ایکس پارتی: رقصی در آغوش مرگ
بيا بريم يه چرخي تو خيابونا بزنيم...
جوابي نداد، سرحال سرحال بود و شعر مورد علاقهاش را زير لب زمزمه ميكرد؛ تا به حال اين قدر سرمست و شاد نبود؛ روي تاب نشسته بود و پاهاشو خم و راست ميكرد؛ همچنان از توي ساختمان صداي موزيك و فريادها و خندههاي دوستاشو ميشنيد، بعضيها دوست دارن توي تاريكي با دوستشون به پايكوبي بپردازند، اما اون دوست داشت تو اون دل شب دستاشو تا عمق تاريكي آسمان دراز كنه و دستاي ماه رو تو دستاش بگيره، به همين خاطر قبول كرد كه تا دوستش سوار ماشين بشه و بره تا عمق تاريكي آسمون.
اتوبان تو اون ساعت شب خلوت بود؛ انگار همه چيز براي نوازش صورت و گرفتن دست ماه آماده بود. كم كم ماه رو ديد؛ اما هيچ وقت فكر نميكرد كه ماه اين قدر بهش نزديك بشه، شيشه ماشين رو پايين كشيد و دستشو به سمت ماه دراز كرد و براي اولين بار دستاش چهره ماه را لمس كرد؛ اما يكدفعه همه چيز با يك صداي ترمز، تموم شد. خون به گرمي روي صورتش حركت ميكرد؛ حالا ديگه اون و ماه براي هميشه و تا ابد با هم بودند، تنهاي تنها، اون تور سفيدي به روي سرش داشت و دست ماه توي دستش بود و به خانه بخت ميرفت.
"اكس پارتي" اصطلاحي است كه به مراسم مصرف اين قرصها به كار ميرود؛ در اين مجالس همه چيز آداب خاص خود را دارد آدما با لباسهايي عجيب و غريب به چشم ميخورند، پس از آن نوارهاي موسيقي متال، راك و ... را گذاشته و ... از ويژگيهاي اين نوع موسيقي اين است كه داراي هيچ گونه مكثي نيست؛ يعني خطي و بدون مكث است.
به گفته روانشناسان موسيقي خطي به علت مغايرت با نظام طبيعي گردش خون و روان انسان در افراد تحرك جنسي و جسمي ايجاد ميكند، اين موسيقي به هيچ وجه با حركت هستي در جهان هارموني ندارد و در تضاد است و به دليل همين تضاد مشكلات رواني فراواني را براي افراد به وجود خواهد آورد.
در هر حال اين استريوها با ولوم 130، مجلس آنها را به اصطلاح گرم كرده و همه چيز با اين كار شروع ميشود.
بتدريج "اكس من" وارد ميدان ميشود، او وظيفه توزيع قرصهاي روان گردان بين جوانان حاضر را بر عهده دارد.
"اكس من"، كه فرد با تجربهاي است ، قرصها را بر حسب توان و ظرفيت افراد به آنها داده و سي دي "متال"، "راك" را در استريوهاي بسيار قوي گذاشته و ولوم آن را زياد ميكند: ديس، ديس ...! و همه چيز شروع ميشود. كم كم حالت آنها از شكل يك پايكوبي ساده خارج شده و به حالت "اكس فرو ميروند"، در اين زمان ارتباط آنها با جهان مادي فقط يك ارتباط جسماني صرف است.
يكي از اصطلاحات رايجي كه در مورد مصرفكنندگان "اكس" بكار ميرود، كلمه "فاز" است، گويا هر فرد پس از مصرف "اكس" دچار حالتي ميشود كه به آن "فاز" گفته ميشود، مثلا فاز شادي، غم و ...
اين فاز گرفتنها در افراد متفاوت است و بستگي به عواملي همچون سيستم عصبي، توان و سلامت جسماني ، جثه، ميزان مصرف و روش مصرف آن دارد. همچنين مصرف اكس باعث ميشود بسياري از افراد اعتماد به نفس زيادي پيدا كرده و احساس كنند نيروي فوق بشري دارند.
ميهمانيهاي ريو (RAVES)، يا همان پارتيهاي شلوغ و پر ازدحام كه بيشتر شركتكنندگان آن نوجوانان و جوانان هستند و براي رقصيدن و شادي دور هم جمع ميشوند در دهه هشتاد ميلادي بحران جديدي در اروپا و امريكا بوجود آوردند، چرا كه اكستازي به طور غيرقابل مهاري در ميان جوانان نفوذ كرده بود و روز به روز بر تعداد مصرفكنندگان آن افزوده ميشد و كساني كه به اين قبيل ميهمانيها ميرفتند هماهنگ و عجيب بودند، يكسان لباس ميپوشيدند تا خود را به صورت يك گروه در آورند.
در اين حال، اكستازي يكي از مشهورترين داروها در بين جوانان است كه برآورد شده بيش از 8/2 ميليون نوجوان حداقل يكبار آن را امتحان كردهاند و بسياري از آنها نيز عليرغم آگاهي نسبت به خطرات مصرف آن تا تبديل شدن به يك مصرف كننده دائمي به استعمال آن ادامه ميدهند.
"اكستازي" دارويي است كه معمولا در پارتيهاي شلوغ (RAVES) پيدا ميشود، اين پارتيها اغلب در مكانهاي بزرگ و بدون نظارت نظير انبارهاي متروكه، پاركها و محوطههاي راهآهن تشكيل ميشوند، اما گاهي در جلسات عرفيتري چون باشگاههاي شبانه نيز اتفاق ميافتد. بيشتر از چند هزار نفر نوجوان در يك زمان دور هم جمع ميشوند، اين قبيل پارتيها ميتواند دو يا سه روز ادامه پيدا كند.
اكستازي نياز به خوردن و خوابيدن را سركوب ميكند و از اين رو مصرفكنندگان ميتوانند اين پارتيهاي طولاني مدت را تحمل كنند، هر چند كه گاهي اوقات خستگي و يا "كم آبي" را تجربه ميكنند.
تمام كساني كه به پارتي شلوغ ميروند، اكستازي مصرف نميكنند، اما اغلب آنها چنين ميكنند، اگر شما هم به يك پارتي شلوغ (RAVES)، دعوت شويد به احتمال زياد كساني هستند كه حداقل اكستازي را به شما تعارف كنند.
افرادي كه فروشنده اكستازي هستند به شما خواهند، گفت كه اكستازي بيخطر است، آنها ميگويند كه اكستازي شما را آرام خواهد كرد، ادراكات شما راعميقتر ميكند و به شما احساس خوشحالي ميدهد، البته براي مدت كوتاهي ممكن است چنين باشد، اما اين داروها يك شادي كاذب ايجاد ميكند و در پايان تنها وضع شما را در زندگي وخيمتر ميكند.
نوشتن از "اكس پارتيها" و حركات و سكنات جوانان در اين مراسم نميتواند گوياي تمام و كمال آن باشد؛ بايد آنجا بود و تجربهاي كه جوانان نااميد و بريده از اجتماع در دنياي نشئگي و توهم به دنبال شادي و فرار از واقعيتهاي اجتماع هستند را ديد تا باور كرد حق شادي جوانان بايد به رسميت شناخته شود. چيزي كه مسؤولين امور جوانان بارها و بارها به آن اشاره كردند.
اين جوانان دانسته و يا نادانسته قدم در راهي ميگذارند كه به ناكجاآباد ختم ميشود.
نتايج تحقيقات دكتر بهشاد جعفرپور و آرش دهقاني نشان ميدهد كه مصرفكنندگان تفريحي اكستازي در معرض خطر آسيب مغزي دائمي هستند كه ميتواند به صورت افسردگي، اضطراب، از دست رفتن حافظه و ساير اختلالات، بروز كرده و يا در نهايت كاركرد كلي مغز را كاهش دهند.
بررسيهاي دانشمندان نيز بيانگر آن است مصرف تفريحي اكستازي نيز ميتواند در آينده منجر به بيماري "پاركينسون" ـ يك اختلال عصبي ناتوان كننده كه با فقدان كنترل عضلات مشخص ميشود ـ شود.
"اكس" را اغلب "قرص عشق" (LOVE TAB) هم مينامند، چراكه ادراكات رنگ و صدا را شدت بخشيده و بويژه هنگام رابطه جنسي موجب افزايش نيرو ميگردد؛ اما اكستازي در عين حال يك داروي توهمزاست كه بر ذهن اثر گذاشته و موجب ميشود كه افراد چيزهايي را ببينند يا احساس كنند كه واقعي نيست.
توهمزاها ميتوانند فرد را درون تجربهاي ناراحت كننده يا ترسناك از گذشتههاي دور رها سازند ؛ بدون آن كه او قادر به درك آن باشد.
به عقيده پژوهشگراني كه روي موضوع اكس كار كردهاند، تصور اكستازي به عنوان "قرص عشق" يكي از دروغهاي بسياري است كه درباره داروها منتشر شده است. اكستازي از لحاظ هيجاني آسيبزاست و مصرفكنندگان اغلب از افسردگي، اغتشاش شعور، اضطراب شديد، سوء ظن، دورههاي روانپريشي و ساير مشكلات رواني رنج ميبرند.
خطر بيشتر آن جا نمايان ميشود كه تركيب اكستازي با الكل شديد باشد چراكه در اين حالت ميتواند كشنده باشد. اثرات تحريكزايي داروهايي مانند اكستازي مصرف كننده را قادر ميكند كه براي مدت طولاني به رقصيدن ادامه دهد و زماني كه با شرايط شلوغ و داغ موجود در پارتيها همراه ميشود، ميتواند به كمآبي شديد، نقص كليهها و قلب منجر شود.
دكتر بهشاد جعفرپور و آرش دهقاني در تحقيق خود خاطرنشان ميكنند كه اكستازي علائم هشدار طبيعي ساطع شده توسط بدن را خاموش ميكند و در نتيجه پس از مصرف اين دارو فرد در خطر فرا رفتن از محدوديتها و توان بدنش قرار ميگيرد، براي مثال فرد پس از مصرف اكستازي ممكن است تشخيص ندهد كه بيش از حد گرم شده و احتمال دارد كه غش كند و يا حتي بميرد.
اثرات كوتاه مدت مصرف اكس شامل، اختلال در قضاوت، احساس كاذب عاطفي بودن، گمگشتگي و اغتشاش شعور، افسردگي، سوء ظن مرضي، ويار دارو، تنش عضلاني، سايش غيرارادي دندانها، تهوع، تاري ديد، ضعف و سرما لرزه و يا عرق كردن و اثرات بلندمدت آن شامل حملات وحشتزدگي، متلاشي شدن دستگاه قلب و عروق، كاهش ناگهاني فشار خون، اغماء، سكته، افزايش دماي بدن، واكنشهاي هراس، سوء ظن، توهم، علائم اسكيزوفرني، روانپريشي، بيخوابي، نقص كليه، شوك و مرگ خواهد بود.
يك پژوهش در سوئيس هم نشان ميدهد كه 55 درصد كساني كه اكستازي مصرف ميكنند، از بعضي پيامدهاي منفي همچون 55 درصد احساس از دست دادن كنترل ، 50 درصد دلتنگي و ترس، 49 درصد خستگي و خلق نامناسب، 45 درصد افسردگي، غمگيني، 36 درصد درگيري با خانواده، دوستان، همسر و ديگران، 33 درصد توهمهاي ناخوشايند، 32 درصد نگراني يا سوء ظن، 34 درصد احساس ضعف و غش كردن و 8 درصد درگيري با پليس در رنج هستند.
به هر حال اگر محل ميهمانيها لو نرود و كار يكي از شركتكنندگان به بيمارستان و پزشكي قانوني نرسد، معمولا تا صبح ادامه پيدا ميكند و سرانجام اين جوانان خسته و بريده از همه جا با افسردگي و خستگي زياد به خانههايشان ميروند و دوباره به خود قول ميدهند كه از اين كارها نكنند...!



