تبليغاتX
حجاب=ازادی یا اسارت؟


بدحجابى و كشتار 
جوانى را كه متهم بقتل بود دستگير كردند و از او سئوال كردند كه چرا چنين عمل شنيع را بوجود آوردى ؟
گفت : جوانى عذب بودم كه با هزار زحمت ديپلم را گرفتم و وارد دانشگاه شدم در آنجا چشمم به دختران بد حجاب زيادى بر مى خورد كه با آن زيبايى در حياط و كلاس دانشگاه قدم مى زدند با هم مى خنديدند و اصلا رعايت هيچ چيزيى را نداشتند.
من هم جوان و عذب كم كم با آنها طرح دوستى ريختم و با لطايف الحيلى يكى از آنها را فريب دادم كه مى خواهم با شما ازدواج كنم و بعد از مدتها كه با هم دوست بوديم ، يك روز او اظهار داشت كه من حامله هستم و بايد مرا بگيرى .
من كه وضعم مناسب نبود به او قول امروز و فردا مى دادم تا اينكه يك روز كارمان به مشاجره و آبروريزى كشيد با او گلاويز شده وقتى كه به خود آمدم متوجه شدم او را خفه كرده ام و او مُرده است

+ نوشته شده توسط خلبان اینده حامد سراجی. در یکشنبه 1386/06/25 و ساعت |
با تشکر از بازدیدتون

www.hyper-x.blogfa.com