطا كرده است ، من سپاسگذارى مى كنم و در مقابل آن سختى كه از نا زيبائى صورت شوهرم متحمل مى شوم ، صبر مى كنم تا تمام ايمانم سالم ماند، اصمعى گويد از اين سخن بسيار تعجب كردم و در عفت و پارسائى مثل تو نديدم .
4- كم خرج باشيد 
(( المراة الصالحة احد الكاسبين ))
پيامبر اكرم (ص ) فرمود: همسر شايسته يكى از دو كاسب است .
يكى از وظائف مهم زن ، تعديل خواسته هاى خويش نسبت به در آمد زندگى مى باشد، زن نبايد تنها به خواسته هاى خود و يا فرزندان و يا مخارج زندگى نظر كند، و امكانات و مخارج مرد را ناديده بگيرد، و با ناراحتى و خشم و بهانه گيرى را تلخ و سخت نمايد.
آرى طبق آن حديث شريف ، هرگاه زن با عقل و سليقه خود خوشبختى خانواده را تاءمين كند، اثر كار او كمتر از كسب و كار شوهر نيست ، زيرا حفظ درآمد همانند تلاش براى درآمد ارزشمند است . و در روايتى حضرت فاطمه به حضرت على عليه السلام فرمود:
پيامبر به من فرمود: از پسر عمويت (حضرت على ) چيزى مخواه ، اگر آورد كه خوب وگرنه از او درخواست مكن (يعنى او را تحت فشار قرار نده ).
زن با بركت  
(( من بركت المراة خفة مؤ منة و تيسيز ولدها ))
امام صادق عليه السلام فرمود: از بركت زن اين است كه كم خرج و آسان زا باشد، و پر خرج بودن و مشكل زا بودن او شوم اوست .
بنابراين بانوان براى هرچه بيشتر شدن اين بركت بايد تلاش كنند، البته ، تنگ نظرى نابجا، و صرفه جوئى هاى احمقانه ، كه موجب آبرو ريزى و مريض ‍ شدن و سخت گيريهاى بى مورد مى شود، با قناعت و اعتدال در زندگى فرق دارد.
سخن در تناسب درآمد و مخارج است ، نه بخيل بودن و با وجود امكانات ، بخاطر حرص و بخل ، خود و خانواده را تحت فشار قرار دادن .

 اطاعت  
(( اذا صلت المراة خمسها و صامت شهرها و حجت بيت ربها و اطاعت زوجها و عرفت حق على (عليه السلام ) فلتدخل من اى ابواب الجنان شائت) امام صادق عليه السلام فرمود: زن وقتى (پنج كار را انجام دهد بهشتى است ) نمازهاى پنجگانه را بجا آورد و ماه مبارك رمضان را روزه بگيرد و حج خانه خدا را (در صورت استطاعت ) انجام دهد و از شوهرش ‍ نيز اطاعت كند، به حق حضرت على عليه السلام نيز آگاه باشد، از هر درى از درهاى بهشت كه خواست وارد شود.
اطاعت و فرمانبردارى ، لازمه مديريت مرد در خانه و لازمه صفا و صميميت محيط خانواده است ، اين اطاعت ، نسبت به مسائل جنسى و امورى كه مربوط به مسائل زناشوئى و كاميابى ، و هر چه مربوط به اين مسئله است جنبه واجب دارد، همچنانكه در خروج از خانه نيز واجب است زن از مرد اجازه بگيرد.
اما در امور ديگر جنبه توصيه و لازمه نظم و سعادت خانواده و موجب صفاى بيشتر خواهد بود، البته مساءله اطاعت در بسيارى از موارد جنبه متقبل دارد، و تا آنجا كه شرع و عقل مجاز مى دانند و مسائل ضد اخلاقى در بر نداشته باشد، توجه به خواسته هاى بجاى همسر فهميده مانعى ندارد، و چه بسا موجب افزايش محبت است . البته سخن در اطاعت جائز است ، وگرنه اگر زن يا مرد، درخواست نامشروع و حرامى داشته باشند، چه در امور جنسى و چه در امور ديگر قابل پذيرش نيست ، و هيچ بانوئى حق ندارد، بخاطر شوهر خود را به حرام آلوده كند، حجاب و عفت او نيز از واجبات است ، و اگر شوهرى در اثر بى غيرتى ، همسر خود را وادار به بى حجابى و يا بد حجابى و يا وارد شدن در مجالس حرام و غنا و اينگونه امور كند، بر زن حرام است كه از او اطاعت كند، بلكه مى بايد شوهر خود را از حرام باز دارد.
اطاعتهاى واجب  
1- مسائل جنسى  
2- خروج از منزل  
بر زن واجب است كه در مسائل جنسى همواره و در هر شرايطى (جز در حرام مثل آميزش در حال روزه و يا حيض ) خود را در اختيار شوهر قرار دهد و او را منع نكند.
براى خروج از خانه نيز حتما مى بايست بدون اجازه شوهر اقدام نكند، و اين دو مساءله در روايات متعدد تذكر داده شده است و ما در جلد اول در فصل آميزش جنسى آن را توضيح داده ايم .
امام باقر عليه السلام فرمود: زنى نزد پيامبر اكرم (ص ) آمده عرض كرد: يا رسول الله حق شوهر بر زن چيست ؟ حضرت فرمود: او را اطاعت كند و نافرمانى نكند، از خانه او چيزى صدقه ندهد و روزه مستحبى نگيرد مگر با اجازه شوهر، كه اگر بى اجاره خارج شود، ملائكه آسمان و زمين و ملائكه رحمت و غضب همه او را لعنت مى كنند تا برگردد.
آن زن پرسيد: يا رسول الله چه كسى بيش از همه بر گردن مرد حق دارد؟ حضرت فرمود: پدر، چه كسى بيش از همه بر زن حق دارد؟ حضرت فرمود: شوهر - الحديث .
در حديث ديگرى پيامبر اكرم (ص ) به زنها فرمود: نماز خود را طول ندهيد تا شوهرهاى خود را مانع (كاميابى ) شويد( و در روايت ديگرى حضرت راجع به زنى كه شوهرش با او كار دارد اما او آنقدر معطل مى كند تا شوهر به خواب رود فرمود: اين زن همواره در لعنت ملائكه است تا شوهرش بيدار شود(
در خانه بنشين و از شوهرت اطاعت كن 
در زمان پيامبر(ص ) مردى از انصار بخاطر كارى به مسافرت رفت و با زنش ‍ عهد كرد كه از خانه بيرون نرود تا او برگردد، در اين ميان پدر آن زن مريض ‍ شد، به پيامبر پيغام داد كه شوهرم به سفر رفته و با من عهد كرده كه از خانه بيرون نروم تا برگردد، اما اكنون پدرم مريض شده آيا دستور مى دهى به عيادت او بروم ؟ حضرت فرمود: نه در خانه ات بنشين و حرف شوهرت را گوش كن ، تا اين كه پدرش مرد، آن زن به پيامبر پيغام داد يا رسول الله پدرم مرد آيا دستور مى دهى (در مراسم ) او حاضر شوم ؟ حضرت فرمود نه در خانه ات بنشين و از شوهرت اطاعت كن ، وقتى پدرش را دفن كردند، پيامبر شخصى را نزد آن زن فرستاد كه به او بگويد، همانا خداوند تو را و پدرت را به خاطر اطاعت تو از شوهرت آمرزيد
اختيارش با شوهر است  
در روايت است كه يهود مدينه كه در همسايگى حضرت فاطمه عليه السلام بودند، مجلس عروسى داشتند، نزد پيامبر اكرم (ص ) آمدند و از حضرت تقاضا كردند به خاطر حق همسايگى ، اجازه دهد دخترش حضرت فاطمه عليه السلام به مجلس آنها آيد و مجلس آنها را رونق دهد، پيامبر اكرم (ص ) فرمود: فاطمه همسر على بن ابيطالب است ، و در اختيار اوست ، (يعنى زن هر چقدر هم با فضيلت باشد براى خروج از خانه بايد از شوهرش اجاره بگيرد.)
6- آراسته بودن 
زن همواره بايد براى شوهر آراسته باشد.
لاينبغى للمراة تعطل نفسها و لو تعلق فى عنقها قلادة - الحديث . امام باقر عليه السلام فرمود: براى زن سزاوار نيست كه (رسيدگى به ) خود را رها كند، گرچه با انداختن يك گردنبند باشد(پيامبر اكرم (ص ) نيز به زنى كه از حقوق شوهر پرسيده بود فرمود: بر زن است كه با بهترين عطر، خود را خوشبو كند، و بهترين لباس خود را بپوشد، و با بهترين زينت خويش ، خود را زينت دهد و هر صبح و شب خود را بر شوهر عرضه كند
آرى روايات اسلامى در اين باره متعدد است ، و يك بانوى آگاه متوجه است كه ، مبنا و اساس زندگى مشترك بر محبت و ارضاء غريزه جنسى استوار است ، و اين دو مهم هر دو احتياج به زيبايى و آراسته بودن دارد.
راجع به آراسته بودن زن و مرد در جلد اول توضيح بيشترى داده ايم ، به آنجا مراجعه شود.
+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در شنبه 1386/09/17 و ساعت |

جهاد زن 
(( جهاد المراة حسن التبعل .))
امام هفتم (ع ) فرمود: جهاد زن به نيكو شوهردارى است (زيرا زندگى و سامان دادن به آن و دست و پنجه نرم كردن با مشكلات مادى و معنوى كمتر از جهاد نيست ).
رضايت شوهر براى بانوان اصل است  
زنى نزد پيامبر اكرم (ص ) آمده بود كارى داشت حضرت فرمود، مادران مشتاق و با محبت به فرزندان خود، اگر نبود برخورد تند آنها به شوهرانشان به آنها گفته مى شد بى حساب وارد بهشت شويد (بانوان در گفتار و رفتار در خواستهاى خود همواره بايد توجه داشته باشند كه رضايت شوهر براى ايشان يك اصل است كه سعادت آنها تا حد زيادى به آن بستگى دارد لباس ‍ و خانه و اثاث و ساير اشياء اگر با خشم شوهر همراه باشد بى ارزش و ناچيز است ).
غسل توبه 
امام صادق عليه السلام فرمود: هر زنى كه شب بخوابد در حالى كه شوهرش ‍ بر او به حق خشمگين باشد، هيچ نمازى از او قبول نيست تا اينكه شوهرش ‍ از وى راضى گردد، و هر زنى كه براى غير شوهر خود را خوشبو كند، خداوند هيچ نمازى از او قبول نكند تا اينكه از خوشبو كردن غسل كند همچنانكه از جنابت غسل مى كند
اين زن كارمند خداست . 
مردى به پيامبر(ص ) عرضه داشت : همسرى دارم كه چون وارد خانه مى شوم به استقبالم مى آيد و هنگام بيرون رفتن بدرقه ام مى كند، و چون مرا غصه دار ببيند مى گويد: چرا ناراحتى ؟ اگر به خاطر روزى است كه ديگرى (خدا) عهده دار است و اگر به خاطر آخرت است ، خدا غصه ات را زياد كند (تا بيشتر به فكر قيامت باشى و مرتكب حرام نشوى ).
پيامبر اكرم (ص ) فرمود: همانا خداوند كارمندى دارد كه اين زن از كارمندان خداست براى او نيمى از اجر شهيد است

كرا خانه آباد و همخوابه دوست
خدا را به رحمت نظر سوى اوست
همه روز غم خورى غم مدار
چو شب غمگسارت بود در كنار

پاداش زن صبور 
(( من صبرت على سوء خلق زوجها اعطاها مثل ثواب آسيه بنت مزاحم . ))
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هر زنى كه بر بداخلاقى شوهرش ‍ صبر كند مانند پاداش آسيه به او عطا مى كند (آسيه همسر فرعون بود كه ايمان آورد و زير شكنجهاى هولناك شوهرش جان داد.)

چو از گلبنى ديده باشى خوشى

روا باشد از بار خارش كشى
درختى كه پيوسته بارش خورى
تحمل كن آنگه كه خارش خورى

زن و رضايت شوهر 
(( ويل لامراة اغضبت زوحها و طوبى لامراة رضى عنها زوجها ))
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: واى بر زنى كه شوهر خويش را به خشم آورد، خوشا به حال زنى كه شوهر از وى خوشنود باشد

علاقه به شوهر 
امام صادق عليه السلام فرمود: پيامبر اكرم از جنگى كه در آنها عده بسيارى از مسلمانان آسيب ديده بودند برمى گشت ، عده اى از زنها به استقبال آمده از شهداى خود مى پرسيدند، زنى نزديك شد و گفت يا رسول الله فلانى چه شد؟ حضرت فرمود با تو چه نسبتى دارد؟ گفت برادرم است حضرت فرمود: خداى را سپاس گوى (بخاطر توفيق شهادت برادرت ) و استرجاع كن (بگو انا الله و انا اليه راجعون يعنى ما همه براى خدائيم و به سوى او بر مى گرديم ) همانا او شهيد شد، آن زن نيز سپاس گفت و استرجاع كرد، سپس ‍ عرض كرد: يا رسول الله فلانى چه شد؟ حضرت فرمود با تو چه نسبتى دارد، عرض كرد: شوهرم است . حضرت فرمود: خداى را سپاس گوى و استرجاع كن كه او شهيد شد، زن (كه به شدت ناراحت شده بود) عرض كرد واى از ذلت ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: گمان نمى كردم زنى اينقدر راجع به شوهرش غصه دار شود تا اين زن را ديدم

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در شنبه 1386/09/17 و ساعت |

امام باقر عليه السلام روايت كند كه حضرت فاطمه عليه السلام كارهاى خانه و خمير كردن و نان پختن و جاروب كردن را به عهده گرفت ، حضرت امير عهده دار شد كه كارهاى بيرون از خانه مثل آوردن هيزم و غذا را انجام دهد.
روزى حضرت امير عليه السلام به حضرت فاطمه (س ) فرمود: آيا چيزى (از غذا و خوراكى ) نزد شما هست ؟ حضرت زهرا گفت : سوگند به آنكه حق ، تو را گرامى داشت ، سه روز است كه چيزى نداريم تا بياورم . حضرت امير عليه السلام فرمود: چرا به من نگفتى ؟ عرض كرد: پيامبر مرا نهى فرموده از اينكه از شما چيزى بخواهم و به من فرمود: از پسر عمويت چيزى مخواه ، اگر چيزى آورد كه خوب وگرنه از او درخواست مكن ، و در روايتى آمده است كه فرمود: از خدايم حيا مى كنم كه شما را وادار كنم به چيزى كه در توان ندارى ، اميرالمؤ منين از خانه بيرون آمد، از شخصى دينارى قرض ‍ گرفت تا چيزى تهيه كند، وقتى برمى گشت هوا تاريك بود، در ميان راه مقداد ابن اسود (از ياران با وفاى پيامبر صلى الله عليه و آله ) را ديد (كه شب هنگام در كوچه سر گردان بود) حضرت از او پرسيد: چرا اين وقت بيرون آمده اى ؟ مقداد گفت : اى اميرالمؤ منين سوگند به آنكه حق تو را بزرگ داشته است به خاطر گرسنگى بيرون آمدم ، از امام باقر عليه السلام سؤ ال شد آيا آن زمان پيامبر زنده بود؟ فرمود: آرى .
حضرت امير به مقداد فرمود: من نيز بخاطر همين بيرون آمده ام ، و يك دينار قرض كرده ام ولى تو را بر خود مقدم مى دارم ، آن پول را به مقداد داد و برگشت ، همينكه به خانه آمد، ديد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نشسته اند و حضرت فاطمه (س ) نماز مى خواند و در مقابل ايشان ظرفى سرپوشيده قرار دارد: حضرت فاطمه بعد از نماز سرپوش را از ظرف برداشت ، ظرف آبگوشتى بود كه نان و گوشت در آن بود. حضرت امير عليه السلام پرسيد: اى فاطمه اين را از كجا آورده اى ؟ حضرت زهرا عرض ‍ كرد: از نزد خداست ، خداوند به هر كه بخواه بى حساب روزى مى دهد!
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به حضرت امير عليه السلام فرمود: مى خواهى راجع به همانند تو و او بگويم ؟ عرض كرد: آرى ، پيامبر فرمود مثل تو همانند زكريا است كه چون نزد مريم در محراب عبادت رفت ، ديد غذايى نزد مريم است ، پرسيد اى مريم اين غذا از كجاست ؟ مريم گفت : اين از نزد خداست ، خداوند هر كه را بخواهد بى حساب روزى مى دهد. امام باقر عليه السلام فرمود: سپس همگى تا يك ماه از آن مى خوردند و اين همان ظرف است كه حضرت قائم عليه السلام از آن غذا مى خورد و اكنون نزد ماست

اى گرامى دخت سالار امم
همسر و همخوابه حبل المتين
از تو جسته سكه عصمت رواج
عصمتت بگرفته از عفت خراج
با وجود چون زن در احترام
ديگر از مردان نبايد برد نام
كوه مس را مى كند كان طلا
خاك پاى فضه ات چون كيميا
آبروى مريم از خاك درت
ساره و هاجر به خدمت دربرت
گر توئى زن اى سرفراز زمن
كاش مردان جهان بودند زن
آنچه قدرت داشت ذات كردگار
حمله را بردست در ذاتت بكار
بيش از اينم نى به وصفت دست رس
گر بود در خانه كس يك حرف بس
+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در شنبه 1386/09/17 و ساعت |
با تشکر از بازدیدتون

www.hyper-x.blogfa.com